با دیدن چین و چهره به چهره

به عنوان روزنامه نگاران ما اغلب با مراجعه به یک کشور و یا سرمایه به عنوان اگر آن را یک فرد – چین در حال انجام X واشنگتن خواسته Y. یا ما دیدن رهبر به عنوان چهره خود و یا کل کشور. این قابل درک است. خوانندگان مشغول هستند و مردم است. آنها می خواهند تصویر بزرگ. روزنامه نگاران انجام بیش از حد این مختصر ما کمک می کند تا رسیدن به نقطه را به سرعت.

اما این خطر وجود دارد در این. نام تبدیل به monoliths در ذهن ما است. ما فراموش می کنیم که پشت برچسب و رهبران ایستاده بسیاری از چهره های زندگی و مبارزات روزمره.

که من تحقیق یک داستان برای نظارت بر چگونگی مقابله با همه گیری آغاز شد و در چین, من افتاد به یک ما مقابل آنها ذهنیت بدون تحقق آن. یک کلمه جامعی مرا از آن: Yunnan.

چین سرسبز غربی استان یوننان مشهور آن شهر شالیزارهای برنج بود و ظاهرا خانه به خفاش ها که انجام شده یکی از نزدیک ترین و شناخته شده عموزاده رمان coronavirus. (همه گیر خود را آغاز کرد و در ووهان در مرکز چین است.) برای من یوننان را به ذهن آمیزه ای از انسانیت من و همسرم شاهد بود در حالی که همراه چینی دوستان در تعطیلات خود را وجود دارد چند سال پیش.

من به یاد می آورد روشن زنان چادری دامن زدن به یک زمینه برنج مسلح با داس, برش sheaves برای مردان به ضرب و شتم غربال کردن و حمل کردن در 55-کیسه پوند. من به یاد روستاییان ما شاهد wading را از طریق knee-high آب با شبکه های سالانه خود را برداشت ماهی به عنوان همسایگان به انتظارنشسته بودند تا به تماشای.

و سپس — در پایان از یک درایو به یک مهمان خانه که معلوم نیست وجود داشته باشد – وجود دارد که خانواده با آب در حال اجرا است که در زمان ما در شب برای تنظیم بیش از یک دوجین ظروف است که رقابت بهترین رستوران ما بازدید کردند.

یک سال قبل از من می تواند شمارش از یک سو تعداد بار من می خواهم خورده مواد غذایی چینی. هنگامی که ما برای اولین بار به می دانم که من همکار چینی و همسرش, آنها ارائه شده ما با یک باریک جعبه چوبی chopsticks. من را لمس کرد اما فکر “چه خواهد شد من همیشه با این؟” اما کسانی که chopsticks معلوم شد که در مورد خیلی بیشتر از چیدن برنج. آنها علامت شروع یک دوستی که به ما به ارمغان آورده آرنج به آرنج بیش بخار کاسه سوپ رشته فرنگی در روستایی یوننان که در آن من یک دوره سقوط در خوردن forkless و spoonless.

آن شب ما بداهتا میزبان در زمان ما به تمرین رقص و آواز که خود یی گروه قومی معروف است. در صبح آنها در لباس پوشیدن من در عروسی خود را با زر و زیور آن قرمز درخشان, تکان دهنده, صورتی و طنین انداز سکه پاغœانغœ جلویی – یک افتخار حتی اگر من مسخره با من معشوقت پیاده روی شلوار زیر. از یک پوستر بر روی دیوار چینی رهبر چین و همسرش نگاه کرد.

من هیچ ایده چه چیزی آنها سیاست بودند اما همانطور که من وارد یک حمام مشترک 900 روستاییان من می دانستم که برای یک واقعیت است که اگر من در زندگی وجود دارد و من می خواهم صمیمانه از پشتیبانی هر کدام حزب را در آب در حال اجرا پاک کردن آن توالت و خلاص شدن از شر مگس.

ما را برای ساعت از طریق حومه و شهرستانها به مراتب بزرگتر از بوستون که من هرگز از شنیده می شود, در مواجهه با یک تنوع فوق العاده ای از چهره تجارب معیشت و زبان. در برخی از مکان های دوستان ما – هر دو بومی ماندارین زبان نمی تواند درک هموطنان خود را. آنها جامعی عکس های فوری از بچه ها با لبخند و دست آنها را به عنوان یادگاری.

پس از یک جلسه عکس ما فرود یک مسیر شیب دار که در آن یک مرد بود که منجر به سه اسب لادن با کیسه سنگ برای ساخت جاده های جدید. نزدیک بود آب از طریق حکاکی با ادای احترام به رئیس مائو تسه تونگ – عهد به گسترده نفوذ به حزب کمونیست چین ، personified.

همین امروز آن را آسان به شخصیت این کشور پهناور به سادگی به عنوان “چین” بیچهره یکپارچه. در طول تاریخ اگر هر رهبر هر کشور نام وجود دارد دریا بشریت است.

و در حالی که پکن ممکن است استدلال می کنند با واشنگتن هرگز فراموش نخواهم کرد که خانواده در کرانههای از یوننان که درمان کل غریبه به یک جشن.

ترجمه مقاله

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>