سیاست یک فرزندی در مقابل مذهب: چرا چین کمونیسم های بیش از روسیه تولید کرد

اگر ما با توصیه معروف خورشید بزرگ تزو از چین به “دشمن خود را بشناسید” بروید، آن را تبدیل شدن به بحرانی برای تمام جهان شروع به سرمایه گذاری در درک ملت چین.

برای اکثر ما، چین، به خصوص رفتار پس از جاوید ان، هیچ معنی واقعی نمی دهد. هیچ ملت “عاقل” جنگ غیر ضروری را آغاز خواهد کرد، که بیش از حد زمانی که بشریت در حال reeling تحت بحران است که آن را برای سرزنش می شود.

چین یک رمز و رمز است، از سنین، و به لطف زبان منحصر به فرد خود، آن را از سطح بالایی از مات شدن لذت می برد. بنابراین، آنچه ما با آن مجبور است با این فرض که برخی از چیزهای منحصر به فرد باید اتفاق افتاده است در چین به تبدیل آن را به یک ماشین جنگ متمرکز رویای سلطه جهان است که آن را مشتاق است که شروع می شود.

یکی از ویژگی های چین به خوبی پررنگ پیروی ادعا شده از کمونیسم است که چیزی جز یک ساختار سیاسی اجتماعی که در آن دولت مالک است که تصمیم می گیرد نظم اجتماعی است، بنابراین چین یک جامعه طبیعی از دودستن میلیارد ها نفر نیست بلکه یک سازمان دستوری و مصنوعی از انسان است.

به عنوان کمونیسم در مورد آوردن نظم اجتماعی جدید است، اولین کار بزرگ است که یک دولت کمونیستی باید به آن دست کم (یا پاکسازی با استفاده از نیروی بی رحم) اصول نظم بودجه حاکم بر جامعه آن می خواهد به زیر و رو کردن، و این جایی است که روسیه شکست خورده است در حالی که چین است (تا به حال).

اگر به ملت های کمونیستی نگاه کنیم، بزرگترین مشکلی که آنها (فکر می کنند) با آن مواجه هستند، دین است، چرا که بیشتر جوامع بشری از دین به عنوان داربست استفاده می کنند. بنابراین اصلا جای تعجب نیست که روسیه و چین هر دو با نگرانی به آن نگاه می کنند، اما در اینجا ست که هر دو در سیاست گذاری با هم تفاوت داشته اند.

دولت کمونیستی روسیه حتی تظاهر به دوست ارتدوکسی روسیه که ستون فقرات جوامع روستایی روسیه بود. عضویت در کلیسا و حزب کمونیست اکسی مورونایک محسوب می شد و بدین ترتیب به طور اُبداً دلسرد می شد. بنابراین، روسیه به عنوان اولین آزمایش بزرگ که توسط بشریت انجام شده است برای دور شدن از دین مبتنی بر ایمان، و در حال حاضر نیز به عنوان یک نمونه از شکست ایستاده است، به عنوان یکی از ویژگی های کلیدی “گلاسنوست” است که بازپس گیری آزادی مذهبی است. کلیسای روسیه بازگشت ی کهنه ای در روسیه جدید به وجود اومده

در حالی که کمونیسم روسیه دین را در دست گرفت و شکست خورد، چین در جای دیگری تمرکز کرد. به چیزی بسیار بنیادی تر حمله کرد که انسان ها را به هم پیوند می دهد و این پیوند خانوادگی است.

اگر به جامعه طبیعی انسانی نگاه کنیم، بنای اولیه آن یک انسان نیست، بلکه یک خانواده است. خانواده ای است که انسان-میمون خودخواه یاد می گیرند که با انسان های دیگر درگیر شوند و به این ترتیب قادر به وجود در یک ساختار سلسله مراتبی هستند.

از زمان طلوع تمدن، تنها استثناء است که کودک انسان بدون خواهر و برادر باشد. در واقع، دوره باروری طولانی بیست و چند ساله “لذت می برد” توسط زنان انسان به این معنی است که انسان می تواند قبیله با روابط خونی تشکیل می دهد که در واقع می تواند یک جامعه از دوصد قوی ساخت. بنابراین، یک کودک انسان با مغزی به دنیا می اید که برای داشتن خواهر و برادر و پسر عمو در یک کپل طراحی شده است.

Cometh China and humanity saw the most diabolical attempt by a state to destroy that was as old as humanity self, ii of enforcement of the One-Child policy over more than half a billion people!

من نمی گم که این یک طرح خوب فکر کردن برای تولید انسان های از هم پاشیده و تنها بود که می تواند ریشه کن و مورد استفاده دولت به لطف تهویه غیر طبیعی خود را، اما نتیجه نهایی این است که حزب کمونیست چین از سال ۱۹۸۰ (زمانی که نرم دست و پا زده بود) تا سال ۲۰۱۵ (زمانی که رسماً لغو شد) از brute-force استفاده کرد و به ساخت ملتی پایان داد که اکنون جمعیت آن توسط انسان ها است که دقیقاً شبیه بقیه جهان نیست.

به عنوان چین در حال حاضر یک ملت بسیار پر جمعیت توسط بچه ها که بدون خواهر و برادر رشد می کند، آن را می سازد یک مورد کنجکاو از روان شناسان که به خوبی آگاه از نوع شخصیت چنین بچه ها توسعه.

برای دولت چین، این سیاست یک فرزندی نتایج خوبی به دست داده است، چرا که به نظر می رسد که آدم کبود فقر تا حد زیادی از کار افتاده است. همچنین در تشویق فقرای روستایی به مهاجرت به شهرها و تبدیل شدن به کوگز ماشین تولیدی بزرگ کمک کرده است. و با از بین بردن جوامع، مردم نیز قادر به گرد هم جمع شدن برای مقاومت در برابر هر گونه تغییری که دولت تحمیل می کند.

به طور خلاصه، حزب کمونیست چین با تحمیل سیاست یک فرزندی، آنچه را که حزب کمونیست روسیه نمی توانست، مدیریت کرده است و آن شکستن ساختار اجتماعی یک ملت باستانی از دست اندرکارها و روستاهاست.

یکی از دلایلی که چین یک ملت با طول و تقریباً شیرابه تر را تولید کرده است این است که دیگر از انسان ها ساخته نمی شود که همراه با احساس آسایش امنیت داشتن یک جامعه در اطراف خود بزرگ شده اند. چنین انسان هایی برای ارتباط با آن نیاز دارند و از این رو آنها در اطراف ایده جدید یک ملت قدرتمند و سلطه بر جهان همگرا شده اند.

برای بقیه جهان، قطار در حال حرکت به راه دیگر به عنوان مردم به آرامی متوجه قیمت آنها برای مبارزه با زیست شناسی پرداخت کرده اند. بنابراین، چین در حال تبدیل شدن به بیشتر و سخت تر به ارتباط با در مورد اقدامات خود را.

در حالی که از نظر فکری سرگرم کننده است که بر سر روان یک ملت گمانه زنی کنیم، برای هند یک توسعه خوش خیم نیست.

ما باید بدانیم که ما با دشمنی که ممکن است متفاوت فکر کند، حتی “غیر طبیعی” برخورد می کنیم و از این رو باید آمادگی داشته باشد تا با رفتار بسیار غیر قابل پیش بینی برخورد کنیم، زمانی که ما علیه پیش بینی آن به شدت به مبارزه می بندیم.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im