من که هستم ؟

“چگونه یک منع استعمال مشروبات الکلی افزایش نان تست به آموزگار” من همخانه.

“شما می توانید جمع آوری کشمش به جای. شما می دانید نوع یک مرحله بین انگور و شراب” بود و کنایه من در پاسخ.

این سومین مراسم فارغ التحصیلی. من یکی هر قبلا برای مهندسی و مدیریت هر دو از آن من نمی تواند حضور داشته باشد. این تنها یکی است که من می تواند در فرد و در عین حال آن مجازی است. درجه واقعی است البته!

بسیاری از عزیزان قادر حضور در آن با توجه به منطقه زمانی تفاوت. به نظر می رسد مثل من باید برای دریافت مدرک دیگری قبل از همه ما حضور در یک جشن فارغ التحصیلی رویداد از معدن در فرد!

من که هستم ؟

این سوال نهفته است در مرکز ایمان و فرهنگ و تمدن. زمانی که من یک کودک بودم رندر یک پناهنده در کشور خود به دلیل آزار و اذیت مذهبی. اما این بود که واقعا چه کسی میده ؟

زندگی یک مبارزه است. من مطیع فرزند دانش آموز خوب کار گرفتن نمرات خوب برای من فوق العاده انعطاف پذیر والدین تأکید بر آموزش و پرورش که به من درست کمک از اعضای جامعه است. اما این بود که واقعا چه کسی میده ؟

چگونه می تواند من حتی در آن زمان برای چنین تفکر? من لوکس با بهره گیری از آموزش و پرورش پس از آن اگر شما می دانید منظورم چیست.

در سال 2017, as I lay نیمه reclined در بستر برای بیش از 60 روز يا دوران نقاهت پس از یک تصادف منجر به مرگ, من از خودم پرسیدم دوباره “من که هستم؟”.

تنها در این زمان من به نظر می رسید که سوالات بیشتر.

چرا من اینجا ؟ من چه کاری می خواهید ؟

در مورد من, شما دیدن, کنجکاوی نیست مرا بکشند. به نظر می رسید به صورت زنده بعد از من فرار از مرگ! برگشت روی پای من به معنای واقعی کلمه و ظاهرا سخت بود اما ارزش هر دقیقه از آن.

در سال 2018 در حالی که در تعامل با زنان همفکر در TED زنان رویداد, من از خودم پرسیدم دوباره

من که هستم ؟ چرا من اینجا ؟ من چه کاری می خواهید ؟ من انجام آنچه که من اینجا هستم ؟

سوالات آغاز شده بود افزایش در تعداد; من ممکن است شناخته شده اند که من بود اما من به نظر می رسید که یک دسته بهتر در همه چیز.

من متوجه شدم که من می توانم برای یک سوال با یک ذهن باز. من دوست داشتم به خدمت برای غیر انتفاعی کار به من مقدار زیادی از رضایت. من به نوشتن برای بیان خودم و نه تحت تاثیر قرار دادن کسی. من نوشتن را به زخم التیام یابد. من به مربی بالقوه استعداد و کمک به ایجاد فرصت های که در آن هیچ وجود داشته است.

من می خواستم به در آموزش و پرورش و نهاد سازی. من می خواستم به کار در یک بخش که در آن من می تواند در میان جوانان و کمک به آنها رشد می کنند به شهروندان جهان هدایت کثرت گرایی و احترام متقابل و آرامش و صلح به جای صرف تحمل برای دیگران.

من نمی خواهم هر کودک به صورت آنچه که من تا به حال.

هنگامی که شما در میان انجام زنانی که مورد ضرب و شتم شانس اطراف روح و روان است به طوری که هیچ چیز به نظر می رسد فراتر از آن برسد. آنجا بود که من تصمیم گرفتم به مکمل من بنیادی آموزش و پرورش و تجربه با علوم انسانی.

یک چیز به دیگری منجر شد اسمش را سرندیپیتی و یا مداخله الهی وجود من در سنت جان در ماه ژوئن گذشته.همه چیز جدید بود – این کشور و فرهنگ و زبان این دانشگاه و این درسی است.

سوالات افزایش یافته است. نه فقط که من را تشویق به سوال بپرسید و هدایت برای کشف پاسخ در حالی که چسبیده به متن.

که متن زندگی خود را به عنوان نشانی از ذهن به دنبال پاسخ.

این تحقق بود و نقطه عطف است.

به عنوان منظم پرسش و اکتشاف شروع تحت scintillating هدایت فوق العاده من آموزگار پاسخ آغاز شده ظاهر می شود. هر معلم به من کمک کرد قاب تکمیلی سوال اصلی من سوال از”من که هستم؟’.

انتقاد بازخورد و تشویق نهفته مرا در راه بیش از یک است. من آموخته اند به همان اندازه از مشاهده آنها را به عنوان من را از درس و بحث. آنها حتی همه گیر اجرا کلاس مجازی تجربه به یاد ماندنی. برای کسی که دور از عزیزان خود را در یک دوره جهانی فاجعه آنها ساخته شده کلاس تهمت Covid و چگونه! من مشتاقانه به جلو نگاه به کلاس هر دو قبل و بعد Covid لطف به من آموزگار استثنایی.

ریاضی و علوم و آسان بود برای من البته! اما آن را به حال هرگز بیشتر جالب است. ادبیات و سیاست و فلسفه بودند کاملا جدید به من. من سپاسگزار به آموزگار است که ساخته شده آن را برای من آسان است به درک هر دو افراد و متون.

در این سفر از اکتشاف من تصادفا اتصال عناصر که به من یادآوری است که به دنبال در تمدن بشری به عنوان شرق و غرب نیاز نیست لزوما تنها راه نگاه کردن به آن. زمین های بایر با نتیجه گیری خود را از Shanti Shanti Shanti بود و نزدیک خانه بود ؟ و شکسپیر مرا به یاد نمایشنامه نویسان و شاعران برگشت به صفحه اصلی که قبل برد توسط بسیاری از قرن ها.

در حال اجرا به خانم اوا Brann, دوباره, سرندیپیتی, قطعا واجد شرایط به عنوان یکی از مهمترین سعادتمند خاطرات در محوطه دانشگاه. او یک آیکون یک افسانه زنده است. در نمونه سخاوتمندانه گرم و شیوه او به من نود دقیقه از وقت خود را و آن را به نظر می رسید و معادل سال تجربه.

که قلب به قلب مکالمه بود مثل یک مرهم به زخم. او را درک آنچه که من تا به حال با آن مواجه آنچه جامعه من تا به حال با آن مواجه هفت بار در هفت قرن است. او می تواند همدردی با من از نزدیک برای او کودکی بود که خیلی شبیه به من در برخی از راه. او تعجب که چرا جهان نمی دانم در مورد جامعه.

و سپس او پاسخ داد: آن خودش “به این دلیل است که شما به دنبال انتقام, شما به دنبال تغییر است. به انجام چیزی که شما نوشتن در مورد آن را در حالی که ساخت یک زندگی و فقط انجام آنچه شما احساس می کنید در مورد پرشور. چه کسی می داند چه تحول شما ممکن است منجر فراموش!”

به طوری که من قدردانی من به هر عضو هیات علمی و اداری هر یک تابع است که کار می کند یکپارچه به اطمینان حاصل شود که ذهن تفکر در سنت جان در حال نزدیک شدن به این عظمت که آنها به طور بالقوه می تواند برای رسیدن به من تعظیم سر من در احترام به آموزگار و به دنبال نعمت های خود را و الهام بخش, به طوری که من قادر به زندگی می کنند تا خود را سرپرستی. که من می دانم که من هستم و من قادر به زندگی می کنند تا به بالاترین پتانسیل من.

 با این کلمات من می خواهم به درخواست شما همه به بالا بردن یک نان تست به ما معشوق آموزگار کارکنان و هر کسی که یک بخشی از جامعه ما و مظهر جانی روح کنجکاوی.

ممکن است همه ما می دانیم که ما که هستیم.

P. S استخراج شده از نان تست به آموزگار در طول تابستان سال 2020 کاردانی دین پذیرش برای رشته داوطلبان سنت.

سلب مسئولیت : دیدگاه های مطرح شده در بالا هستند خود نویسنده.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de