مقدمه ای برای عزاداری

“خوشا به حال کسانی که سوگواری برای آنها خواهد بود و آرامش.”

-کتاب مقدس

من نمی دانم چه غم انگیزترین آهنگ همیشه
من نمی دانم اگر آن را حمل هر آیه.
همه به من آموخته است که این واقعیت- “یک مرگ یک تراژدی است اما یک میلیون مرگ در یک آمار’ بعد از همه که زحمت نوشتن وابسته به وفات?

من آرزو می کنم به خواندن یک داستان زیبا دوباره. یک داستان پر از زندگی و رویاهای همه که حامل امید. یک داستان که در آن آسمان رنگین کمان. من می خواهم به این باور در فردایی روشن تر ارائه می دهد که عشق به یک و تمام.

دوباره, من می خواهم به این باور امکان از آینده ای که ما فکر می خواهد وجود داشته باشد. روزی شاید.

پر از سوراخ در یک آپارتمان لوکس در یک شهر پر از غریبه ها به من رول انگشتان من بر روی گوشی من می بینم یک فراری متمرد از یک محل است که من مطمئن هستم که چگونه می توان در آینده نقشه جهان. من آرزو می کنم به بی اعتنایی به واقعیت است. من نمی دانم اگر این است که رفتن به تغییر در خود و یا ما نیاز به نگاه برای برخی از قطعات است که ما ممکن است از دست رفته ؟ هیچ کس نمی داند.

آنها می گویند که نور را از دور. اما ما باید به دنبال سایه های تاری تصاویر ؟ شاید نه. مادرم به من آموخت به ببین امید. اما من می دانستم که هرگز از آن می تواند بسیار دشوار است. وقتی به تقویم نگاه مبهم و تاریخ از دست دادن ارتباط خود را.

چه چنین آینده ارائه می دهد ؟

خواهد دوستداران وعده دیدار فردا در این دنیا ؟

دوست دارم حتی وجود داشته باشد وجود دارد ؟

برخی از سوالات دروغ معلق بین امید و ناامیدی. و به راه رفتن بین این فضا است که برای مقابله با خود را از درجه اعتبار ساقط. این چیزی است که مرا می ترساند ،

من را ساخته اند یک وعده به دیدار با کسی که زندگی در بخش دیگری از جهان است. ما پر کردن فاصله با ما توهمات و امیدوار به دیدن هر یک از دیگر به زودی. من امیدوارم که ما انجام می دهیم. اما هر کسی قادر به وفادار به وعده های خود ساخته شده است ؟

من نمی دانم جواب. من آموخته اند و نه به دنبال آنها. سوال مهم هستند آنها نمی فراخوان تعهد پس از رسیدن به نتیجه گیری. پس از همه, ایمان تنها چیزی است که می تواند نگه دارید.

در حال حاضر من را متوقف کرده اند زیر این خبر. من نمی تواند مقابله با این گزارش از مرگ و از دست دادن و غم و اندوه. من لازم نیست که یک دل به می دانم که چگونه بسیاری از مردم خود را از دست عزیزان. من نمی خواهم به می دانم که ما نمی توانیم حتی وعده اشعه آفتاب به فرزندان ما. من نمی خواهم به تعداد مرگ و میر. من مادرم را از دست داده در سال گذشته و من می دانم آنچه در آن به معنی و چگونه بسیاری از کسانی که پشت سر گذاشته می میرند. اعداد مهم نیست. این یک حساب خصوصی از قلب wrenching تجربه است.

من آموخته اند به دنبال پناه در سکوت دیوار خالی در این مکان که متعلق به من است. من همیشه زندگی یک زندگی موقت یا من اعتقاد بر این بود ، این باعث می شود من به دنبال هیچ چیز و رفتن را از طریق دستیابی به خاطرات با درجاتی از جدا شدن. من تصمیم گرفتم به آن تماس بگیرید, در خانه, در حال حاضر. جهان خارج به عنوان آنها می گویند به قتل است. اما چه چیزی نیست ؟

در میان تمام مسائل دنیوی در یک روز آرام من دوباره من, خاطرات و عکس های قدیمی. من سعی کردم به تنظیم مجدد خاطرات من برای من می دانم که هیچ چیز باقی مانده است. من خواندن برخی از یادداشت ها که دوباره تبدیل رنگ پریده در میان پاره کتاب که سفر با من در طول سال است. من به گلبرگ گل مرده یافت در آن کتاب به عنوان یک ناظر بی طرف. من نمی پرتاب آنها را دور. من متوجه شدم که من را فراموش کرده و بسیاری از چهره اما من به یاد داشته باشید این آثار است.

خاطرات حمل ضروری خاطره.

تاریخ و زمان آخرین شب من نشسته در بالکن من با پری چراغ های اطراف ساخته شده و بیشتر برنامه. من همه آنها را غرق و بازی یک آهنگ برای خودم ‘God is a DJ….!’

چند روز پشت اچ به نام من از جاهای دیگر. او یک ایتالیایی توسط مبدا و در نیویورک زندگی می کند. او از دست پدر خود را چند روز به عقب. او به من گفت که این بیمارستان ها نمی تواند او را. آنها تا به حال هیچ ظرفیت. صدای لرزان شد و قبل از من می تواند هر چیزی می گویند او به من اعداد دیگر مرگ و میر در کنار او.

ما به پایان رسید تماس در سکوت. کلمات نمی تواند حمل ، من بود که ادای احترام به مرحوم سکوت.

من نشسته بی سر و صدا برای برخی از زمان و سپس رفت تا چای برای خودم. یک زن یک بار به من گفت که در یک تنگ بار در جایی در ال-Calafate, چگونه او چلچله درد همراه با نوشیدنی و آواز می خواند از امید. من به یاد او که شب. جهان نیاز به بیشتر از قبیله. من sipped من چای و ارائه او یک کمی نماز.

امشب من در نگاه ستاره ها پس از یک مدت زمان طولانی. من به یاد شمارش ستاره ها به عنوان یک کودک تا زمانی که من نمی توانستم دیگر. از جایی که من ایستاده بود و من متوجه شدم که چگونه ما آن را از دست داد همه به احمقانه آرمان هویت های جعلی و تمام است که در زمان ما به دور از واقعیت نهایی.

این مرموز جهان ایجاد کرده است گریزان آبی-چاپ است که همه ما اعتقاد داشتند. از دیدگاه این همه به نظر می رسد مانند یک خط ناخوانا در تن قهوه ای, در حال حاضر, مثل, چگونه, خاطرات, به نظر می رسد به ما. بيناست رنگ در این لحظه از حقیقت تلاشی است از شجاعت.

و من واقعا نمی دانم چه کسری از امید نگاه مانند?

ما باید ایجاد یک جهان از اولویت های نابجا. ما در یک جهان که در آن ما را برافراشتند پرچم در ماه ارسال ماهواره به دورترین رسد از منظومه شمسی رمزگشایی مغز و برنامه ریزی هوش مصنوعی تقریبا در همه جنبه های زندگی, اما موفق به ارائه پایه دسترسی به یک زندگی شرافتمندانه برای همه موجودات. و در عین حال ما آن را پیشرفت زمانی که وجود ما در معرض خطر است.

این است که همه مسائل بلاغی. من کار در بخش توسعه و در معرض برخی از مهمترین شرایط ناگوار است که وجود دارد. من شاهد گریه می کند از گرسنگی. من را دیده اند کمی عجیب به فروش می رسد به عنوان گوشت. من را دیده اند و مردم در حال مرگ در کمبود. و بنابراین من می دانم که من نه فقط به دنبال در سمت تاریک ماه. در این شکسته جهان ما ایجاد کرده اند همه انواع تفاوت و مرز است که احتمالا می تواند کشیده شده است. و سپس در اینجا ما امروز ایستاده ژامبون شدید به این مگا رقص است که می شکند همه موانع و ما را به یاد یک سطح زمینه. در عین حال آن است که به اندازه کافی به ما را عاشق یکدیگر بیشتر است.

در این امور چه ما طرح مورد ؟ من نمی خواهم به رنگ درد اما من نمی تواند به یاد هنر ردیابی باقی مانده از چیزی. وجود دارد هر گونه باقی مانده از زمان ؟ شاید در زمان هایی از این, ما باید به نوشتن وابسته به وفات از جهان که متعلق به ما و تمام است که آن را شکست خورده تبدیل شده است.

من به یاد داشته باشید یک شعر از کوین پاتریک که من به عنوان خوانده شده بسیاری از سال به عقب

“جهان به پایان خواهد رسید زمانی که آن حداقل انتظار می رود

هنگامی که روز رشد بی حس مبهم نوامبر

دست خوش پیشامد میشه sagged مقوا از سایه ای از بهشت

به هر صورت می شود یک پرتره از خود قبر…

تنظیم اعداد در ساعت برنامه ریزی شده

سقوط ایمان ما در کوچه استخوان

که در آن ما در حال تنظیم رایگان برای یک روز پرسه زدن

جهان به پایان خواهد رسید و بدون خداحافظی!”

سلب مسئولیت : دیدگاه های مطرح شده در بالا هستند خود نویسنده.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de