‘سکولار’ کلمه ای است تجدد: شهروندان باید برای یک جامعه مدرن بر اساس حقوق فردی و آزادی

کار کنند

پس از شرکت نخست وزیر نارندرا مودی در بومیپوجان برای رام ماندیر در ایودیا، بحث ی در مورد سکولاریسم آغاز شده است. با این حال در دو طرف شکاف، چه “سکولار” و چه “غیر سکولار”، یک سوگ و فقدان تفکر آزاد وجود دارد. در حالی که سیاستمداران عمده سالار به اقلیت ها حمله می کنند، سیاست مداران سکولار اغلب به جامعه ای که به آن ها فکر می کنند، فکر می کنند، فکر می کنند. برای کسانی که سیاست های عمده سالاررا به چالش می کشیدند، واژه جدیدی لازم است. “جمع” کلمه بهتري از “سکولار” است.

در گذشته، هر دو سیاستمدار “سکولار” و هندوتوا از دین به عنوان ابزاری سیاسی استفاده می کرده اند تا یا یک عمده گرایی کاذب را طرح کنند یا ارتدوکس ها و اضطراب های اقلیت را تشویق کنند. در عوض، ما می توانیم از مثال ماهاتما گاندی پیروی کنیم. گاندی ‘سکولاریسم روحانی و دین سکولاریست’. گاندی حقیقت را در هر دینی مورد توجه قرار داد، اما عمداً از مراسم، معابد، مساجد یا الیه ها دور ماند و به این ترتیب تعادللیبرالی در حال ترکیب باور شخصی با اخلاق عمومی چند ایمانی بود.

دو دو دو دو دو دو دو سال بعد از آن، در دو دو دو سال و پنجاه، نون بلند سکولاریسم قوی بود. در این زمان، پرامبل هند را به عنوان یک «جمهوری دموکراتیک مستقل» تعریف می کرد، واژه سکولار در قانون اساسی اصلی نبود. از روی طعنه، ارزش های سکولار هند پس از اضافه شدن کلمه “سکولار” توسط ایندیرا گاندی در سال ۱۹۷۶ به پریمبل شروع به پوسیدگی کرد. ‘سکولاریسم’ به عنوان یک غیر قابل تحمل، دولت تحمیل شده، کتاب ممنوع، آزادی بیان دگم در حال لکنت شکل پس از 1980، همان دهه ای که شورش های اجتماعی خشونت آمیز و سیاست های دین بیداد می کرد.

Nehru نمونه سکولاریسم آرمان گرا، قرار دادن padlocks در مورد بابری مسجد پس از آن مورد مناقشه، دور ماندن از مراسم تحلیف معبد Somnath و رانندگی قوانین شخصی هندو به سمت عدالت جنسیتی، حتی به عنوان او از دست زدن در قوانین شخصی مسلمانان خودداری کرد، با ذهن به اطمینان دادن به مسلمانان در زمان پس از پارتیشن. اما حتی نهرو، سکولاریست هشيار، که به عنوان “پانديت” برگزار می شد، از جاذبه اش به سمت آدوايتا و احترام به رودخانه گانگا نوشته است.

تصویرگری: چاد کرو

پس از نهرو، سیاستمداران سکولار نتوانسته اند سکولاریسم را پیاده سازی کنند، یا کلیسا را از دولت جدا کنند یا احترام متقابل میان ادیان را تقویت کنند. ایندیرا از “سکولاریسم” برای بازی برند خود از سیاست بی رحم استفاده کرد. پس از انتخاب مجدد در سال ۱۹۸۰، او به صورت متعصب مذهبی درمی اید، با دیدن ده ها معبد، کمک RSS را در نظرسنجی های J&K در سال ۱۹۸۳ قبول کرد، و مذهب سخنرانی های خود را در آسام لاک کرد و آنچه جیمز مانور دانشگاهی را به عنوان «پذیرش شگفت آور تم ها که متعلق به حق شووینی هندوبود» توصیف کرد، انجام داد.

سال های راجیو گاندی با سردرگمی شدید در مورد “سکولاریسم” مشخص شده بود. Rajiv ricocheted from bowing to Muslim orthodoxy and striking down the Shah Bano judgment, banning Salman Rushdie’s The Satanic Verses to bowing to Hindutva by allowing the unlocking of Babri Masjid and VHP’s s shilanyas in 1989. PV Narasimha Rao اعلام کرد، “من می توانم با BJP مبارزه کنم اما نمی توانم با لرد رام مبارزه کنم” و در پی آن بود که جنبش هندوتوا را در این روند که مانع تخریب مسجد یشده است، به هم راه بیندازم و خنثی سازی کنیم.

PM Atal Bihari Vajpayee profesesed his belief in ‘positive secularism’. او در درون پارامترهای پارلمانی دموکراتیک عمل کرد و تلاش کرد تا از “راجدارما” در جریان شورش های گجرات محافظت کند. با این حال Vajpayee همچنین چندین سخنرانی بلند هندوتوا و اعلام کرد، “من همیشه swayamsevak خواهد شد.”

Manmohan Singh محصول عصر سونیا گاندی از “سکولاریسم سخت” بود که در آن کنگره به عنوان ضد هندو تصور می شد، یک تله تصویری که سونیا خودش در یک کنفرانس رسانه ای در سال ۲۰۱۸ به آن اهمیت داد وقتی که او گفت، “BJP باعث شد مردم باور کنند کنگره یک حزب مسلمان است.” در دوره مودی، “سکولاریسم” تقریباً به طور کامل دور شده است. در نگرش غالب عمده تر، بومیپوجان به عنوان یک بخش طبیعی از شخصیت پراچارک PM دیده می شود. خطوط بین قدرت دولتی و عملکرد مذهبی هندو کاملا تار شده است.

با این حال به دلیل روشی که سیاستمداران از این کلمه سوء استفاده کرده اند، نبرد برای واژه سکولار ارزش مبارزه کردن را نداره. کلمه بی معنی و ساختگی است. هیچ سیاستمدار نشان داده است که به جبهه مبارزه با کمونیسم اکثریت خشونت آمیز و یا ارتدوکس اقلیت. سیاست مدارها به یکی یا هر دو دست و پا کرده اند. به جای “سکولار”، باید یک بار دیگر شروع کنیم به ساختن مدارا واقعی در جامعه. بله، دین بخش عمیقا مهمی از زندگی است، اما این یک موضوع شخصی است. شهروندان مترقی باید در جهت بی ربط کردن دین در زندگی عمومی، دولت و تحویل عدالت کار کنند.

در هر جامعه ای فرد کوچکترین اقلیت است. اگر فرد دارای حمایت قانونی باشد، به دنبال آن است که همه دیگران هم خواهند بود. اگر ما بر آزادی فردی تمرکز کنیم، و نه بر استیجاز جامعه، پس حکومت در هند چیزی خواهد بود که قرار است باشد: کور به دین و احساسات جامعه. در غیر این صورت، یک سیستم که دیروز شکست خورده شاه بانو و سلمان رشدی، موظف است تا سودها بهاردواج و آنند تلتومبده را نیز شکست دهد، اگر آزادی فردی به طور مداوم زیر مجموعه احساسات جوامع باشد.

جامعه مدرن و لیبرال در درجه اول بر تحویل عدالت بی طرفانه و مهربان انهاست که افراد را بدون در نظر گرفتن جامعه متمرکز می کند. اگر حکومت ها به سمت یک یا دین دیگر کج بشن، ما واکنش های شدید و جنگ های مذهبی مداوم ی را در پی خواهيم داشت. در هند، در نهایت، چگونه می توان افرادی که پرستش بسیاری از خدایان مختلف با هم زندگی مسالمت آمیز؟ ما تنها می توانیم همزندگی کنیم اگر همه ما یک مجموعه مشترک از ارزش های لیبرال ی را بپذیریم که تحمل کنند و به آزادی های فردی یکدیگر احترام بزارند. دولت باید از همه متعادل باشد. یارانه برای حج باید بروید، و دولت ها نباید معابد هندو و زیارت بودجه.

دودویی ‘سکولار’/ ‘غیر سکولار’ ما را برای همیشه در هویت های مذهبی به دام می انداخت – که چیزی است که سیاستمداران می خواهند – وقتی که نیاز فوری شهروندان است که خواستار آن باشند که دین برای حکومت کردن غیرمادی شود. به جای اینکه به صورت بازتابی از خودمان تنها به عنوان “هندوها” یا “مسلمانان” یا “مسیحیان” یا ادیان دیگر فکر کنیم، می توانیم خود را به عنوان لیبرال دموکرات های قرن ۲۱ تعریف کنیم که خواهان یک حکومت مدرن منسوخ از همه دین هستند، بدون هیچ گونه منافع ویژه ای به هیچ یک از گروه ها. آره، اما ارزش آرزو کردن رو داره

سلب مسئولیت : نظرات بیان شده در بالا خود نویسنده است.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.detny.im