how ‘success’ of a tough US policy on Iran has benefited China

قطعاً دولت ترامپ زمانی که استراتژی «حداکثر فشار» خود را علیه تهران توسعه داد، برای بیرون کردن ایران به داخل تسلیحات چین راه نیافته است. هدف اعلام شده آن مجازات اقتصادی ایران بود تا اینکه تهران به میز مذاکره برگشت تا به نظر دولت آمریکا، معامله ای بهتر در مورد برنامه هسته ای ایران انجام شود.

سیاست ترامپ در بخش اول موفق شد، اما نه در بخش دوم. و حالا چین در حال افزایش است، دشمن برتر آمریکا، برای نجات اقتصاد ایران، و دیپلماسی ایالات متحده را در همان زمان دفع می کند. پس از مذاکرات اخیر، پکن و تهران اعلام کردند که مذاکرات در مورد یک مشارکت استراتژیک ۲۵ ساله ادامه خواهد داشت، با هدف نهایی کردن یک معامله در عرض چند هفته.

این طور نیست که ایرانیان با اشتیاق نجات اقتصادی پکن را در آغوش گرفته اند، کارشناسان منطقه ای می گویند.

ایکلان برمن، کارشناس امنیتی می گوید: «اگر این همکاری استراتژیک به شکلی که ما می شنویم پخته شود، این فرسایش عظیمی از حاکمیت و اذعان ایرانیان است که وضعیت کنونی [اقتصادی] آنها را در تنگه های واقعاً وخیم دارد» این “اساسا می گوید که رژیم تصمیم گرفته است، “ما بهتر است که نیمی از کشور را مسئول از دست دادن کل چیز است.’

با تلاش نسبتاً کمی، کمپین “حداکثر فشار” دولت ترامپ بر ایران را می توان هم به عنوان یک موفقیت سرزنش کننده و هم به عنوان یک شکست بی اهمیت و کم رنگ، به نفوذ عقب افتاده ایالات متحده در امور جهانی، پی گرفت.

اکنون به سمت منفی ترازنامه آمریکا اضافه کنید که به طور بالقوه قابل توجه و بلند مدت پایپایی در حال افزایش چین در خاورمیانه ارائه می شود.

هیچ سوال ی نمی کند که سیاست دو ساله تحریم های سخت که هم ایران و هم کشورهای دیگر را هدف قرار می دهد و مایل به عبور از آمریکا و انجام تجارت با تهران است، اقتصاد ایران را تا مرز فروپاشی قرار داده است. اين “موفقيت” سياسته

اما اگر هدف دولت از تحمیل این بدبختی اقتصادی، بازآوردن ایران به میز مذاکره برای رسیدن به یک توافق هسته ای «بهتر» باشد، و همچنین تغییر «رفتار بدخیم» ایران در محله اش، فشار تا حد زیادی شکست خورده است.

در اعلام سیاست در ماه مه 2018، مایک پمپئو وزیر امور خارجه فهرست 12 “الزامات بسیار اساسی” ایران باید برای برنده شدن در تسکین از خرد کردن تحریم ها و در مسیر ی را به یک توافق هسته ای جدید است. هیچ یک از الزامات – اعم از هیچ غنی سازی اورانیوم و توسعه موشک های بالستیک به منظور کوتاه کردن زیر پا در همسایگان ایران و پایان دادن به تهدید علیه اسرائیل – برآورده نشده است، اکثر کارشناسان موافق هستند.

شاید مهم تر از آن، آمریکا نتوانسته است بسیاری از کشورها را در مسیر رویکرد خود به ایران همراه کند و نفوذ خود را از زمان ترک قرارداد هسته ای چند ملیتی ۲۰۱۵ ایران در سال ۲۰۱۸ آشکار کند.

در روز پنجشنبه، پمپئو، وزیر امور خارجه اعلام کرد که فرستاده ویژه اش در ایران، برایان هوک، از این کشور خارج شده است. آقای هوک در طول بیش از دو سال نقش فرستاده، با سرسختانه ای تحریم های خفنه ای را که ستون فقرات سیاست فشار حداکثر را تشکیل می داد، دنبال کرد و در جمع کردن شرکای عرب به هدف آمریکا موفقیت هایی داشت. اما در مجموع، خروج او بسیاری از ناظران سیاست خارجی را به عنوان شواهد بیشتر از بن بست ی که سیاست ایران به آن رسیده است، مورد حمله قرار داد.

فضای “پر شده توسط چین”

همچنین، با کنار بردن نفوذ آمریکا و به دنبال آن انزوای آمریکا، دری را به چین باز کرده است تا با یک معامله همکاری استراتژیک پرفروش، اقتصاد ایرانی را در آستانه سقوط نجات دهد.

الکس واتانکا، مدیر برنامه ایران در موسسه خاورمیانه (MEI) در واشنگتن می گوید: «واضح است که استراتژی حداکثر فشار آمریکا، ایرانیان را در این که چگونه در خفه کردن اقتصاد ایران موفق بوده است- عمیقاً شگفت زده کرده است.

اما آنچه که به انجام نرسيد، بازآوردن ايرانيان به ميز مذاکره براي يک توافق هسته اي جديد بود، چرا که آمریکا نتوانست دقیقاً آنچه را که می خواست بیان کند. که همه را از جمله دوستان و متحدانش که ممکن است آمریکا همراه آورده باشد، از خود بیگانه کرده است و این باعث ایجاد فضای گسترده ای بین دو طرف شده است- و آن فضا توسط چین پر شده است.”

نول سلیس/ای.پ.م.

ترجمه مقاله

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de