چه در مورد اخبار بد شما می توانید چیزی در مورد انجام

برای پنجمین بار در این سال جهان در حال پایان یافتن است. هفته 1, 2020: embers هنوز خنک کننده در آمازون هنگامی که در طرف دیگر از سیاره ما شعله های آتش فرا گرفته استرالیا. آمریکا ترور یک ژنرال ايراني, تنظیم کردن نگرانی در مورد یک جنگ جهانی جدید. سپس: اقتصاد جهانی reeled از سقوط خونریزی پاره از طریق دهلی خیابان و در حال حاضر در حالی که امداد کارگران هنوز پیدا کردن سرپناه برای خانواده های داغدیده, هر رویداد خبری نشسته تحت الشعاع قرار توسط یک بیماری همه گیر unfurling آن مرگ-ابر در سراسر جهان ما است. کسانی از ما که در خانه قفل شده است و در آنها چسب به صفحه نمایش پخش بدتر از آن — به طور ناگهانی از کار خانواده پیاده روی برای روز نسبت به وعده پناهگاه و ایمنی و مواد غذایی و آب اجازه پایین توسط شهرستانها و رهبران آنها آویزان رویاهای خود را در. یک ویدیو نشان می دهد یک خانواده نشسته روی زمین و خوردن علف برای یک وعده غذایی.

را فراموش کرده اید (برای نفس کشیدن ؟ همان. رها شانه های خود را unclench فک خود را. دنبال یک بازدم است.)

همه چیز آنقدر بد شما می خواهید به نگه داشتن سر خود را در دست های خود را اما — بی رحمانه و تاب — شما مجاز نیست. دست زدن به صورت خود را لغو شده است.
گوشی من آهنگ my screen-زمان و من به طور متوسط 7 ساعت در روز است. وظیفه نشستن در خانه و درمانده در برابر این بیماری همه گیر کردم با این وجود جزئیات بی حد و حصر مقالات و واتساپ به جلو و توییتهایی دربارهی آن است. (تاپیک جدید زبان عامیانه برای این ناتوانی به نگاه به دور از آخرالزمانی اخبار-تغذیه: ‘doomscrolling’.) من به نظر می رسد به دانستن بدون خواستن به چه تمام رهبران جهان باید گفت: آنچه که مشهور گفته اند در مورد رهبران, چگونه روزنامه نگاران احساس در مورد مشاهیر و چگونه خاله من احساس می کنم در مورد همه آن را. استرس وحشتناک برای ایمنی; واقعیت این است که فوق العاده استرس زا باشد.

از دیگر اتفاقات این ماه بیش از حد — همه mundanities است که تشکیل یک زندگی است. من از خواب بیدار یک روز صبح با بد گرفتگی در گردن من. من پرداخت مالیات و پخته شده با پدر من. من برداشت مبارزه با کسی که برای من مهم است. من در آنجا ماند تا دیر چت با پسر من واقعا واقعا دوست دارم که زندگی ابلهانه دور. Ma قرار داده و روغن را در من و ما یک کیک برای من دادي را 87هفتم تولد. او 2 سال great-grandson, مشاهده در FaceTime خود را باز کرد دهان گسترده ای برای نیش و ما خندید. آن همه احساس بسیار غیرقانونی. جهان در حال پایان یافتن است. چگونه می تواند ما را در حرکت و مبارزه و آواز خواندن تولدت مبارک ؟
اما همچنین: چگونه ما می تواند نه ؟

اکثر قریب به اتفاق واقع من می دانم این است که انسان زندگی خود طیف وسیعی از عاطفی امکان در هر لحظه. به عنوان من نوشتن و دوباره به عنوان شما خواندن کسی در حال تماشای فرزند خود را نفس آخر خود را در حالی که شخص دیگری شاید حتی نزدیک است که با داشتن یک سنگسار احمقانه خنده-مناسب است. بدترین چیز اتفاق می افتد هرگز تنها چیزهایی اتفاق می افتد اما خنده متناسب و کیک تولد نمی خواهد آن را به عناوین مگر اینکه ما به نوعی مرگ از آنها.

فاجعه بیماری و مرگ — اینها ما قدیمی ترین همراهان. بسیار قدیمی تر از پخت و پز, داستان عاشقانه, عناوین. و اگر در حال شادی در حالی که دیگران رنج می برند غیر اخلاقی است و سپس خود را در هر لحظه از قناعت شده است نقض — همیشه شخص دیگری شده است در درد بزرگ است. فقط در حال حاضر ما آن را می دانم.

ما نگه داشتن اخبار از بزرگترین مداوم رنج جهان در کف دست ما تمام وقت. ما به دنبال مرگ و میر به روز رسانی از مکان های ما هرگز به رفتن قلاب blow-by-ضربات مصیبت ما می توانیم چیزی در مورد. این جدید است. آن را بیش از حد. این دیوانگی است. اما به دنبال دور خواهد احساس madder هنوز.
(استراحت گوشه و کنار چشم ها و دهان.)

من نگران چند روز که من هستم بی حس به اخبار بد. من هم مشکوک و بی حسی است که دفاع در برابر تمام عیار فریاد ناامیدی در مورد جهان تقسیم باز به طوری که به طور منظم عادی نوسانات شدید از رسیدن به در یک جهت جدید هر بار که من شروع به درک آن تغییر شبح. من هم می دانم و نه حسی و نه مبهم ناامیدی از هر گونه استفاده به هر کسی. به عنوان یک دوست chided: هر دو در نهایت با فرار از.

ما به نام در به انجام بیش از چرخه را از طریق ترسناک و فراموش کردن. ما به نام به فکر می کنم به وضوح و کمک به مردم است. من هنوز وجود دارد. من در ترس بسیاری از مردم و محققان و پزشکان و روزنامه نگاران — که هیچ چاره ای اما به بود.

این آن چیزی است که همه ما در حال یادگیری برای زندگی از طریق نوشتن از کسانی که گریم جملات در کتاب های تاریخ — جملات با مرگ-عوارض در آنها است. شما سوگواری در بزرگ راه, شما زمین خود را با چیزهای کوچک. همه چیز در مورد همه چیز تغییر می کند و در تمرد شما را به چای خود را چگونه شما همیشه چای خود را. شما ازدحام با مردم شما را دوست دارم, مطمئن شوید که همه خوردن و سپس همه شما چپ نگاه کردن و سعی کنید به قطعه با هم شکل جدید از حالت عادی است.

من پدر و مادر و دوستان خود را در حال حاضر در گروه تصویری-تماس در ساعات شب. آنها مبادله به روز رسانی و سپس آنها آواز خواندن آهنگ ها و بازی dumb باکلمات. من برای پیدا کردن آن بسیار شیرین و بسیار خنده دار. من تقریبا فراموش کرده ام آن را dystopian.

(فکر می کنم در مورد محبت کسی برای شما انجام می شود. Ok. در حال حاضر یکی از شما می تواند انجام دهد.)

فاجعه بیماری و مرگ — این اجتناب ناپذیر سرنوشت اجتناب ناپذیر بازدید کنندگان همیشه در این محله هنوز هم به نحوی تعجب آور نیست زمانی که آنها می آیند دست کشیدن. همه ما می خواهم, من فکر می کنم است را فراموش کرده ام که آنها را در راه خود را. به اجرا در خارج از شادی کردن بازی. اما ما می دانیم که بیش از حد به وضوح زمانی که درد و رنج نیست در ما درب آن را شکستن شخص دیگری. من گفتن خودم که مضطرب شده توسط ناراحت کننده روز تنها یک نشانه از سلامت عقل. من در تلاش برای تغذیه من ظرفیت برای سخاوت و اخلاقی وضوح به نگه دارید تا با بار است که به قول دقیق تر و بیشتر از هر دو.

در ضمن من کمی به شما ارائه می دهد علاوه بر یادداشت من به خودم: نشستن مستقیم بازدم به آرامی دستان خود را بشویید. تفکر در عدم قطعیت, تاریخ, مراقبت از. به راحتی به اغلب. بیمار با هر دو چتری و whimpers.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>