“رابرت کلایو was an 18th-century nouveau riche رویا به حقیقت می پیوندند … به تطهیر Plassey به تطهیر تاریخچه’

نبرد Plassey مبارزه بود در تاریخ 23 ژوئن 1757. Sudeep Chakravartiنویسنده یک کتاب در مورد جنگ صحبت می کند به Manimugdha S شارما در ادامه برجستگی.

رابرت کلایو است یک بار دیگر در اخبار با توجه به مجسمه topplers. آیا شما خواندن ، او بزرگتر تبه کار امروز از او در زمان خود?

رابرت کلایو باقی مانده دلیر و ننگین را از طریق قرن ها. یک پسر-مرد که تقریبا غرق در راه خود را به هندوستان که به طور مستقیم روشن و قلدری مرد-پسر یک سرباز فرمانده ظالم و متخاصم در یک محور به موفقیت و رانده اضطراب شدید به سطح تریاک مصرف یک مرد با یک چشم در تصویر بزرگ و در عین حال مصرف با خرده جزئیات منظم و در عین حال بزرگ louche متمرکز با اهداف و حریص به عنوان یک بز برای آنها پول همیشه صحبت بلندترین. کلایو بارون Plassey, was an 18th-century nouveau riche رویا به حقیقت می پیوندند شاید اولین مغول. او در تاریخ است. او همچنان بزرگ در تاریخ است.

به شما می گویند که حتی سراج-ud-Daulah قرار است به باینری. برای برخی از, او, هرزگی بی رحمانه و بی کفایت; دیگران او را به عنوان ستم ، چگونه باید ما درک می کنیم ؟

به من سراج-ud-Daulah است نه مطلق تبه کار و نه غم انگیز قهرمان. او یک قربانی برخی شرایط خود را به عنوان به خوبی به عنوان کسانی که خارج از کنترل مانند پویایی انداخته با فرو ریختن مغول امپراتوری و جغرافیای سیاسی و ژئو اقتصادی-مسابقه بین بریتانیا و فرانسه است. Siraj شد مرغزار تا حدودی ضربه قطعا خراب به طور طبیعی عصبی و پر تنش اما به سختی و بی سواد و کامل کالیگولا او ساخته شده بود و یا شهید نواب. سراج همچنین گاهی اوقات به تصویر کشیده شده به عنوان یک بنگالی نواب که گویم چیز بی معنی. و به عنوان من می خواهم به ذکر سراج 23 بود زمانی که وی به عنوان نواب و 24 در نبرد Plassey. تصور کنید که تازه دانشجویان کارشناسی ارشد در جای خود به عنوان نواب بنگال بودن jostled توسط مغول فشار Maratha فشار متخاصم انگلیس و فرانسه و قدرتمند توطئه گران در دادگاه خود را به صفحه اصلی و بانک!

چرا ما باید خواندن در مورد Plassey در سال 2020?

زیرا مفهوم مدرن هند و مدرن سرخپوستان و این واقعیت که ما در حال انجام این مصاحبه به زبان انگلیسی و نه فرانسه یا مراتی یا فارسی است و یک شاخص از اهمیت نبرد Plassey و آن پرچین کمتر شناخته شده و کمتر مورد بحث و backstory.

وجود دارد بدون شک در مورد تاثیر گسترده ای داشته است که زنجیره ای از حوادث منجر به در نبرد Plassey. در روند بریتانیا را شکست داد, فرانسوی, خود اصلی اروپا رقبای خود را قرار داده مجوز و پروانه در دادگاه بنگال است. و Plassey مجموعه ای دیگر از زنجیره ای از حوادث است. از خلع از اول میر جعفر کلیدی Plassey conspirator و سپس میر قاسم او پسر در قانون به عنوان نواب بنگال است. نبرد بوخر در سال 1764 در آن شرکت نیروهای شکست خورده مخالفان است که شامل نیروهای میر قاسم ، نواب از Awadh و امپراتور مغول. اعطای Diwani یا درآمد دولت از بنگال و بیهار به انگلیسی کمپانی هند شرقی در سال 1765 توسط امپراتور مغول بود یک نتیجه مستقیم. آن را به درآمد شرکت کنترل در کنار کنترل اداری بنگال – و کمک به بالا بردن و حفظ ارتش در کنار معکوس جریان شمش از بریتانیا. این مشترک بلند از پول و قدرت underwrote شرکت حرکت غرب به Awadh و پس از آن در چند دهه گذشته به دهلی نو. دائمی حل و فصل است. فرعی داد. شورش در 1857. رسمی جایگزین شرکت با تاج. بنگال و هند و تبدیل شدن به هاب و شکوه از امپراتوری اختصاصی خود را محلی و جهانی و رشد چندین محلی و جهانی جنگ. آن را همه آغاز شد و با شرکت در پیروزی – اسکاتلند – در Plassey. به تطهیر Plassey است برای بی اهمیت جلوه دادن تاریخ است.

شما چه فکر میکنید در مورد این خائن در مقابل patriot روایت است که جدایی ناپذیر به Plassey داستان?

آن را باید از هم جدا چرا که تا حد زیادی آن را bunkum. نبرد Plassey بیشتر ذکر شده به عنوان یک رویداد در نظر اشتباه و راست سیاه و سفید خیانت و شهادت بسیار زیادی از آن خالص است pamphleteering یا انگلیسی یا subcontinental شود. بیچاره سراج, حیله گر, Clive و خائنانه میر جعفر است که معمولا نمی تونم برای سرخپوستان (و بنگلادشی و پاکستانی). بسیاری از tellings شده valorise Clive و انگلیسی کمپانی هند شرقی و اخراج سرخپوستان به عنوان یک دسته از snivelling, توطئه lowlifes. هر دو ناقص هستند. اینها عاطفی و مصلحت نیست – بالینی – tellings شده. چندین هند کتاب های درسی نیز به چالش کشیده وقتی که می آید به Plassey; آنها آن را بیش از حد ناسیونالیستی چرخش. تمام این یک تقلید مسخره امیز برای مطالعه یک چنین رویداد نقطه عطفی است که در واقع شروع یک زنجیره ای از حوادث که منجر به هند مدرن.

وجود دارد نیاز به اصلاحی تاریخچه. وجود دارد نیاز به پوست دور لایه به افشای حقایق و دروغ و افسانه ها و تفاوت های ظریف: خاکستری بین سیاه و سفید مطلق. علاوه بر این داستان از Plassey است که یک ترکیب تهاجمی موازنه به جغرافیای سیاسی است که اغلب کاهش یافته است. مثلا چند آثار اذعان کرد که چقدر فرانسه بودند یک عامل در اجرا به Plassey. و چقدر کسانی مانند رابرت کلایو مرده بودند به خلاص شدن از شر هر دو فرانسوی در بنگال و هند به عنوان بسیار به عنوان “سراج” و یا هر نواب بنگال که ثابت می تواند ناخوشایند. نیز وجود دارد که فوق العاده جالب بازیگران از کاراکتر ها – dramatis personae – در داخل و اطراف Plassey.

شما نوشتن که کلایو بود و حتی با توجه به شرایط Maratha Peshwa پیشنهاد به ارسال Maratha سواران به کمک انگلیسی ها در مقابله با Siraj-ud-Daulah.

کلایو در نظر گرفته شده هر گزینه ای را برای کار به نفع خود در برابر سراج و بنگال ارتش حتی اگر در آن زمان در ژوئن 1757 شرکت پیمان با میر جعفر و دیگر co-توطئه گران بود امضا و مهر و موم شده. کلایو مشتاق بود که در سمت خود به عنوان مقدار سواره نظام به عنوان او می تواند جمع اوری و Maratha سواره نظام معروف بود – و یا بدنام – علاوه بر این که دهه های طولانی دشمنان از نواب بنگال. فقط روز قبل از جنگ در Plassey Clive حتی پیشنهاد تعویق انداختن نبرد برای خرید زمان برای رسیدن به Marathas علاوه بر محلی و منطقه ای rajas و نواب بود که از Bardhaman و Birbhum. کلایو تا به حال هیچ سواره نظام بود خراب عصبی با نگرانی به طور کامل بر روی لبه در که حساب علاوه بر یک میزبان از دیگر عوامل از جمله خطر قرار دادن زندگی خود و آینده این شرکت بر روی خط.

آیا به نظر شما خروج در ناسیونالیستی پیام اطراف Plassey در اخیر بار ؟ آیا به نظر شما بازگشت به استعمار تبلیغات که انگلیسی ها نجات یهودیان از ظلم و ستم از مسلمانان در حالی که توضیح دور خود را کمتر-از-شکوه کار در Plassey?

حوادث مانند Plassey مانند اصطلاح اولین جنگ استقلال در سال 1857 (یا شورش بسته به دیدگاه خود و سیاست) استفاده می شود برای ناسیونالیستی هدف هر زمان که آن را مناسب گرایان du jour. تا آنجا که آنچه شما اصطلاح استعماری تبلیغات: چند برجسته هندو-بنگالی مورخان chroniclers و روشنفکران قرن نوزدهم با کمال میل پذیرفته شده است که به عنوان واقعیت. برای آنها سراج بود احمقانه تند و شدید مسلمان که از دست بنگال و میر جعفر مسلمان خائن که استعداد دور بنگال. تاریخ و حماسه در شعر مراجعه کننده به مسلمانان به عنوان “yavana’ و Plassey به عنوان پس بنگال از yavana. چنین پیام تمایل به درمان بیشتر بالینی توسط چندین قرن بیستم chroniclers و مورخان اگر چه شما هنوز هم پیدا کردن چند Oxbridge مورخان و رمان نویسان با مواج مدرنیستی, طلسم, عجیب و غریب Nirad Chaudhuri انبوه ستایش Clive و عجیب و غریب در بنگلادش وقایع و تبليغاتي درمان سراج به عنوان یک بنگالی نواب که او نمی شد.

 

شما چه فکر میکنید در مورد پیشنهاد برای جدا کردن این شرکت از تاج که آن را به غارت و درنده خویی استفاده قرار گیرد از اوایل استعماری شرکت ؟

این است یکی دیگر از تلاش برای تداوم یک اسطوره است. آن را همیشه یک شرکت و تاج سازمانی. تاج نگاه کردن برای این شرکت و شرکت های یارانه ای تاج – خزانه داری بریتانیا – از زمان به زمان. انگلیسی ها نیروی دریایی شرکت فعال داشت و در مبارزات. در واقع دریاسالار چارلز واتسون که رهبری نیروهای دریایی به بنگال از مدرس در اکتبر سال 1756 می خواستم وضوح در های لوت که ممکن است تعلق از بنگال (و آن را به عنوان اتفاق افتاد چندننگر و Plassey مبارزات) به عنوان مقدار به عنوان نیروهای زمینی به رهبری رابرت کلایو یک کارمند شرکت. دولت و کسب و کار شد و به مانند همیشه handmaidens دیگر.

تا چه حد سرخپوستان سهم غنایم غارت بنگال توسط این شرکت پس از Plassey و بعد ؟

کسانی که نخبگان – بانکداران و تجار مورشیدبد اشراف درباریان ژنرال – که متفقین با شرکت هند شرقی سازمانی را به خوبی انجام داد. این برش در سراسر ادیان و قومیت. شرکت بی رحمانه بود ، زمانی که میر جعفر به عنوان نواب یافت می شود آن را دشوار است به تهیه کردن به نیازهای شرکت و نیازهای آن افسران آنها عزل او قرار داده و او پسر در قانون میر قاسم به عنوان نواب بنگال – و در زمان و هزینه برای آن است. زمانی که میر قاسم نمی تواند کنار آمدن آنها عزل او را آورده و میر جعفر – دوباره برای هزینه! افسانه ای Jagat ست خانواده با کمک شرکت سرمایه گذاری به امن کسب و کار خود را. اما انگلیسی ها به طور پیوسته کاهش کس’ نفوذ و 1790s ساخته شده خانواده استراتژیک و مالی بی ربط در این طرح بیشتر از همه چیز. سگ تغذیه سگ. سگ خوردن سگ. فقط به کسب و کار.

آیا شما موافق با این خصلت پست-اورنگ زیب هند را به 1757 و بعد از آن به عنوان دوره ای از هرج و مرج ؟

دوره پس از مرگ اورنگ زیب در سال 1707 تا پایان قرن 18 می توان به نام هرج و مرج توسط کسانی که با نمایشی شکوفا اما تنها در زمینه از دست دادن قدرت از فرو ریختن مغول امپراتوری. در حالی که پرداخت برای هر فرمان مغول دادگاه در دهلی نو باقی مانده در بی نظمی آنچه اتفاق می افتد در سراسر شبه قاره بود ادعا یا reassertion از قدرت توسط کسانی را دیدم که خود را به عنوان مراکز قدرت از جمله Marathas مختلف نواب و حاکمان از جنوب هند و نواب بنگال است. فرانسوی ها و انگلیسی ها در این بازی به دست آوردن و حفظ مزیت این مایع شطرنج اعمال نفوذ هر چیزی و همه چیز را آنها می تواند. پس از مغول تحکیم رهبری سیاست های این شرکت شروع با یک فشار در 1790s اگر چه نیاز دارید و قصد که برای تحکیم حال تبدیل شدن به طور فزاینده ای روشن و پس از معاهده اللهآباد (هند) در سال 1765 که اعطا شرکت اولیه آن جنگ بزرگ قفسه سینه: این diwani بنگال است. پس از آن شما تا به حال یکی دیگر از امپراتوری دوباره در شبه قاره پس از یک فاصله از یک صد سال عجیب و غریب. اما من اصرار که نه هر مهم تاریخ در این قاره دیده می شود از طریق لنز از مغول است. که می تواند منجر به خود هرج و مرج از علت و اثر و chronicling – خطرناک اگر glamourous, انحراف.

سلب مسئولیت : دیدگاه های مطرح شده در بالا هستند خود نویسنده.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>