هنگامی که برق می آید به آرام ایرلندی ایجاد کرد

رمان نویس ایرلندی نیال ویلیامز آخرین کتاب به نظر می رسد در زمانی که همه چیز تغییر کرده است. این 1950s و برق است در نهایت آمدن به ایرلندی روستای Faha. همراه با آن می رسد کریستی یک شرکت برق کارگر است که پناه دادن به اسرار است. و پس از آن است باران. معمولا ثابت نم نم باران به نظر می رسد که متوقف شده است. همه چیز به نظر می رسد کمی روشن تر است.

ویلیامز با هم بافت این عناصر مختلف با سبک نوشتن که تداعی داستان سرایی که ایرلندی فرهنگ حق به رسمیت شناخته شده. در مد واقعی او هرگز اجازه می دهد تا طرح در این راه از یک طرف خوب داستان. شهر Faha – ساکنان و راه خود را از زندگی – ظهور به عنوان عمده شخصیت های مختلف داستان. دستور و سنت نزدیک به زمین و فصول زندگی روزمره در میان مردم شهر واقعا در قرن تغییر کرده. اما یکی می تواند اشتباه به این باور است که عدم تغییر معنی استاز.

این رمان گفت: از دیدگاه Noel, یک مرد مسن تر به دنبال بازگشت در این سال را تغییر دهید. یک نوجوان که در آن زمان او تا به حال تجربه یک بحران ایمان و یو بی اس در بازار تا به حال در مطالعات خود را در حوزه علميه. ترک مادری خود دوبلین, او تا به حال به دنبال پناه در خانه پدربزرگ و مادربزرگ خود را در Faha. Noel هیچ ایده چه چیزی او در مراحل بعدی ممکن است اما پناه روستا زندگی او در می یابد بسیاری از آنچه او نیاز به زمان اعتماد به نفس و روستائیان آرام راه به سادگی پذیرش مردم به عنوان آنها هستند.

کریستی می رسد و در حدود همان زمان و لژ با نوئل را پدربزرگ و مادربزرگ. Noel به زودی در می یابد که شرکت برق پروژه تنها عموم دلیل کریستی ورود. او یاد می گیرد که کریستی به مانور انتساب به دنبال یک فرصت برای تغییر یک فصل از خود گذشته است. او می خواهد برای اصلاح یک اشتباه است. او می خواهد به جبران با یک زن است که زندگی در این شهر برای چند دهه یک زن که او یک بار و دوست داشتنی که قلب او شکسته بود.

هر چند دهه از هم جدا در سن دو مرد شکل یک دوستی. به عنوان نوئل می آموزد بیشتر از کریستی طرح او views آن را به عنوان صرفا عاشقانه است. سرشار با بی ریایی از جوانان تلاش او برای کمک به کریستی تلاش. Noel به زودی می آموزد که همه چیز را می توان تغییر داد. برخی از چیزهایی که به سادگی نیاز به پذیرفته شود پر واضح اهالی شهر زندگی می کردند برای نسل های.

به عنوان ساکنان رعایت پیشرفت روزانه از قدرت کارگران شرکت نخ کشیدن برگهای توتون وامثال کابل در سراسر روستا نه هر کس مشتاق است برای تغییراتی که برق را به ارمغان خواهد آورد. یکی از این holdouts است Noel پدربزرگ. در حالی که شرکت برق مقامات صحبت از تمام امکانات که به زودی در دسترس خواهد بود به مردم شهر نوئل می آید به درک آنچه پدر بزرگ خود را در حال حاضر می داند – “آسان تر و طبیعی تر راه زندگی را پایان خود نزدیک شد.”

در حالی که این کتاب آشکار حوادث از چند دهه پیش آن تم ممکن است بیشتر به موقع از آنها برای اولین بار به نظر می رسد. بله, آن می درخشد نور را در دوره دیگری, اما آن است که یک جهش از تجارب اهالی شهر به ما فرهنگ معاصر به در نظر گرفتن که آیا اتصال ثابت – در مورد برق در زمان ما اینترنت – واقعا بهبود زندگی روزانه. آن را می پرسد که آیا جدیدتر همیشه بهتر است پس هنگامی که سوئیچ بدبختانه وجود دارد هیچ عطف بازگشت. برخی از چیزهایی که خواهد بود برای همیشه از دست داده. شاید بهتر است به تامل و در نظر گرفتن انتخاب حداقل به یک لحظه و درک سادگی.

این کتاب ممکن است همه در فنجان چای. داستان rambles و وزش باد گاهی با کمی توجه به یک مقصد. یکی ممکن است می گویند هیچ چیزی واقعا اتفاق می افتد. به جای ویلیامز قطاری عادی ایجاد کرد زندگی مساله به درک ظرافت و پیچیدگی های خاص با تمرکز بر جزئیات را که غنا به آنچه ممکن است به نظر می رسد بی تکلف و بی پیرایه.

اما در طول راه او را افزایش می دهد این عادی رخداد به sublime – قریب به اتفاق اشتیاق از عشق اول روزانه توجه از یک ازدواج پایدار و آرامش مراسم last rites وقتی که آن زمان به می گویند خوب خداحافظی. ویلیامز گویا پری از روستائیان زندگی قبل از آنها قطع برق. پس از همه “زیر pinholed آسمان شب خدا بود-عرض و به یاد ماندنی قبل از چراغ برق.”

ترجمه مقاله

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de