“من هفته اول مستند به پایان رسید با یک پلنگ!”

من هفته اول از قرنطینه به پایان رسید کاملا به معنای واقعی کلمه با صدای بلند. مادر من (که در خانهاش پیدا کنم خودم را در اسیر مستند ) در درب من در 10 am “از خواب بیدار شوید! و یا رفتن به دست پلنگ شده است که قدم زدن در این بخش از شب گذشته!”مالش چشم من. او تا به حال شده است در تلاش برای بدست آوردن من به زود بیدار می شوم.

فریاد جدید حیوانات وحشی در بازدید از آستان ما جدید شگرد? من نادیده گرفته و این درخواست عجیب و غریب و نورد در رختخواب, کشیده, نرم را پوشش می دهد تا به طور کامل مایل به بیشتر از من quaratine لولینگ بوده برای کمی بیشتر. و پس از آن گوشی شروع به وز وز– واتساپ تماس از شیرین من پسر عموی خود که پایین خیابان زندگی می کند. من آن را نادیده گرفته که فکر می کردم او تماس بگیرید بعد. اما من گوشی hollored بی وقفه و پسر عموی متوقف نمی. مطمئنا quarantime خستگی بدست کرده بود و او می خواست به تبادل یادداشت دلپذیر, چگونه آن بود. من بیدارم من وسعت آن بود که راه خیلی زود برای این و با اکراه گوشی را برداشت.

“سلام Vasudha است که پلنگ را در خانه خود!?” او نگران است . آه خدای من او را در بر پلنگ شوخی بیش از حد ؟ من او را در بلندگو و flicked از طریق تلفن. مادر من تا به حال به اشتراک گذاشته شده در “Crazy خانواده” چت گروه که بخش 5 Chandigarh محله whatasapp گروه مملو اخبار از یک پلنگ داری ( و یا آن را دو پلنگ) در این منطقه است. ظاهرا پس از اندکی ساعت یک ون پلیس شده بود رفتن در اطراف اعلام از بلندگو که دو پلنگ وحشی تا به حال وارد هود و مطلقا هیچ کس نباید ترک خانه های خود.

اگر شما آشنا با Chandigarh خود را آشنا با Sukhna دریاچه یک مرد ساخته شده است مخزن واقع در کوهپایه himalyas. آن است که پرتاب یک سنگ از محله ما و در طول چند سال گذشته کل شهر dicovered آن را به عنوان یک pitcuresque شب پیاده روی فضایی. پرندگان عجیب و غریب یافت می شوند و بنابراین در اینجا برخی از تمساح ظاهرا ( با توجه به گوگل خدایان). در حال حاضر وجود دارد یک پوشش جنگلی مناسب در پشت آن جایی که مادر و من رفت و برای آخرین قدم قبل از این مستند. در حالی که ما شروع به پریدن کرد به بالا و پایین آن lavendar زمینه کلیک کردن بر روی عکس های سلفی از هر یک از دیگر در تلاش برای تصرف کامل پرش در هوا برای یک insta – شایسته عکس, ما در حال بازی یک بازی حدس زدن در چه نوع از حیوانات ممکن است در جنگل. کفتار شاید ؟ یا شاید یک گربه بزرگ?, ما حدس زده است.

شاید پلنگ در واقع از آنجا آمد. چه کسی می داند!? همه من می خواهم بگویم با تشکر از شما برای ساخت ما را وعده شب آن روز در آنچه که من فکر می کنم ما خواهد بود برای اولین بار و آخرین بار در Lavendar جنگل.

قطع به – روز 7 از qurantine صبح. من تلفن زد و از پله ها پایین تلاش برای مراقب باشید به سفر بیش از اندازه ساتن لباس خواب. “پدر وجود یک قلاده پلنگ در بخش 5!?” من پرسیدم حیرت و پارانویا palapable بر روی صورت من. بابا جمع دور پشت خود را در روزنامه های خود را بسیار راحت و دن تبدیل شده بود غیر chalant. “بله. در حال حاضر این نیست که زیبا هستند ؟ ” او پاسخ داد.

ناز ؟ نه من فکر نمی کنم آن را زیبا . من فکر کردم آن را عجیب و غریب! مادر خود من تلفن 11 در دست با هوا از یک مطلع حیات وحش عکاس می افزاید: “و آخرین آن فقط 6 درب را از ما در Viru سینگ خانه.” ( تغییر نام). پدرم می گوید: “آیا شما فکر می کنم من باید بروید و ببینید که اگر آن را هنوز هم وجود دارد ؟ من پیدا کردن پلنگ بسیار زیبا است.”

من مردمی بودند رفتار بیش از حد رفو زیبا و آرام برای من. من رفتم به اتاق دیگر و تماس های گرفته شده ، “وجود دارد یک effing پلنگ 6 درب را از ما!”

اولین بار, شوهر خندید. سپس او گفت: “اوه خوش شانس شما. از آنجا که به کنیا سفر به نظر نمی رسد این اتفاق می افتد ژوئن, من امیدوارم که شما آن نقطه. ای کاش من آنجا بودم به نقطه آن بیش از حد!”

پدرم از اتاق دیگر می گوید: “Vasudha نمی با استفاده از کلمه F در پلنگ های زیبا.”

و سپس hillarity و marevllousness از آن همه به من رسید. به زودی ویدئوها شروع به ریختن در. منازعه صفحه از دوربین های مدار بسته را از خانه که در آن پلنگ پنهان شده بود. خوشبختانه ساکنان خانه نیست در حال حاضر و کمک به حال شنیده در مورد آن در زمان خروج از درب عقب. این تصویری بود سورئال – یک فیلم از یک پلنگ شارژ در سراسر باغ خود را در سرعت رعد و برق, ساخت راه خود را به یک ایوان در خارج از آشپزخانه خود و سپس lazying وجود دارد بی اعتنا به ضرب وشتم و هیجان آن را باعث شده بود. آن نگاه مانند یک بچه گربه purring. من مشترک این vidoes به عنوان عمل زندگی می کنند در رسانه های اجتماعی. دوستان من سردرگمی شروع به ریختن از سراسر جهان است. پس از من باران من حتی عینک پلنگ چاپ پیراهن در جشن و( صادقانه ترساندن) برای ادغام با این مرد بزرگ در جعبه گذاردن آن خال خال من! در حال حاضر ذهن شما تا به حال آن را به حال شده از محله محل نشده است. بنابراین هیجان -چه اتفاقی خواهد افتاد بعدی بود که در هوا. نشریات عمده در سراسر کشور آغاز شده آنلاین خود را پوشش. “گربه بزرگ دیده می شود در پوش محل Chandigarh. ساکنان توصیه به ماندن در”.

آجیل aboslute آجیل این است که من فکر می کردم, اما بهترین نوع آجیل! حیات وحش مصرف بیش خیابان در حالی که انسان در خواب زمستانی. من گوگل پلنگ. ظاهرا آنها گریزان هستند شرمندک ضد اجتماعی و به سختی دیده می شود حتی در وحشی. و در اینجا من شده بود با برکت این حضور 6 درب را از من!

به زودی فرست و حیات وحش بخش قادر به با خیال راحت tranquilise بزرگ گربه و آن را به دور. این سوال هنوز باقی مانده است که در آن آنها takng آن است. ما امیدوار بودیم که آنها او را به یک زیستگاه طبیعی و نه به یک باغ وحش است. که شکسته قلب من است. شوهر من بود که در دهلی نو و در حال حاضر احساس FOMO به کل ماجرا بود عمیقا نگران بیش از حد. به طوری که برخی از دوستان من است. این پلنگ تا به حال زده وتر با همه و متفرقه.

در ناهار شایعات هنوز هم باقی مانده است. وجود دارد تا به حال شده یک دوم پلنگ. او هنوز هم در خارج وجود دارد ؟ من از پدرم کمی نگران است. “چه می شود اگر یکی را هنوز هم در خارج وجود دارد؟” پدر به من نگاه کرد و از کاسه خود را از خاو ا و اعلام کرد با افتخار “سپس ما را دعوت گربه ناز برای ناهار فردا!”

روز بعد بر پلنگ خروج من اسیر مستند homie, انزال بازدید کننده از بخش 5 Chandigarh حال مشاهده مشتاق – پس از شمارش (و نه گوسفند) اما بیچاره سگ های ولگرد از محله تعداد آنها دست نخورده باقی مانده . ولگرد mutts تمام شد در حال حاضر بزرگتر از زندگی خود را لاغر دولت با روح و پهن خود به خود به طور معمول گوشه. یک چنین ناخوشایند سیاه شکاری به نظر می رسید به خروش مانند ‘شیر از خیابان’ به طور ناگهانی . و زمانی که آن را به من ضربه – پلنگ تا به حال در امان همه آنها را به عنوان شام خود را زیرا آنها فقط نمی نگاه اشتها آور به اندازه کافی برای او و در اینجا این سیاه و سفید سگ ولگرد (که به طور اتفاقی در خارج از خانه نزدیکترین به جایی که پلنگ pranced) فکر کردم او تا به حال شکست بزرگ و با شکوه گربه متوجه نیست که این پلنگ احتمالا رفت و در “سبزیجات” رژیم غذایی بعد از دیدن فقیر زشت آدم. جهل مطمئن سعادت است – ولگرد “Shreu” به معنای واقعی کلمه گرفته شده به نام خود را در حال حاضر و احساس پادشاه خود را در خیابان پادشاهی! Alls well that ends well – پلنگ محله ساکنان و سگ های ولگرد فرار از صدمه ندیده.

و این است که چگونه اولین هفته از قرنطینه به پایان رسید و ما شروع به پریدن کرد به هفته دوم.. به امید آن به ارمغان آورد برخی از خروش سرگرم کننده بیش از حد.

سلب مسئولیت : دیدگاه های مطرح شده در بالا هستند خود نویسنده.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>