ظهور و رسانه های اجتماعی ناشی از رابطه جنسی-اگنوستیک آموزش و پرورش سیاست های طراحی شده در سراسر جهان

با سیاست های آموزش و پرورش از, من به دنبال در این بحث است که آن را آغاز کرده است با علاقه زیادی که وجود دارد این است که یک کلمه که من شدیدا علاقه مند (به شما) اما من نمی توانم به نظر می رسد برای پیدا کردن آن را در هر نقطه و که است.

پیدا کردن جنس از دست رفته از سیاست های آموزش و پرورش است نه یک پدیده است. آن است که مشترک در سراسر جهان به سیاست های آموزشی که حاضر به اذعان به وجود جنسیت و تمایلات جنسی در انسان است.

اعتراف میکنم که عشق ما را به بحث در مورد نیاز از جنس آموزش و پرورش است اما به سختی هر گونه اهمیت نسبت به نیاز بازجویی ناگفته پیمان جهانی مشاهده همه سیاست گذاران به نادیده گرفتن نیاز به داشتن نقشه برداری در timeline آموزش و پرورش.

اگر ما نگاهی به هر سیاست آموزش و پرورش ما دیدن چماقی از کودکان در گروه سنی بر اساس برخی از منطق مرموز است که, کامل agnostic از وضعیت جنسی از کودک است. ما می خواهم به این باور است که این گروه بندی تراز وسط قرار دارد با رشد مغز انسان و چگونه آن را در برنامه های خود دارد اما ما حاضر به قبول این حقیقت بیشتر بیولوژیکی حقیقت در مورد زندگی و که در آن است همه چیز در مورد جنسیت, عسل.

اگر ما می خواهیم برای پیدا کردن یک نام مناسب این سن آن است که سن جنگ. انسان از آغاز جنگ اعلام نشده با بزرگترین نیروی روی زمین یعنی زیست شناسی و, به نوبه خود بزرگترین تجلی یعنی ، و فاجعه این است که برنده این جنگ خواهد بود به مراتب بدتر از از دست دادن آن.

برای مغز انسان, یادگیری نژاد با موفقیت یک ضرورت مطلق برای هر کودک, یادگیری برای انجام ضرب نیست.

اگر ما نگاهی به زندگی سیر یک کودک انسان از آغاز آن نوجوان فعالیت اصلی (بله. من هنوز یک دایناسور از فرویدی era) که مغز انتظار او را/او را به شرکت در این است که برای پیدا کردن همسر مناسب به نژاد ،

یک کودک رفتار رانده است هورمون را به این وظیفه بسیار مهم و از این رو آن مغز به طور کامل گرفته شده توسط سیل از هورمون های جنسی به اطمینان حاصل شود که او/او می کند دقیقا همان چیزی است که زندگی بر روی زمین انتظار هر زندگی-از به انجام.

زیست شناسی تکرار اولویت پس از آن تکامل یافته است ساعت دقیق روند نگه می دارد که بدن و مغز هر کودک همگام با تولید مثل نیاز دارد اما مشکل این است که هیچ سیاست آموزش و پرورش در جهان اذعان به وجود این ساعت بیولوژیکی.

اگر ما در راه جهان در حال حاضر ساختار آموزش و پرورش بیولوژیکی اوج سال تجربه و کشف جنسیت (اوایل نوجوانی) شناسایی و برنده یک همسر (اواخر نوجوان) و پرورش (اوایل بزرگسالی) نقشه برداری به شدت بیش به شدت لود مرحله از آموزش و پرورش است.

به عنوان ما در حال بیولوژیکی طراحی شده برای نگه داشتن رابطه جنسی در زیر پیچ و تاب در این mad طراحی شده است مورد سوال و نتیجه خالص این است که در حال حاضر در آستانه نابودی جامعه بشری.

اجازه دهید ما درک می کنیم که مغز یک کودک بر دوش آموزش و پرورش و در نتیجه عاری از تعاملات اجتماعی است که خود مغز به طور طبیعی نیاز دارد در آن اوایل نوجوانی است که مجبور به زندگی با یک مبتلا به اسکیزوفرنی زندگی است.

مغز یک عصر جدید بچه همان باستان درایوهای کشف mate-پیدا کردن و پرورش در نیروی, اما آنها دیگر منجر به معاشقه wooing, تهیه همسر و مصرف به نژاد است.

اگر ما نقشه جنسی فعالیت های جدید سن کودک در این بیولوژیکی فاز عبارات عمدتا مصرف فصل میزان رابطه و معاشرت در رسانه های اجتماعی و در نتیجه خالص این است که شکل گیری یک خرس بالغ در پایان فرایند است که قادر به شرکت در پرورش به طور طبیعی.

یک احتمال قوی وجود دارد که این افزایش از انجمن ها و رسانه های اجتماعی است نه علت بلکه تأثير ما چگونه آموزش بچه ها.

به عنوان بچه ها در حال عبور از سن که در آن آنها در حال تجربه زیستی درایوهای بیش از حد قدرتمند باقی می ماند unexpressed با آموزش و پرورش جدول زمانی disallowing عادی بیان نتیجه خالص این است که وحشت از انجمن ها و رسانه های اجتماعی است که ما باید آنها را مجبور به استفاده از به عنوان دریچه. و به عنوان هر دو جنس و رسانه های اجتماعی در کنترل نیروهای بازرگانی و فرزند انسان است در حال حاضر یک بازار که در حال بهره برداری است.

به عنوان چرخ زندگی grinds کند ما هنوز متوجه راهی که ما می رویم اما نشانه هایی در حال حاضر وجود دارد.

در سراسر جهان ما شاهد افزایش تعداد بزرگسالانی که باور نمی در روابط بلند مدت و ما باید بیشتر و بیشتر:

– بزرگسالانی که نگاه تنها به عنوان ابزاری برای ارضاء به عنوان مغز خود را decupled از پرورش
– زوج هایی که به سگ ها جای فرزندان
– افزایش شدید طلاق
– واضح تر افزایش خانه های قدیمی
– و بدترین ما بیشتر و بیشتر تنهایی “اجتماعی” میمون امید بستن برای خودکشی به عنوان آنها نمی توانند درک کنند که چرا خود را بیولوژیکی-غیر طبیعی زندگی می کند اصلا حس به مغز خود را.

به عنوان آموزش و پرورش پایه و اساس است که انسان امید به ساختن آینده جوامع آن زمان ما می دانیم خطر نادیده گرفتن بیولوژیکی وجود یک انسان در چگونه ما طراحی جدول زمانی از آموزش و پرورش است.

اجازه دهید ما درک می کنیم که با ما و یا بدون ما جنس را حمل به زندگی وجود دارد از طریق تکرار.

اگر ما را انتخاب کنید به چشم پوشی از آن ما خواهد بود برخلاف یک سیستم باستانی شدت قوی تر از ما است و می خواهد زحمت ما پرتاب کردن.

بنابراین در انتخاب است نه در مورد “ما باید به جای جنسیت یا نه” در سیاست های ما را در انتخاب این است که “آیا ما می خواهید برای زنده ماندن در این سیاره یا نه”.

سلب مسئولیت : دیدگاه های مطرح شده در بالا هستند خود نویسنده.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de