زمین نبرد عشق و ایمان

توسط والسون تامپو

مرگ بارترین باور غلط در دین این است که ایمان و عشق را به عنوان منبع مشترک شان با خدا هماهنگ می کند. عشق در میان چهار ویژگی خدا: بقیه حقیقت، عدالت و شفقت است. اما، ایمان نیروی رانندگی دین است. ایمان اما در اینجا در خدا نیست. ایمان یک ویژگی انسانی است. این افراد سرمایه گذاری در خدا است.

این توضیح می دهد که چرا متولیان ادیان، ایمان را بر عشق تبرّی می دهند. عشق جهانی است در حالی که ایمان منحصر به فرد است. برای دین سازمان دهی شده، آنچه انحصاری است بسیار پرسودتر از آنچه که جهانی است. هر دین برند منحصر به فرد خود را از ایمان به خدا به نمایش می نهد. اما خدا جهانی است. پس این در مورد ایمانی که ما از طریق آن به خدا ارتباط داریم، ماهیت خدا را نقض می کند، می آید!

خدا عشقاست. عشق، برخلاف ایمان، جهانی است. بنابراین، نمی تواند وجود داشته باشد مارک های مختلف از عشق. ما ایمان هندو، ایمان مسلمانان، ایمان مسیحی و اهن داریم، اما عشق هندو، عشق مسیحی نداریم … این بدان معنی است که ادیان نمی توانند در تمایز خود رشد اگر آنها عشق را پیشی می. ادیان با استناد به ایمان بر این مشکل غلبه می کنند. عشق هیچ چیز است; ایمان همه است. این منبع بی رحمی ها و بی عقلی هاست که به نام دین انجام می شود. همه آنها تحت عنوان ایمان رها شدند. جنگ های صلیبی در پی تحریک پاپ اوربان دوم برای آزاد سازی سرزمین مقدس به نام ایمان در حال انجام است.

همه محدودیت ها از تمرین نفرت و قتل برداشته می شوند زمانی که ایمان با ایده خدا تخلیه شده از عشق همپیوند است. برای این که ایمان عاقل باقی می ماند، باید توسط خدا به عنوان عشق اداره شود. یعنی وقتی بی عشقی به نام او تمرین می شود، به خدا توهین می شود. در تمام شرکت های مذهبی تهاجمی از جنگ های صلیبی تا تبدیل، عشق با ایمان سرکوب می شود. این کار کشتن، تسخیر کردن، غلبه بر “دیگری مذهبی” را یک وظیفه مدبرانه می کند.

این ایمان است، نه عشق که به شکل دیگری مذهبی را به یک دسته تحتانی یا خطرناک است. برای عشق، دیگر وجود ندارد؛ اگر این کار را بکند، به عنوان منبع غنی سازی وجود دارد. و مذهب ي ديگه همسايه هستن ایمان، از طرف دیگر، بدافزارها و بدنشان همسایگان به عنوان بیگانه و دشمن است. ایمان می خواهد به تسخیر دیگر. در مقابل عشق هوس می کند با. از طریق این ‘بودن با’ عشق کشف می کند که آنچه که اشتباه شده بود خطرناک و منفور است در واقع بخشی از اندام مشترک بشریت است. تنها زمانی است که چشم انداز مذهبی توسط نور معنوی عشق جهانی که افورسم مانند روشن می شود، ‘دوست دارم همسایه خود را به عنوان خودتان’ و ‘عشق دشمنان خود را’، حتی می تواند به فکر.

مهم ترین مشکل مذهبی این است که ما ایمان بیش از حد و عشق بیش از حد کمی داریم. جاناتان سویفت گفت: ما به اندازه کافی دین داریم تا ما را از یکدیگر متنفر کند، اما نه به اندازه ای که به ما کمک کند یکدیگر را دوست بداریم. عشق کمتر در لباس مذهبی وجود دارد، بیشتر آن را از ایمان منزول. به هر چه بیشتر این کار را انجام دهد، خبیازو ریاکارانه تر می شود. دین و مذهب عشق جهانی نمی تواند کمک کند که به حال بد. از ایمان فقط به عنوان یک پرده دود برای پنهان کردن چهره ی خود استفاده می کند. تنها از منظر چنین ایمانی می تواند عشق را تهدید به نظر می رسد، به عنوان در عشق جهاد. همچنین، تنها از چنین چشم اندازی می تواند ظلم و ستم بر انسان های همنوع تحمیل به نظر می رسد از نظر مذهبی شایسته. ایمان در تاریخ ادیان، رفت و آمد میان ترافیک نامقدس بین دین و سیاست بوده است.

سلب مسئولیت : نظرات بیان شده در بالا خود نویسنده است.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im