انقلاب در باران

12th جولای سال 2020

کل جنبش تا به حال حل و فصل را به یک ثابت ضرب و شتم طی چند روز گذشته یک استارک خروج از دامداری, effervescing صحنه. این اخگر هنوز smouldering مانند اتش است که در مورد به اجرا از آتش زنه. اما ما نیست آماده به اجازه آتش مرگ به همین راحتی. این چیزی است که اتفاق می افتد با هر جنبش. همیشه وجود دارد یک دسته کوچک از افرادی که خواسته یا ناخواسته در حال پرتاب به خط مقدم. این مردم شاهد رهبران و وظیفه هستند با ایجاد شعارهای شکل دادن به سیاست ها و رجزخوانی های جنگ-گریه برای گرم کردن جنبش است. همان چیزی که اتفاق افتاده با نگهبان’ جنبش در برابر مدارس در شهر من. بازار ماهی و بازار و کوچه ها مملو از جنبش به طوری که COVID 19 ویروس را جدی پیچیده بودند اگر یک انسان است. اما با گذشت هر روز بیشتر و بیشتر مردم احساس می کنید مطمئن باشید که یک باند اختصاص داده شده از firebrand مردان و زنان در حال مبارزه برای علت حضور در مقابل دانشکده گیتس بیشتر و بیشتر می شود ناچیز.

این مشخصه از هر انقلاب من حدس می زنم. صفوف و فایل های انقلابیون تورم در آغاز راه است. اما زمانی که موج پس از موج حملات و معافیت در استحکامات از حریف و محاصره تبدیل به یک بن بست تعدادی از مردان مایل به دیدن آن را به پایان شروع به خرد شدن. بیشتر مردم حل و فصل کردن در ایستاده و با چشم مشتاق به عنوان یک تعداد انگشت شماری چند سعی کنید به شکستن دیوار آجری با آجر و مانند صاحب روح. و سپس هنگامی که روی دیوار می افتد و همه به طور ناگهانی متوجه می شود که این انقلاب موفق شده است آنها شروع به در عجله برای صرفه جویی در غنایم جنگی. نگهبان’ جنبش بدون استثنا برای این الگو. ما زده اند یک دیوار سنگی و این نشان می دهد هیچ نشانه ای از دادن در. مدارس تقویت شده توسط با صدای بلند سکوت دولت به دنبال steamroll مردم را به سکوت.

اما ما تصمیم به چیزهایی که حرارت تا کمی. بنابراین مجمع عمومی نامیده می شد در یک زمین بازی که دو برابر به عنوان محل برگزاری بسیار قدیمی Durgapujo جشن; به عنوان قدیمی به عنوان من در واقعیت است. در کپک زدگی گرما بعد از ظهر حدود 50-60 مردان و زنان مونتاژ در slushy زمین به گوش دادن به صریحتر وقف در میان ما. از خدایان’ تریبون ما در زمان تبدیل نیرو پژمرده شرکت کنندگان تا زمانی که آنها شروع به تشویق بلندتر از growling رعد و برق در افق غربی می باشد. مرحله تعیین شده بود. تصمیم گرفته شد به جمع آوری در مقابل یکی از شوم مدارس روز بعد در یک دلهره آور نمایش بی باک سرپیچی.

13th جولای سال 2020

آنها می گویند که صبح را نشان می دهد بعد. اما این نمی تواند بیشتر از حقیقت. خورشید شروع به ضرب و شتم جهنم از هر یک از اوایل صبح مانند یک صاحب جلاد. موسمی ابر تضعیف شده بود به کما و همانطور که ما شروع به جمع آوری یکی یکی در مقابل انتخاب مدرسه دروازه ما می دانستیم که حضور ناچیز خواهد بود. گرما فقط بیش از حد بود. برخی از ما تا به حال تقسیم ما گلوی قبلی بعد از ظهر در تلاش برای goad به عنوان بسیاری از مردم به عنوان ما می تواند. اما دلتنگ حضور و غیاب حتی زمانی که ساعت یازده رخ داد ساخته شده است ما تعجب می کنم اگر در همه ما تا به حال موفق بوده است. دوستان در مطبوعات در حال حاضر وارد و آنها را از نگاه ما با ژولیده ، چقدر سر و صدا می تواند مانند یک گروه کوچک از 30 نفر احتمالا انجام دهید ؟ اما هنگامی که بزرگ ساعت صحافی در نمای ساختمان مدرسه brayed دوازده ما تصمیم به شروع به نشان می دهد با این وجود.

پدر و مادر مرتب شدند در دو ردیف با خانمها شامل یکی از اولین مشرف به جاده در مقابل. آنها داده شد پلاکارد و پوستر و آنها گسترش متعلقات با تعصب مانند برای متقاعد کردن خود انتقاد شوهران که آنها ارزش بسیار بیشتر از مردان فکر می کردم. ما تا به حال ما پشت به دروازه مدرسه برای مطبوعات به گرفتن عکس با ساختمان مدرسه و arching نام صفحه در پس زمینه. یک بلند گو حرف زدن شده بود مرتب و ما شروع به پاره کردن ریه ها و گلو یک بار دیگر با شعار و سخنرانی آتشین. اما چیزی وجود دارد رفته و آن را یک عنصر درام. کمک به اغلب می آید از بعید ترین منابع. چه کسی می دانست که زیرک آسمان خواهد بود فضل صرفه جویی در? به عنوان ابرها سوار بر پشت یک هوای سرد و طوفانی تند باد ما متوجه آسمان به سمت شمال در حال تقسیم از هم جدا شده توسط رعد و برق پیچ و مهره. مرحله آمده بود زنده!

ابرها نمی اتلاف وقت گرانبها شروع به دوش گرفتن پس ما با همکاری انتقام. در عرض چند دقیقه ما خیس شد. زمانی که من یک کودک بود این قطعات تا به حال به اندازه کافی درختان به سایه هر کس از cloudbursts. در حال حاضر من در شهر بزرگ, gaping, سوراخ در بالا به رنگ سبز. فقط با یک درخت آلوچه به ارائه حفاظت از برخی از ما فرار برای پوشش. اما یک دسته کوچک ایستاده بود indefatigably در مقابل دروازه در باران. و پس از آن شعارها از سر گرفته شد. ما جمعی صداهای افزایش یافت و بالاتر از وزوز باران رسیده و دوستان از مطبوعات که پر از سوراخ در داخل ماشین خود را. با آب باران و بسیاری از لباس های ما و ما فریاد در مورد چگونگی غیر انسانی مدرسه می تواند در ارائه نشده پناهگاه به ما در باران. پس از همه, ما تا به حال برای ساخت پرداخت می شود و در حال حاضر آن را قفل شده بود از داخل توسط کارکنان. ما تا به حال مونتاژ در صلح اما ما بودند تحت درمان مانند خیابان سگ! مطبوعات پیدا کرده بود فقط داستان آنها آمده بودند برای پوشش—یک دسته از بی Satyagrahis ساخت خود شنیده ام در باران! پس از مطبوعات تا به حال قلب خود را محتوا از گزش ما به سمت چپ میان به سلامتی.

که بعد از ظهر این داستان در همه جا در مطبوعات و کل شهرستان در حال حاضر می دانستند که جزر و مد تبدیل شد. انقلاب بود و در اطراف گوشه.

سلب مسئولیت : دیدگاه های مطرح شده در بالا هستند خود نویسنده.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de