چیزهایی که شما نمی توانید بر روی تماس تصویری

این تغییرات هر روز اما در حال حاضر چیزی که من بیشتر از دست بهترین دوست من میز ناهار خوری. من از دست پیام کوتاه او را “خواهر من راه رفتن بیش از” و ترک خانه بدون انتظار در یک پاسخ. از آپارتمان من گیتس و چپ گذشته خیاط عمو نشسته خیابان-سمت و فروش ماهی خاموش chowkies گذشته raddi-walas و آشنا سیگار bhaiyas و سپس سقوط-جدا-در-یک-ران-راه ورزشگاه پس از آن در حال سقوط از هم جدا-واقعا بیگل کافه طریق bougainvillea سایه و گذشته روشن و آبی ganne ka غرفه آب و چپ به ترکیب زاغی و پارچه گربه lazing در ایوان آستانه و تا دو پرواز به تخت او را.

من از دست سرگردان به آشپزخانه و فریاد “من چای را که می خواهد ؟” و او پسر, فریاد پشت “من waaant.” حل و فصل در جدول با ما چای می, الهه شعر و موسیقی برای 400th زمان “این اواخر بعد از ظهر نور است فقط بیش از حد خوب” وادار کردن بقیه از ما, یک چرخش بازیگران از دوستان نزدیک به مکث و برای 400th زمان با کمال میل به درک بیش از حد خوب نور اواخر بعد از ظهر.

سپس بی معنی ، aimlessly گفتگو خواهد meander, دوره نقاهت, نوجوان خاطرات نما رادیکال نظریه ها در مورد عشق بافی از طریق خطوط ما در حال تحول — همیشه در حال تحول — نظرات مادری و مخالفت و مقابله با مواد مخدر و Instagram, giddily سوخت توسط یک ریتم در داخل جوک و گاهی اوقات فقط گاهی اوقات پرداخت ما احترام به لرزش خرده شایعات بی اساس است.

من از دست همه ذهن ما unspooling هم که متوجه نیست که او مورد علاقه نور بعد از ظهر بود و آرام به قبل از غروب بنفش فراموشی به اتمام زمان تا زمانی که معده ما گفت: ما آن زمان برای صرف شام است و ما می خواهم برای تصمیم گیری چه باید بکنید در مورد آن. صفحه اصلی مواد غذایی ؟ چه چیزی وجود دارد ؟ منظور ؟ منظور چیست ؟ برو جایی ؟ کجا ؟ من از دست ما در هر زمان تنها انتخاب — انتخاب! — برای ماندن در. (به یاد داشته باشید انتخاب به ماندن در؟) رفتن در هر نقطه به معنی شکستن کامل اینرسی صحبت گه برای ساعت ها و هیچ یک از ما تا به حال قلب است. در حال حاضر ما در تماس باشید در تمام انواع از راه. شما می دانید, عکس از مواد غذایی ما پخته و ساده لوحانه الگوهای رفتاری و خوب جملات از هر آنچه که ما در حال خواندن. آن را شیرین هنوز.

او مرا فرستاده Kahlil Gibran شعر “دوستی”. ما تصویری-تماس یک بار در در حالی که بیش از حد, اما من نمی خواهم آن را احساس بیش از حد اغلب. بین ما وجود دارد آرام اجماع به آن را انجام دهد بسیار است. شاید دیدن یک چهره در صفحه نمایش فاقد آنجا که آن را جایگزین. و یا به عنوان یک دوست قرار داده و آن را: از قبل برنامه ریزی شده “گرفتن” است که در آن راحت نزدیکی می رود به مرگ است. من می دانم که این یک چیز عجیب و غریب برای نوشتن یک قصیده به نشستن در اطراف lazily با دوستان. آن را به طور معمول طبیعی است. ما معنای آن را برای اعطا به روزانه یک احتمال است. این احساس می کند مانند پرداخت ادای احترام به ویندوز و یا دراز کشیدن. (که من می tbh شد و من محروم از هر دو.) من به خصوص که اصلا انتظار آن را از خودم. من سال ها وقت صرف استقبال مجازی اجتماعی فضاهای متقاعد شده و با شوق و ذوق متقاعد کردن دیگران است که ما می توانیم در دیدار با یکدیگر در اینترنت در تمام راه هایی که ارزش نشست. همه در همه ، و من هنوز هم پیدا کردن ما اتصال واقعا معجزه است. اما برای من همه روحیه دیجیتال تولد عیسی مسیح این است که فقط من اذعان که زندگی نمی تواند مسطح بر روی یک صفحه نمایش تک. استاندارد همه گیر نوشتن اعلامیه های سلب مسئولیت برگزاری: میلیون ها نفر از ضرر و زیان بیشتر در حال غصه دار. اما ثبت این لحظه ای بزرگ شامل میلیون ها نفر از کوچک شخصی تمدید و این فقط من فقط امروز: معلوم می شود این گوشی در دست نمی تواند دیدار با هر دوري است.

آن را در حال حاضر که در آن من برای کار و اخبار و مصرف و تولید است. تلاش برای اویختن با دوستان در آن احساس می کند مانند تلاش برای میزبان صمیمی غذای مختصر شام در گوشه ای از یک لوله روشن ، مانند چمباتمه در یک kiddy استخر و اقیانوس برای تلفن های موبایل از تلفن سخنرانان و تلاش برای سوار شدن یک موج است. بهتر از انجام هیچ چیز مطمئن — اما در واقع به طور تجربی چیزی که چیز دیگر.

ما یک انتخاب نیست, من می دانم, اما فقط اجازه دهید من ناله و شکایت کردن برای یک ثانیه شاید فقط برای مقابله با تعادل-همه زوم پارتی تصاویر جاری شدن سیل در رسانه های اجتماعی. اجازه دهید من فقط پرتاب اوقات تلخی که تصویری-تماس اجازه نمی دهد که برای توصیف همان نور و گرفتن نوبت پله به چای و کاملتر و بالاتر در پشت سر هم. آن را ندارد خوب برای سکوت — که عنصر حیاتی مراقبت — یا همه مهم بداهه طراحی رقص از بدن بی سر و صدا دست خوش پیشامد میشه از میز ناهار خوری به طبقه به مبل به پنجره. (هر Gibran: “بدون کلمات, در, دوستی, همه افکار همه خواسته همه انتظارات متولد می شوند و با شادی که unacclaimed.”)

من فقط می خواهم برای دیدن دوستان من چهره بدون من خود به دنبال بازگشت در من از یک جعبه در گوشه ای از صفحه نمایش. یکی از عشق بزرگترین هدیه من فکر می کنم اجازه ما احساس دیده می شود بدون اینکه احساس ما در حال انجام است. در رسانه های اجتماعی و ویدئویی-تماس من احساس می کنم مقدار زیادی دیده می شود اما آن را غیر ممکن است برای رسیدن به لحظه از عملکرد. من می خواهم به خنده خیلی سخت و گوش دادن خیلی با دقت که من فراموش کرده ام که من یک چهره. یا نه: من می خواهم برای فراموش کردن من یک چهره بنابراین من می خنده و گوش دادن با دقت.

من از دست unselfconscious دانستن-و-حال-شناخته شده است که تنها می تواند آشکار در فضای مشترک, هیچ محتوای در حال رد و بدل شده اما آنچه در درون ما مواد غذایی به اشتراک گذاشته شده به جای عکس — که خانواده احساس که تغذیه منحصرا irreplaceably با برنامه ریزی بدون دستور کار هم از طریق کشورهای مختلف از unpresentability و تحریک پذیری و شیدایی و بی قراری. من از دست ندهید با توجه به نور تغییر در بهترین دوست من میز ناهار خوری.

سلب مسئولیت : دیدگاه های مطرح شده در بالا هستند خود نویسنده.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>