آویزان در زمان

هفته 1 در سن coronavirus ما در زمان دور دختر ما ساعت.

این بود که به صراحت ویروس-مرتبط است. ما بوده و هیچ گونه نگرانی برای برخی از ماه که ما کلاس سوم در حال توسعه ناسالم وسواس اگر نه با جسم و سپس با گذشت زمان خود را.

این در آمد قابل پیش بینی راه. در وسط ما هرگز پایان دادن به خواب روند او می تواند فقط کسل هنگامی که او را تکان خوردن خودش رو به بالا و چرخش سر خود را به سمت اعداد در ساعت است. او نیاز به بررسی کنید که چه مدت او می خواهم دراز او را توضیح دهد.

ما ترک او به تنهایی در اتاق خود اما به زودی او خواهد مارس طبقه پایین در شب اعلام با وحشت رو به رشد است که آن را به حال شده است 15 دقیقه. سی دقیقه. یک ساعت کامل!

صبح شد هیچ بهتر است. من تا به حال بدست به خود من الگوی فشردن در mama زمان قبل از get-ready-for-مدرسه راش. من زنگ به صدا قبل از خروس بنابراین من می تواند ورزش (در حالی که ابتلا در کار های مربوط به پادکست) را دنبال کنید تا در ایمیل (هرگز پایان کار) مرتب کردن آشپزخانه (ما تا به حال سمت چپ غذاهای آنجا که ما می خواهم خورده دیر) و نگاه در مقاله (هرگز به طور کامل بخوانید).

اما دختر من ساعت بود و تهدید همه چیز. او از بیدار شدن خودش زودتر و زودتر شر آن آبی رقم او را تشویق پیشرفت است.

او فقط سحر خیز او اعتراض کردند که ما پیشنهاد او باید اجازه دهید خودش خواب است. علاوه بر این او نمی خواهید به عجله در صبح است. او می خواستم تا قبل از اینکه خواهر کوچک او. (حمام بود بلامنازع سپس در میان مزایای دیگر.) او می خواست زمان را به آماده شدن. او می خواست زمان به عنوان خوانده شده. او می خواست ما.

بخشی از من عاشق دیدن او درهم و برهم کردن و خواب آلود چشم padding طبقه پایین به آشپزخانه که در آن من تا به حال مجموعه تا صبح من ، اما من احساس خود من زمان ناپدید; ایمیل, فرم های مدرسه, صبح, اخبار و لیست انباشت اشیاء بدست آمده تا accusingly در ذهن من است.

اما پس از آن ما دریافت توجه کنید که بچه های ما نمی خواهد به بازگشت به مدرسه – حداقل نه در فرد. و من تا به حال یک ایده است.

ما در حال رفتن به سعی کنید چیزی به من گفت: دختر من که آن روز صبح.

او به من نگاه کرد با زنگ. (من عادت “تلاش” – مرغ بالا بردن ضایعات صفر توفو – که ایجاد برخی از سطح از اختلاف در خانواده من است.)

پس هیچ مدرسه به من گفت ما فقط باید خلاص شدن از خواب.

چشم او تبدیل به بزرگ نعلبکی. برای یک لحظه او نمی تواند صحبت می کنند. سپس او منفجر شد و به سر و صدای. “این است که بهترین ایده شما تا کنون به حال!” او فریاد زد در حال اجرا به اخبار به خواهر کوچک او.

من با لحظه ای.

“و شما می دانید” من اضافه شده nonchalantly “از هیچ خواب وجود دارد هیچ نیازی نیست برای یک ساعت. ما فقط آن را از اتاق خود را به طوری آن را خسته نمی کند شما.”

او خود را متوقف پریدن.

“چه؟”

ساعت من توضیح داد. وجود دارد بدون نیاز به آن را ندارد.

او خیره به من مبهوت.

“چگونه من می دانم که آن زمان برای به دست آوردن ؟ اگر چه من از خواب بیدار در وسط شب ؟ اگر من دروغ بیدار ؟ اگر چه زمان در گذر است و من نمی آن را می دانم?”

من او را منجر به مبل و نشستم. او crawled شده بر روی زانوی من به طور فزاینده ای سنگین و موقعیت. او رفت تا بزرگ.

شما می دانید که آن زمان به خواب بیدار می شوید من او را مطمئن باشید. شما می دانید که هنگامی که آن را صبح به دلیل وجود خواهد داشت سحر. او نمی باید به نگرانی نیست چرا که برای کمی در حالی که تمام کسانی که چیزهای خارجی – قرار ملاقات, زنگ تفریح, زنگ, این آشفته پدر و مادر خواستار چرا در آن طول می کشد 20 دقیقه برای پیدا کردن جوراب بدون “برجستگی” و یا چگونه آن را احتمالا می تواند یک چالش برای قرار دادن تکالیف تکمیل در همان نقطه هر شب – از بین رفته اند. او تا به حال در میان این همه غرابت یک فرصت است.

او به من نگاه کرد. سپس او راننده سرشونو تکون دادن.

همانطور که با همه زندگی ما اقدام به تغییر به طور چشمگیری. آن است که هنوز هم در حال تغییر است. شخصی وجود دارد ترس و آنهایی که جهانی را به مقابله با. اما من همچنین متوجه شدم که برای اولین بار در زمانی که من می توانم به یاد داشته باشید – و شاید جالب – دختر ما آغاز کرده است به خواب و بیدار, بدون اضطراب.

من همچنین متوجه شدم که ما سدوف زمانی جهت یادگیری زندگی به عنوان یک خانواده است. روز احساس دیگر. بی اهمیت و بی اهمیت عقب نشینی کرده اند در سکوت به حاشیه از وجود ما است. می خواهد reprioritized. من کینه جویی, زمان, بی سر و صدا خواستار مرا به انجام آن چیزهایی که آن را یک بار فرمان من نیست – از دوره من در زمان تماس با من پدر و مادر و پدربزرگ و مادربزرگ به عنوان خوانده شده که داستان فوق العاده. زندگی برود بدون مدرسه بدون سفر بدون که شدیدا گریبانگیر توهم کنترل بر آینده است.

من در زمان این ساعت از اتاق ما به عنوان به خوبی. من آن را از دست ندهید.

ترجمه مقاله

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>