احساس افسردگی در مقابل افسردگی بالینی در زنان – یک خط نازک از علامت گذاری

“من غمگین هستم.”

“من ناراحت است.”

“من احساس می کنم مثل گریه.”

“من احساس می کنم نا امید خودم.”

“من افسرده.”

کسانی که می تواند تصادفی مأیوس کننده نوسانات خلق و خوی از زندگی روزمره است. و یا کسانی که می تواند نکات نسبت به قریب الوقوع عذاب بالینی اختلال است که tiptoeing بماند. جالب اینجاست که خط فاصل بسیار نازک و شکننده است که اغلب افسردگی بالینی است که گذشت به عنوان یک خلق و خوی عادی نوسان است. و هنوز هم اغلب تصادفی بیماری از استرس روزانه می گذشت به عنوان یک خود اعلام کرد افسردگی است.

با این حال این واقعیت باقی می ماند–‘احساس افسردگی’ است که بسیار متفاوت از ” افسردگی بالینی – هر دو به معنای واقعی کلمه و ظاهرا! روانپزشکان در سراسر جهان شده است به طور مداوم به اصرار ما را به درک تفاوت در حالی که ما تمایل به جایگزین یک دیگر تضعیف شدت دوم.

یکی از عمده نشانه ای از افسردگی بالینی است که احساس بدبختی می کشد بسیاری از روز و هر روز برای بیش از دو پیوسته هفته. اگر آن فرد نیاز فوری به کمک های پزشکی.

اگر آن را نمی کند این فرد ممکن است نیاز به نظارت بیشتر و یا حمایت اجتماعی و مهربانی برای مقابله با این وضعیت. گاهی اوقات یک حرکت کوچک به عنوان ساده به عنوان یک خبر خوب باعث می شود فرد احساس بهتری و می تواند کمک به شکستن زنجیره ای از پریشانی.

در اوایل این ماه, یک دوست نزدیک از دست همسرش به افسردگی بالینی. او اقدام به خودکشی در تنها گوشه ای کمی دور از خانه اش حلق آویز شده توسط خودش. در یک شجاعانه و صادقانه ترین اعتراف که من دوست شده و به او نوشت: آنها چگونه بوده است به دنبال کمک روانپزشکی برای دو سال گذشته چه چیزی به نظر می رسید به کار در او نفع و چه مستند آن بدتر شده است. صریح برونگرا که او ما را به شنیدن یک شکایت زار زار گریه کردن و یا نشانه ای از مبارزه از او در طی این همه سال. آن شخصی او نبرد. این نبرد که او جنگیدند تا آخرین با شوهر توام با عشق و doting کودکان کمک به او را بهتر و با گذشت هر لحظه.

راه رفتن از افسردگی است که به عنوان آرام به عنوان غول. آن را نمی کند چقدر سر و صدا تا زمانی که آن را طول می کشد یک زندگی دور. گاهی اوقات درمان و کمک های پزشکی نیز شکست.

هنوز هم غریبه باقی مانده است این واقعیت است که افسردگی بالینی تمایل به ضربه زدن زنان دو یا سه بار به عنوان بسیاری به عنوان نشانی از آن مردان است. در برخی از نقطه ما دیدن intersectional همگرایی سلامت روان با فمینیسم. طبق گزارش های به اشتراک گذاشته شده توسط Pew Research Centre, شرایط روانی مانند استرس پس از سانحه, اختلال شخصیت مرزی, اختلال افسردگی و بی اشتهایی و حتی اختلالات غذا خوردن تمایل به تحمیل زنان دو بار یا بیشتر به عنوان بسیاری به عنوان مردان. آنقدر که زنان سه برابر بیشتر احتمال دارد به خودکشی از مردان است.

دلیل نهفته در فرهنگی آرایش در جامعه ما است که تا حد زیادی مردسالار. برای مثال وقتی یک زن در توسعه علائم از یک وضعیت روانی او شروع به قضاوت برای بیماری او درست در شروع. حتی یک انحراف جزئی از او انتظار می رود نقش ها را افزایش می دهد شانس خود را از گرفتن نام با شرایط و ضوابط به عنوان ‘دیوانه’, ‘آن را از دست داد’ یا ‘مجنون’. این باعث کاهش بیشتر او را در نتیجه رانندگی او را به باطل, غیر-پایان دادن به دایره است. آن را تعجب آور نیست که در بسیاری از فرهنگ ها حتی یک کلمه از همدلی را به اشتراک گذاشته و اجازه دهید به تنهایی کمک های پزشکی. تنها آزمون است که خانواده ها تکیه می کنند نیست آزمایشگاهی رانده آزمایش اما کلیشه های تعیین شده توسط جامعه است.

در شهری تنظیم یو پی اس که در آن زنان بیشتر به کار حرفه ای متکی به خود و مستقل از آن می شود به طور فزاینده دشوار است برای آنها را به فرار به دام افتادن از مشخص بهداشت روان, به عنوان اگر آن را یک تجاری بسته است. چگونه bemusing که مشترک lures جلب زنان به درمان خود را با یک آرایه از مد زودگذر انتخاب — سعی کنید یوگا, آبمیوه, در حال خواب, برش قند یا گلوتن حرکت کشور سفر و یا نصب یک مدیتیشن برنامه! اگر که نیست همه مستمر ایمیل اسپم توسط مراکز مشاوره به عنوان یک کمک به راه حل می افزاید: به داد و بیداد!

در زمانی که ما نیاز به اقدامات قابل توجهی برای مبارزه با افسردگی بالینی همه ما این است که یک مرجع از تبلیغاتی تایید نشده و تجاری را انتخاب کند.

وقت آن است که ما از خودمان سوال که مهم است. وجود دارد به اندازه کافی توانبخشی مراکز در اطراف ما ؟ چگونه مجهز هستند و شهرهای کوچک با روانپزشکی کمک و مشاوره است ؟ اگر آنها چه مدت است که در صف انتظار بیماران در خارج از درمانگاه چرا که اغلب افسرده بالینی بیماران نیاز به کمک فوری? همچنین در حال درمان هزینه مقرون به صرفه برای مردم عادی و یا آن را رایت جیب خود به دنبال طولانی مدت روانپزشکی و جلسات مشاوره? است, روانپزشکی, درمان هزینه یارانه توسط دولت ماشین آلات? چه سیستم پشتیبانی برای بیماران مبتلا به induct آنها را به یک روال عادی زندگی پس از درمان خود را بیش از و یا ما آنها را دوباره وارد همان سناریو است که در واقع آنها منجر به یک وضعیت روانی?

در زمان آشفته مانند این که مستند است و ما مجبور به باقی می ماند در داخل خانه قطع شده است, جامعه, جذب, داده ما زمان بیشتری را به اجازه دهید شیطان پرسه زدن در ذهن ما و محدود حمایت اجتماعی — آسیب پذیری به انحراف به سمت یک وضعیت روانی افزایش یافته است abysmally.

تنها چیزی که به نظر می رسد به کار به موقع کمک های پزشکی!

اجازه دهید فراموش نکنید که درد واقعی است اما امید است.

سلب مسئولیت : دیدگاه های مطرح شده در بالا هستند خود نویسنده.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>