که در آن استعداد به قتل رساندند!

استعداد هدیه به بشریت و متاسفانه از آن است که بشریت به تنهایی که در آن است به طرز وحشیانه ای به قتل رسیدند. درست از زمان سقراط به بیشتر های اخیر مرگ Rajput پسر از پتنا یک موضوع مشترک باقی می ماند استعداد که می شود قربانی است. این فیلسوف بزرگ که با اعتبار تخمگذار پایه و اساس اخلاقی سنت فکر ملاقات با مرگ غم انگیز در یک به اصطلاح دموکراسی به دلیل چند در قدرت در نظر گرفته شده خود را در افکار آسیب رساندن به ملت. سقراط نوشید شوکران به نظر می رسد با لذت به عنوان او گذشت سن و دانش کاملا به معنای واقعی کلمه. در 70 او می دانست که راه های جهان به خوبی به اندازه کافی به مبارزه با بازی به دست شکنجه گران خود را. گذرانده دانش را به هر کس که صرف زمان با او و در نتیجه شاید فکر کرد که او انجام داده بود خود را کمی. و بازیگر که زندگی اش به پایان رسید در سن بسیار جوان 34 متقاعد بیش از یک بار که او در واقع با استعداد است. بیشتر از یک ساعت او را بیشتر متوجه می شود که مرگ او وحشتناک و از دست دادن برگ های یک پریشان با haunting سوال اگر استعداد ناچار است تحت درمان حسادت و حسادت هل دادن با استعداد به آستانه زندگی است.

قلدری به خصوص حرفه ای قلدری است اجتناب ناپذیر ویژگی بشریت برش در سراسر فرهنگ ها و سازمان ها. بود آن اقدام و یا آموزش در همه جا و اعضای این دسته حمایت از یکدیگر در اصل شما ابتدا به من و من ابتدا شما’. که در آن پس از آن است که برای اتاق های با استعداد که در خودخواه خلاق جهان ايمان ندارند خاراندن اما در کشف و تولید بهترین. در زمان نیست با توجه به فرصت در نظر گرفته شود با کسانی که با واگذار مسئولیت قضاوت. و در عین حال هنگامی که به نوعی خلاقیت هنوز sneaks مانند اشعه نور خورشید وجود دارد هیچ قحط و غلا از مانور به پوشش آن را با ابر از فریب و خویش و قوم پرستی از بین بردن زندگی خلاق سرمایه گذاری. و سپس آنچه که در پایان نتیجه ؟ قالب هنر یا هنرمند تسلیم سقوط در خط جسمی یا ذهنی.

هر انسانی یک هنرمند از انواع آن خانه دار یا کارمند در یک سازمان و یا مترجم آزاد است که با این نسخهها کار مشروط برای مشتریان. هر یک ساخته شده است به پا خط توسط کسانی که حاکم از قدرت و منابع است. چنین مرگ نابهنگام از استعداد سرگرم کننده به عنوان یک زنگ خطر برای بشریت است. هر کس با کمی ممکن است نباید فراموش کنیم که استفاده از قواعد دنیای حیوانات برای رسیدن به بهترین ها را برای خود باعث آسیب به دیگر منجر به نابودی تمام. بر خلاف حیوانات جهان بشریت بسیار طولانی پیش متوجه شدم که بقای گونه بستگی به اجازه می دهد دیگر به زندگی می کنند. زمانی که گرامی شعار ‘زندگی می کنند و اجازه دهید زندگی می کنند’ atrophies را به “ربودن معادل smartness’ بشریت موظف است به رنج می برند.

زمانی که دموکراسی تایید شد به عنوان بهترین شکل از حکومت که در آن یک دولت است و توسط مردم آن امیدوار بود که حق اظهار با برابری و کرامت خواهد بود تضمین. این واقعیت باقی می ماند که هنوز بسیاری از دموکراتیک شهروندان می تواند تضمین نماید که آنها را به آزادی به دنبال استعداد خود را. گاهی اوقات نیاز برای بقا و گاهی چهره آنهایی که نزدیک و عزیز را به هر معقول انسان سازش با استعداد خود.

سازه مانند دموکراسی مانند هر چیز طراحی شده توسط بهترین مغز است مخدوش توسط همان مغز متعالی انسان است. سازه های خود نباشید کافی است. این انسان که ادعای در اختیار داشتن به این ساختار است که مهم است. از آن زمان به یاد داشته باشید که سقراط بیش از حد به دار آویخته شد در یک دموکراسی است. و بازیگر بزرگ است که سرگرم بسیاری با مهارت های خلاق خود را از دست نبرد زندگی در همان فضایی که در آن او یک بار سرآمد. بشریت نیازمند وفاداری به همنوعان آنجا که آن را مدیون به بقای خود.

من نمی توانم فراموش کرده ام در حالی که دوچرخه سواری از طریق آکسفورد چگونه صف های طولانی از اتومبیل خواهد, توقف در گذرگاه عابر پیاده برای تنها دوچرخه سوار احتمالا یک عالم بزرگ و محقق کار خود را برای رسیدن به آزمایشگاه. استعداد سزاوار حفظ. انسانیت پیشرفت در آن است.

سلب مسئولیت : دیدگاه های مطرح شده در بالا هستند خود نویسنده.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>