در آفریقای جنوبی، وزرای زن پیام ی: وقت آن است که برابری

کلیساها همیشه نقش پیچیده ای در تاریخ آفریقای جنوبی ایفا کرده اند، به عنوان آنها تقریبا در همه جا. در زمان، آنها موتورهای استعمار و جداسازی بوده اند؛ در زمان های دیگر، کلیساها ابزار از انجام دادن آنها بوده است.

اما در سال های اخیر، کلیسای متودیست در اینجا با حساب جدیدی روبرو شده است. مثل بسیاری از نهادهای مذهبی در آفریقای جنوبی پس از آپارتاید، آن را به تلاش برای به هم آمیزاکردن آرمان های خود را در اطراف عدالت و برابری با رفتار خود را با زنان است. کلیسای متودیست آفریقای جنوبی در سال ۱۹۷۶ شروع به اردایشن زنان کرد، اما رهبران زن برای شکستن سقف شیشه ای رنگی تلاش کردند.

سال گذشته، کشیش خلوص مالینگه برای رهبری کلیسا انتخاب شد – اولین زنی که این سمت را داشت – در حالی که سه زن دیگر به عنوان اسقف منطقه ای منصوب شدند. نسل آنها استدلال ی زورمند می کند: که کلیسا باید تغییری باشد که می خواهد در جهان ببیند.

کشیش مانتیما تکیسو، وزیر جوان سیاه پوست در ژوهانسبورگ می گوید: «دین باید وسیله ای متحرک برای تغییر اجتماعی باشد» “وگرنه ربطش رو از دست ميده”

ژوهانسبورگ

بزرگ شدن، ایمان خالصمالینگا به او آموخت که خدا کامل است.

اما مردمي که به او ايمان مي يارن، خيلي زود متوجه ميشن، نبودن.

این، بعد از همه، آپارتاید آفریقای جنوبی بود، و مهم نیست که چقدر خدا او را به همان اندازه دیده است، او هنوز یک زن سیاه پوست در دنیایی بود که هم نژاد ش و هم جنسیتش بر علیه او اعتصاب می کردند.

بنابراین هنگامی که او در ماه سپتامبر گذشته منبر به عنوان اولین زن انتخاب شده به رهبری کلیسای متدیست آفریقای جنوبی، او اعضای خطاب بی پرده.

رئیس اسقف منتخب گفت: «انسانیت زنان هر روز در جامعه ما و کلیساها کم رنگ می شود» اگر ما به عنوان کلیسا باور داریم که ما به عنوان یک کلیسا به اعلام انجیل است که شفا و تبدیل، آن زمان به عمل است.”

در طول سه قرن گذشته، کلیساها نقش پیچیده ای در تاریخ آفریقای جنوبی داشته اند، چرا که تقریباً در همه جا در جهان دارند. در زمان ها، آنها موتورهای استعمار و جداسازی بوده اند، و یک حکم انجیلی به انسان بزرگ گرایی می بخشند. اما آنها نیز ابزار از انجام دادن آن بوده است. کلیسای متودیست، به عنوان مثال، در بخشی از کشور در دو د۰۰ به خاطر مخالفت با آپارتاید ممنوع شد. در میان اعضای خود برخی از صدای پرزور ترین برای برابری نژادی، از جمله نلسون ماندلا به حساب می آورد.

اما در سال های اخیر، کلیسای متودیست در اینجا با حساب جدیدی روبرو شده است، چرا که رهبری زن آن تلاش می کند سقف شیشه ای رنگی را بشکند – مبارزه ای که در بسیاری از ایمان های دیگر آینه کاری شده است. کلیسا مانند بسیاری از نهادهای مذهبی در آفریقای جنوبی پس از آپارتاید، تلاش کرده است تا آرمان های عالی خود را در اطراف عدالت و برابری با رفتار خود با زنان، به هم بگستراند.

اکنون، نسلی از رهبران زنان در کلیسای متودیست آفریقای جنوبی (MCSA) استدلالی زورمند می کنند. کلیسا باید تغییری باشد که می خواهد در جهان ببیند.

کشیش مانتیما تکیسو، وزیر جوان سیاه پوست در ژوهانسبورگ می گوید: «دین باید وسیله ای متحرک برای تغییر اجتماعی باشد» “وگرنه ربطش رو از دست ميده”

نظریه در مقابل عمل

برای اسقف مالینجا، نبرد درونی کلیسا تا زمانی که او می توانست به یاد داشته باشد بخشی از هویت آن بود. به عنوان یک کودک در یک جامعه روستایی بزرگ شده است، او می گوید، جماعت همه سیاه متدیست او بیشتر از زنان ساخته شده بود، و او هرگز دوم حدس این ایده که آنها رهبران طبیعی آن بودند. در خارج از آن دیوارها، با این حال، MCSA کشتی با اینکه آیا به ordain زنان، اجازه می دهد آن را تنها در سال 1976.

در کلیسا به او گفته شد که متودیست ها معتقد بودند همه مردم با هم برابرند. در سال 1958، کلیسا تبدیل به یکی از اولین گروه هایی شد که به زور آپارتاید را در سراسر کشور رد کرد، و وعده داد که هرگز کلیساهای خود را تفکیک نمی کند، زیرا آنها “یک و تقسیم نشده” از نظر نژاد بودند. اما به عنوان یک مدرسه ی جوان، “من متوجه شدم که هنوز کلیساهای سفید پوست و کلیساهای سیاه وجود دارد، و در کلیساهای سفید، من ساخته شده بود تا بفهمم من یک خارجی هستم.” او می گوید. “من همیشه این تناقض را با تلاش برای تفاوت بین انسان و کمال خدا مدیریت کرده ام.”

اما آرمان های خداناهی و شکست های انسانی اغلب در آپارتاید آفریقای جنوبی سر به سر هم می زد. در روزهای نخست وزیری اش در دهه ۱۹۸۰، خانم مالینگا می گوید، همکاران مرد – سیاه و سفید – به او راست می گفتند که نباید آنجا باشد. آنها آیات کتاب مقدس را نقل می کرده اند که می گویند زنان باید دیده شده و شنیده نشند. در وزارتخانه، آنها او را به “وظایف زنان” مانند آموزش کودکان اختصاص داده است.

او می گوید: «این تنها زمانی بود که من برای تحصیل به دانشگاه هاروارد رفتم که در معرض یک الولوژی فمینیستی قرار گرفتم» آن را به من متوجه — آن را من که دیوانه نیست ، آن کلیسا است که دیوانه است.”

و در هاروارد بودن هم چیز دیگری به او یاد داد – که نژادپرستی یک مضمحل منحصر به فرد آفریقای جنوبی نبود.

“پس از بزرگ شدن در زیر آپارتاید، من بسیار هیجان زده به تجربه آنچه در آن بود مانند در یک کشور دموکراتیک که در آن من به عنوان یک انسان کامل دیده می شود، او می گوید: “. اما اگر نژادپرستی بوستون از نژاد پرستی آفریقای جنوبی ظریف تر بود، کمتر از این ننگ نبود. شما آن را در راه صحبت کردن مردم با شما احساس می کنید، در روش تبرک چیزهایی برای شما توضیح داده می شود – که شما در اینجا نمی خواسته است.”

هنگامی که او در سال 1992 به خانه بازگشت، با این حال، آفریقای جنوبی او قبل از راه دادن به چیز جدیدی شناخته شده بود. دو سال قبل از آن، آقای ماندلا پس از ۲۷ سال از زندان آزاد شده بود و کشور برای اولین انتخابات دموکراتیک خود آماده می شد. کلیسای متدیست هم سعی می کرد پای ش را پیدا کند.

شالک ون زويدام/AP/File

ترجمه مقاله

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.detny.im