بازبینی فلسفه تورو & شوماخر

Pranav Khullar

 به عنوان یک تلاش برای ایجاد حس از آنچه اتفاق می افتد در سراسر در این تلاش همه گیر بار یکی زده راه طبیعت است که درمان خود را با ایجاد یک طرح جدید از زندگی است. آن است که یک تماس به همه به یک راه ساده تر از زندگی و ارزش های, یک تماس به اعتماد به نفس یک تماس را به پایان عجله به هیچ جا.

من زنده شوماخر کلاسیک ‘کوچک است که با قرار دادن مردم در مرکز سیاست های متمرکز بر نیاز به بازسازی اقتصاد در سراسر جوامع و نه صرفا شرکت های بزرگ. استفاده از بودایی اصول به مفهوم ثروت و مصرف آن شوماخر آمد تا با ایده های بودایی اقتصاد تمرکز در میانه مسیر بین معنوی و مادی خوبی بودن.

به عنوان مخالف به جریان اصلی غربی مفهوم مصرف بیش از حد دادن بیشتر شادی شوماخر صحبت از نیاز به حداکثر رساندن رفاه با حداقل مصرف. فقط در آن می تواند روح حق امرار معاش زنده آمده است. شوماخر می بیند این به عنوان اصل اساسی بودا هشتگانه برای دوران مدرن. Foretelling کاهش منابع فیزیکی او توصیه متوسط استفاده از منابع است. او معتقد بود که خود به اندازه کافی جوامع محلی را در خدمت هدف خیلی بهتر از نامتوازن فرهنگ مصرفی باعث کسانی که بر این باورند که “بزرگتر بهتر است”.

کوچک و زیبا آمد به عنوان یک جایگزین مفهوم و شوماخر الهام گرفته شده بود تورو که تجربه خود از زندگی به تنهایی در والدن تالاب برای دو سال بود شدید انعکاس نیاز به کم کردن سرعت به اتخاذ ساده و متکی به خود زندگی می کنند که باعث درونی سفر از کشف خود. تورو در خود منعکس فرار بزرگ از جامعه مدرن و تماس های خود را دو سال تنهایی به عنوان یک فرصت برای صحبت کردن با خود درونی خود را. عمیق خود را صمیمیت و همدلی با طبیعت ساخته شده و به او می گویند “تنها داروی مورد نیاز است و یک پیش نویس از صبح هوا.” تورو و امرسون Transcendentalist گروه از فلاسفه یافت معنوی آرامش در اوپانیشادها در Vedantic طرح قناعت مندرج توسط seers.

شوماخر و تورو هر دو بر این باور بودند که یک عمر قناعت ممکن بود تنها زمانی که شما می توانید لحن در به خود درونی خود را. این ممکن است تنها زمانی که شما آموخته ام به تشخیص وابستگی متقابل افراد با یکدیگر و با طبیعت است. و راه رو به جلو است و برای تغییر این چارچوب است که جهان مدرن طراحی شده است برای ما. ما در زندان از خود ما ساخت; یک جهان که در آن ما بلند پروازانه و مصرف غرایز ما را در یک حالت ثابت از رقابت با دیگر ما احساس ناراضی و بی ارزش است.

چرا همه گیر و متعاقب آن مستندات در این نقطه از زمان ؟ است که طبیعت به ما چیزی است که می تواند تغییر این دوره از زندگی انسان بهتر است ؟ شاید هیچ راه دیگری وجود ندارد به ‘uncondition’ ذهن انسان تبدیل شده است که معتاد به حرص و آز و بیش از حد. مشروط ذهن ساخته شده است ما مانند زندانیان در افلاطون ‘تمثیل غار’ که از دست رفته توانایی دیدن واقعیت و خوشحال بودند در این توهم که جهان از نمودها و ظواهر است برای زندگی. ما نیاز به یادآوری اهمیت زندگی خود را و شکستن رایگان از ما خود ساخته زندانها به طوری که ما می توانید تجربه واقعی واقعیت است.

نویسنده مشترک وزیر دولت هند

سلب مسئولیت : دیدگاه های مطرح شده در بالا هستند خود نویسنده.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>