امارات ممکن است به آمریکا تسلیحات ی معامله تهران را دریافت کند؛ همچنین آن را به عنوان یک ضد چین و ایران bonhomie عمل می کنند؟

24 ساعت گذشته، یک اعلان قابل توجه از خاورمیانه بیرون آمده است. دولت ترامپ در آرایش امنیتی خاورمیانه به یک شکست بزرگ دست یازیده است. جالب اینجاست که این داماد ترامپ بود که جارد جارد جارد واین تلاش امنیتی را رهبری می کرد. امارات متحده عربی در ازای تعهد به این که تل آویو سکونتگاه های بانک غربی را ضمیمه خود نکند، رسماً کشور یهودی اسرائیل را به رسمیت شناخته است. معامله با واسطه ایالات متحده آمریکا- به طور رسمی در کاخ سفید در سه هفته آینده امضا خواهد شد. علاوه بر تاثیر آشکار آن را بر اتحاد در خاورمیانه داشته باشد، آن را دارای دو متن فرعی مهم است.

اولاً، ایالات متحده متعهد شده است که امنیت اسرائیل را تضمین کند و امنیت کیفی را تضمین کند و لبه نظامی در برابر دشمن خود حفظ شود. در این زمینه، تنها آن دسته از ملت هایی که اسرائیل را رسماً به رسمیت شناخته اند، تا کنون به سلاح های آمریکا دسترسی داشته اند. این شامل مصر و اردن است. ایالات متحده تنها پس از صلح انوار سادات رئیس جمهور آن کشور با اسرائیل، سلاح های پیشرفته ای را در مصر فراهم کرد. به همین ترتیب، اردن اف-۱۶های دولت-هنر آمریکا را نگرفت تا اینکه شاه حسین با اسرائیل معاهده ای را به عقد خود دراورد و رسماً ملت را به رسمیت شناخت. بنابراین، می توان فرض کرد که شرایط نظامی برای دسترسی به سلاح های آمریکا احتمالاً پس از به رسمیت شناختن اسرائیل توسط یک کشور، کاهش می شود. امارات متحده عربی در گذشته علاقه به هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا و دیگر چنین سلاح های با تکنولوژی بالا را به خود جلب کرده است. بنابراین ایده این است که از طریق این مفهوم فشار که مزایای قابل توجهی برای ملت های عرب در بهتر کردن روابط خود را با تل آویو وجود دارد. و این مزایا در حوزه نظامی و همچنین جنبه های اقتصادی خواهد بود. همچنین با توجه به روابط برادری که امارات با عربستان سعودی دارد، مطمئن است که فرض کنیم این معامله نیز راه را برای محمد بن سلمان، وليعهد عربستان سعودی هموار خواهد کرد تا در نظر گرفتن چنين ترتيبی با اسرائيل نيز مشابه باشد. در حالی که مزایای بلند مدت قابل توجه خواهد بود، امارات متحده عربی (و احتمالا عربستان سعودی بعد) خواهد شد برای مقابله با سقوط فوری از افزایش خصومت. افزایش تنش در منطقه از ایران و ترکیه- هر دو ملت این قرارداد را محکوم کرده اند.

دوم، پویایی منطقه- که همیشه فرار بوده است- به احتمال زیاد شاهد دوباره تراز کردن تازه در میان رو به رشد بونهومی بین تهران و پکن هستند. چین مشتاق است که حضور خود را در منطقه عمیق تر کند. قرارداد 18 صفحه ای بین دو کشور – اولین بار در سال 2016 و به تازگی فروکاسته شده- به دنبال فراهم آوردن دسترسی و اهرم بیشتر به چین و اطمینان از روابط نزدیک تر اقتصادی است. چین در حال حاضر روابط نظامی خود را با ایران در دهه گذشته افزایش داده و در حال حاضر سرمایه گذاری قابل توجهی در زیرساخت های منطقه است. ساختمان بنادر و حتی پروژه های بزرگ جاده. اتحاد چین و ایران موظف است که بعد ژئوسیاسی منطقه را تغییر دهد. چین وزن خود را پشت ایران عمدتا شیعه پرتاب کرده است – به عنوان کشورهای غنی خلیج فارس سنی بودن در برابر آن محدوده شده است. بدیهی است که چین تلاش می کند تا جبهه ای در خاورمیانه باز کند تا آمریکا را از تمرکز بر فعالیت های غیرقانونی خود در دریای چین جنوبی دور کند. قرارداد اسرائیل و امارات احتمالا اهرم بیشتری به ایالات متحده در محور قدرت جدید در منطقه خواهد داد.

سلب مسئولیت : نظرات بیان شده در بالا خود نویسنده است.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im