مزمور می گوید ‘اپل’ اما آن را ‘دانش آموز’ از چشم

دوستان یک بار به یک در مقابل یک مشکل مخاطب و وقتی پرسید که چگونه آن رفته بود گفت: “من کمی گلوله.” او بشاش با شادی زمانی که او با استفاده از این اصطلاح گیج کننده هر کسی که می خواهم او را شنیده. معلوم می شود که او فکر می کردم که نیش گلوله به معنای کشیدن تقریبا غیر ممکن است feat مانند یک شعبده باز ابتلا به یک گلوله در دندان های او و این که او صحبت کرده بود به خوبی پیش رفته.

هفته گذشته ما در مورد اصطلاحات است که آسان تر به درک در متن اصلی خود را و نیش گلوله یک مثال خوب است. Folk etymology دارد که سربازان را نیش گلوله برای کمک به آنها در تحمل درد در میدان جنگ عمل جراحی در جنگ داخلی. در واقع سربازان بودند که محکوم به شلاق – مشترک نظامی مجازات از 17 تا اوایل قرن 19 – آیا نیش در نرم گلوله سرب برای جلوگیری از گریه و ظاهری “ضعیف است.” یک سال 1788 slang dictionary توضیح می دهد: “این یک نقطه افتخار در برخی از هنگ … هرگز به گریه کردن … در حالی که تحت انضباط the cat o’ nine tails; برای جلوگیری از که آنها جویدن یک گلوله است.” هنگامی که شما نیش گلولهو سپس شما “خودتان را مجبور به انجام کاری ناخوشایند و یا مشکل و یا به شجاع در یک وضعیت دشوار” با توجه به دیکشنری کمبریج.

من همیشه فکر می کردم که سرد به عنوان یک خیار ابداع شد به دلیل خشنود تجانس از “k” برای تلفن های موبایل نیست به دلیل آن ساخته شده است هر گونه احساس. وقتی که من بزرگ شده, خیار, در سال گذشته, من کشف کرد که کشاورزان ظاهرا شناخته شده از حداقل قرن 17 که گفت اول به نظر می رسد: خیار واقعا احساس طراوت و خنک در یک روز گرم تابستان. در قرن 17 cukes در نظر گرفته شد در میان “سردترین” و “dampest” مواد غذایی با توجه به همورال تئوری که رتبه غذاهای با توجه به درجه حرارت و رطوبت. سرد به عنوان یک خیار در نتیجه به معنی “آرام و جمع آوری شده” unbothered توسط تنش های سرکوبگر مانند گرما یا صحبت های عمومی.

یکی دیگر از میوه اصطلاح تولید شد که مزامیر شد برای اولین بار به زبان انگلیسی ترجمه. در مزامیر 17:8 دیوید می پرسد خدا به “نگه داشتن من به عنوان سیب از چشم پنهان من زیر سایه تو بال.” در زبان عبری کلمه است نه اپلولی ishon, “مرد کوچک.” هنگامی که شما نگاه کنید به شخص دیگری را به چشم می بینید یک تصویر کوچک از خودتان منعکس; ishon در نتیجه به معنی “دانش آموز.”

زمانی که مزمور شد ترجمه شده به فارسی در قرن 10 تا آن زمان اپل (æppel). دانشمندان حدس و گمان است که Anglo-Saxons استفاده از کلمه “سیب” برای “دانش آموز” از آنجا که آنها تصور این بخش از چشم به عنوان یک توپ جامد است که در واقع می تواند سقوط اگر یک فرد نیست مراقب باشید, اما شما می توانید ببینید یک نسخه کوچک از خودتان منعکس شده در خصوص براق اپل بیش از حد. اصطلاح شده است اپل از چشم کسی از آن معنی با توجه به Merriam-Webster “یک فرد یا چیزی است که کسی را دوست دارد بسیار است.”

ترجمه مقاله

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>