کار از خانه در زمان Coronavirus

Yeh to hona hi tha. آن را به اتفاق می افتد. به عنوان coronavirus crazily bared آن دندان های نیش برای کوبیدن بیشتر مردم ارسال آنها را به قرنطینه یا جداسازی مراکز برخی از ما روزنامه نگاران پیش بینی شده است که این بیماری همه گیر خواهد رسید به ما. در یکی دیگر از راه. هیچ چیز می ترساند روزنامه نگاران بیش از ترس از گرفتن خفه شو و بسته در داخل خانه. بنابراین بدترین ترس ما را به حقیقت می پیوندند. بسیاری از ما خواسته شده است برای کار از خانه.

سعی کنید به عنوان من به مطابقت با فرمان جدید ضروری, در پی شیوع بیماری در آن exasperates بیشتر از من هیجان زده. و آن را بدون دلیل نیست. استفاده نمی شود به نوبه خود خانه شیرین خانه به یک دفتر من سعی می کنم برای ایجاد حس مبهم خط بین خانه و دفتر کار.

اولین مانع برای مقابله با این اعمال “تبعید در خانه” است که خشم. خشم او از دیدن من زیر روال است که من به دنبال برای سال. من آگاه هستم چگونه او ناراحت می شود اگر من با کامپیوتر من بیش از آنچه که او معتقد است مجاز است برای یک مرد که دارای یک دفتر کار در.

“Ghar ko دفتر bana liya kya (شما تبدیل خانه به دفتر خود را؟)” خط او را پرتاب به من با عصبانیت به عنوان اگر در خانه نشسته انجام “هیچ چیز” اما نوشتن یک گناه کبیره. در حال حاضر که من مجبور به ماندن در خانه و نوشتن او به کارگردانی شکر خدا بیشتر از احساس وحشت و نگرانی نسبت به ناشنوایان اما کشنده coronavirus. “Mardood ko هند mein bhi aana غیرتها (چرا این ادم احمق و ابله بود برای آمدن به هند بیش از حد)” او grumbles قرار دادن بقدر یک بشقاب از قطعه قطعه پاپایا در کنار لپ تاپ من حتی به عنوان من اخبار گشت و گذار در اینترنت.

از آنجا که مدارس تعطیل هستند برای یک هفته یا بیشتر به این معنی است که کودکان و نوجوانان—دو نوجوان و یک کودک—در-خانه سربازان طوفان. با مقدار زیادی از وقت خود را در اختیار این دسته از انرژی بی حد و حصر است که فقط غیر قابل کنترل. هیچ کس تا به کشف زنجیره ای و در عین حال به fetter خام و انرژی است. خواهر و برادر رقابت از هم جدا سه خواهر noisily مبارزه نزاع استدلال می کنند بیش از چیزهای بی اهمیت. تنها زمانی که شما در حفظ و به مدرسه رفتن بچه ها در خانه شما متوجه چقدر صبر انجام معلمان باید نیاز به نگه داشتن دانش آموزان خود را آرام و با کلاس به منظور.

پس از آن سخت است به سکوت در سالن که همچنین دارای مجموعه تلویزیونی من سعی می کنم برای “منزوی کردن” خودم را به اتاق دیگری و دور از متنوع خارج از حواس او را پرت. “نوشتن یک تنهایی اشغال” می نویسد: M J اکبر perceptively در آخرین کتاب گاندی هندو: مبارزه با جناح اسلام است. چگونه درست است ؟ من مارول در چند taskers اما من هنوز برای آمدن در سراسر یک روح می نویسد که حتی به عنوان او converses با یک همراه و همدم باعث می شود عشق به خواب خوش و یا گوش به مجلس بحث animatedly. شما نیاز به سکوت گورستان را به افکار خود را شکل توالی و رقص انگشتان بر روی صفحه کلید نمی کنید ؟

همانطور که من نوشتن این خطوط همسر نسیم به اتاق اعلام نشده و تنها اعلام کرد که ‘nashta tayyar hai (صبحانه آماده)’. اوه چرا من باید گفته شود که من مجبور به خوردن بیش از حد زمانی که من کار ؟ و کار از خانه ؟ آیا کسی از من بپرسید در دفتر که من تشنه یا خواب گرسنگی?

بنابراین من برای صبحانه. به سختی من برداشت چند لقمه زمانی که لنگر در یک کانال اعلام کرد که تعدادی از coronavirus آلوده مردم بالا رفته است. هیچ چیز می تواند بیش از این. داشتن مجبور برخی از مواد غذایی پایین گلو من گرفتن یک فنجان قهوه و بازگشت به ایستگاه های کاری.

از اتاق پنجره می بینم آسمان پاک و آفتاب می درخشد درختان سبز هستند اما خود برگ دلپذیر به عنوان جیوه افزایش می یابد. کلاغ آمده است quacking, تلاش برای قرار گرفتن در پنجره. آن را مزاحم? چرا آن آمده ناخوانده? همه این پرسش ها به ذهن می آیند. اما پس از آن که دعوت پرندگان به شاهکارهای فقط به عنوان دونالد مغلوب ساختن پیشی جستن دعوت شد به یک افسانه شام در ما شاهوار Rashtrapati Bhavan اخیرا ؟ پرندگان هم موجودات خدا و نمی تواند تقاضا و یا به دنبال مواد غذایی مانند ما انسان ها فراموش, من سعی می کنم به دلیل. من به رفتن به آشپزخانه را به یک قرص نان و پرتاب برخی از خرده نسبت به کلاغ. او feverishly منازعه برخی از آنها در منقار و پرواز کردن. شاید او یک کودک پشت در خانه به غذا.

من تمرکز برای نوشتن یک داستان. به سختی من شروع مقدمه هنگامی که مفت حلقه. من می دانم که همسرم را در خانه به عنوان او رفته به محله بقال به شکایت دارند که ata یا آرد است که او شب گذشته از کیفیت پایین و او باید جایگزین آن را به عنوان به زودی به عنوان امکان پذیر است. بچه ها در حال بازی در این ساختمان ترکیب. بنابراین من باید برای پاسخ به مفت. مرد در درب یک پیک پسر بچه با Sameer Arshad Khatlani قبل از ازدواج, کتاب از طرف دیگر تقسیم کنید: سفر به قلب پاکستان من دستور داده بود از آمازون. Sameer خجالتی کشمیری پسر یکی از همکاران سابق در برابر هند قبل از او نقل مکان کرد و به بیان و سپس به هندوستان تایمز. رفتن توسط کریستف Jafferlot نظرات در کتاب باد و آن را “ارائه می دهد جامع پرتره از پاکستان است.” من می گویم بیشتر در مورد این کتاب تنها پس از من آن را بخوانید. اما قبل از این که من را به نوشتن این نقد و بررسی از دوست و همکار Manimugdha شارما الله اکبر: آشنایی با بزرگ مغول در هند امروز. یک دانش آموز از تاریخ من فوق العاده دوست game, این کتاب که نه تنها به ما می گوید چرا اکبر بود بزرگ در میان امپراتوران مغول بلکه همین دلیل برخی از سیاست های مربوطه در هند امروز.

پس از دریافت پیک من بازگشت به صندلی من. لحظات پس از من به اسکان این مفت حلقه دوباره. در این زمان آن است washman با بسته نرم افزاری از laundered لباس. من دریافت که بیش از حد و در را بست پشت سر من. چقدر دشوار است به خانه و محل کار ؟ من حسادت کسانی که عادت به کار از خانه.

بنابراین چه چیزی من را از دست ندهید در حالی که من مجبور به ماندن در خانه و محل کار ؟ زیادی است. من خواهد بود اگر من دروغ بگویم من نه آرام در خانه است. اما پس از آن چیزی است که یک روزنامه نگار به خصوص یکی که با این نسخهها کار برای یک روزنامه باید نفرت. آقای Zeyaul الحق دهلی-بر اساس روزنامه نگار کهنه کار که در یک بار کار می کرد با بار از هند در لکنو و که نوع به اندازه کافی به من را زیر بال خود را زمانی که من به شدت نیاز به یک لنگر خواهد مهمانی بعضی از ما جوان کارآموزان با جالب حکایات در مورد روزنامه نگاری و روزنامه نگاران. هنگامی که او گفت که یک ویرایشگر در پیشرو که به لایو انتساب. کسانی که روز قبل از اینترنت و خبرنگاران تایپ شده داستان های خود را در ماشین تحریر. بنابراین او انتظار می رود که پسر در بازگشت به اتاق و گزارش. اما لایو به جای آمدن به دفتر و ارائه گزارش خود به خانه رفت و نشان داد تنها صبح روز بعد. عصبانی بلکه دلسوز به استخدام جدید بدیهی است که نمی دانم قواعد حرفه, ویرایشگر به نام خبرنگار به اتاق خود و با آرامش گفت: “عزیز شکستن یک داستان است نه شریک زندگی خود را که شما را به تخت با. برای این کار باید نوشته شده و برای روز بعد کاغذ.” ما تا به حال خنده دلچسب.

من از دست این ضرورت عجله آدرنالین است که مدتها شما را هنگامی که شما در حال کار در برابر یک مهلت. شب در اتاق خبر هرج و مرج هستند. من دوست دارم که هرج و مرج است. که فشار که می کشد از بهترین ها را از ما. روزنامه نگاران نیست برخی از babus برای آنها تعویق یک قاعده و نه استثنا.

و سپس من از دست وعده شب–نان کره–و رفتن به تلوان ماشین آلات برای پر کردن من فنجان قهوه است. اواخر جانباز editor-نویسنده Vinod مهتا به نام چای “اکسیژن” برای روزنامه نگاران است. او آموزش دیده و مشغول به کار در یکی دیگر از عصر. در حال حاضر قهوه بیشتر مصرف کنندگان از چای در اتاق های خبر.

همسر من است و آن را در حال حاضر بعد از ظهر. و آن موقع ناهار. داستان می تواند صبر کنید; مواد غذایی می تواند. به خصوص زمانی که “خانه وزیر” در اطراف است.

سلب مسئولیت : دیدگاه های مطرح شده در بالا هستند خود نویسنده.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>