تخلیه مواد غذایی شب گذشته در زیر شب تاب مارپیچ کهکشان راه شیری آن افق گسترده قوس محو آسمان تب و تاب بودن – حومه قمار 3,000 اتاق هتل ها – من شنیده قرمز لگد زدن خود را از طریق گدایی.

من آمد به می دانم که صدا که ریتم آهسته و مداوم هم در بالا کویر تاریکی هر وقت من چراغهای جلو نوسان از طریق کررل و سپس من قدم از ماشین من درب هاچ بک. رونق. رونق. من آمده ام تا آن را به گرامی داشتن آن است. من می دانم که در حال حاضر بازنشسته گراند کانیون قاطر هر چند دراز و باریک و زهوار در رفته و سه دهه قدیمی فکر می کند که او مسئول این محل است.

و او است واقعا. او مسئول از تاریخ من با همسرم بود ، Carhartts و دستکش کار. قدیمی, یونیفرم, ارتش. ما بیل کود و راه رفتن “پسران است.”

پائولا و من زندگی در لوله بهار یادبود ملی در ایالت آریزونا برای نزدیک به دو سال است. آن را فدرال اموال 40 هکتار یک تمبر پستی از درمنه و درخت عرعر, سیب, هلو, آلو. آن را احاطه شده توسط 120,000 هکتار رزرو از Kaibab گروه از Paiutes خود را سرزمین اجدادی. و به عنوان بنای تاریخی را در سایت توضیح می دهد نسل از “American Indians, مورمون دامداران و گیاهان و حیوانات و بسیاری دیگر را وابسته به حیات آب” فقط به عنوان ما در حال حاضر بر روی آن بستگی دارد به نوشیدن, استحمام, شستشو لباس های ما. ما در چند دهه ذوب برف به trickling از طریق ماسه سنگ است.

اما راستش تا پائولا کاربردی به تفسیری مدیر این سایت یک موقعیت نیاز به سال اقامت در این گرد و غبار تحت پوشش خانه – یک موقعیت او در زمان به عقب بر گردیم به خدمات پارک های ملی پس از چهار سال با یکی دیگر از آژانس – من تا به حال شناخته شده در مورد لوله های بهار. تا به حال حتی از آن شنیده می شود. تا به حال زندگی با مارهای زنگی در دسته هیزم یا. تا به حال به تماشای یک عنکبوت بیوه سیاه از نزدیک تعقیب یک jackrabbit یا پیاده یک دنباله از پشت درب تا صخره و سپس مجموعه ای از دست من در یک دایناسور آهنگ – یک theropod با توجه به راهنمای درست. یک گوشتخوار. آن راه می رفت این زمین 180 میلیون سال پیش.

این همه راه من گفت که زندگی در امتداد نوار آریزونا است ما را شگفت زده کرد. محبت ما احساس خوش آمدید. در عین حال ما نمی تواند بماند. ما این را می دانیم. دوری و انزوا ناپایدار هستند. در این تابستان من خانه تنها در روز از صهیون حدود دو ساعت رانندگی داده اسپرینگدیل گردشگری جمعیت; توقف برای مواد غذایی و آن را سه. و در آن ساعت که من در دامن زمین شناسی از راه پله بزرگ – صورتی صخره های خاکستری, سفید, شنگرف – ذهن من veers به چه ifs: اگر چه من هرگز در طول سال کار دوباره ؟ اگر چه بازار سهام تانک ؟ اگر چه فیزیکی مطالبات رفت و آمد رشد به بیش از حد ؟ این زندگی زیبا است اما طاقت فرسا است.

هیچ یک از این مسائل بود ، قرمز را در انتظار است. اسب, داد و بیداد کن. این steers, جوجه اردک. ما کمد کامل. ما باید یک تاریخ.

هنوز هم من فکر کردن در مورد بومی ما و همسایگان چگونه آنها وجود داشته باشد در اینجا چگونه آنها را تحمل. آن است که از راه دور آنها ممکن است می گویند. این محل مرکز ما. ما از آن است. من باید سر خارج به باغ. از آنجا آن را در چند مرحله به قاطر.

“سیب” پائولا می گوید. “او سیب دوست دارد.”

ترجمه مقاله

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im