یاد دهه هشتاد

آنچه به ذهن شما می آید وقتی که من می گویند مد در دهه هشتاد?

پاسخ خود را ممکن است بستگی دارد که شما هستند. اگر شما یک هزاره, شما ممکن است می گویند مادر شلوار جین. اگر شما از نسل من و شما ممکن است به یاد داشته باشید که sarkaari babus عینک سافاری کالج, sported برخی بی دست و پا midis و maxis که پایین زنگ همه خشم و پد شانه شد تا در!

“Ma! من دماغم سوراخ!!”, من messaged من, مادر, روش سوارکاری پایین پله برقی از هدی ایستگاه مترو.


“Sen عکس” گوشی من پینگ در پاسخ فوری. وارد شدن به کابین من اقدام به گرفتن اولین selfie تا کنون که من و سپس به او فرستاده. بدیهی است که او نامیده می شود بلافاصله.

“خوب شما نگاه سنتی و…” او گفت:. او همیشه شروع می شود او جملات درست زمانی که او تا به چیزی منفی می گویند بنابراین من خودم آماده است.

“در آن است برای رفتن به یک نه متری ساری که شما ورزش بعدی؟”, او به شوخی (دفعات بازدید: تمسخر). تشخیص من….مخالفت?
من آرزو پس از آن که ما WhatsApping به جای من نمی خواهم که به قطع تماس بگیرید. من بعد وانمود که تماس کاهش یافته است.
من نگاه کردن من بود و تقریبا خانه.

“Ma نگاه ما آتش”, استقبال دختر من به عنوان به زودی به عنوان من وارد شده است. او و تارا, پسر عموی او بودند و هر دو با پوشیدن یکسان نایک گروه.

آتش? چرا ما سه برابر شد و quadrupling در روز با خودم فکر کردم.

من به یاد دوران کودکی ما زمانی که مادر ما خواهد خرید متر از همان پارچه کوک ما رهبانیت هر چه در ماریو میراندا کارتون. ما خواهد انقباض غیر ارادی ماهیچه نه به خاطر آن دست ساز بود اما از آنجا که ما نمی خواهم به نگاه بسیار مشابه است. رقابت خواهر و برادر بود یک چیز بزرگ.

این بود البته از زمانی که مادر شد بزرگوار. در اکثر موارد آن را به سادگی یک one-size-fits-all لباس صادره از قدیمی ترین خواهر به وسط و سپس به فقیر کمی من. من احتمالا باید با توجه به اعتبار بیشتر برای من بسیار خود را به خیاط.

این مرا به فکر کردن در مورد دایره طبیعت از مد. من رسیده برای من چای و حل و فصل کردن فکر کردن در مورد زمان من برای اولین بار من جفت شلوار جین زمانی که من در سال اول BCom.

“من آرزو می کنم شما تا به حال حفظ شده خود را, جین, مادر”, گفت: دختر من به عنوان اگر من خواندن ذهن. در من نگاه متعجب و متحیر او توضیح داد که ‘فهرست’ بود و در حال حاضر نگاه کنید.

اگر من تا به حال شناخته شده است, من می خواهم که من را نجات داد کمد لباس برای دختر من شده است و بخشی از پایدار مد تیپ. اوه مد از 80 – کسانی که رسمی و خشک و مناسب midis و مسخره شانه خالی محور.

در ضمن دختر من می خواستم توجه من (و پول من البته).

“شما نمی توانید به خرید یک جفت از (دفعات بازدید:استفاده) شلوار جین لی از برخی از تصادفی Insta سایت, T!”, من گفت در پاسخ به درخواست او برای یک هزار روپیه به انتقال به حساب او.

‘آن را unhygienic….um….شما ممکن است مشکلات پوستی قهوهای مایل به زرد” من سعی کردم به همین دلیل با او.

“من آن را خوب بشویید Ma”, او گفت: فقط به عنوان تلفن خود را پینگ با بانک اطلاع رسانی. من تا به حال منتقل مقدار و اذعان کرد که مد خوبی و واقعا تبدیل به یک دایره کامل!
اگر فقط من می تواند تجارت را پاره پاره جفت شلوار جین مادر! این سیستم داد و ستد کالا در رواج هنوز ؟

سلب مسئولیت : دیدگاه های مطرح شده در بالا هستند خود نویسنده.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>