اوشو

خود غرور منجر به خشونت; همه خشونت تبدیل می شود که در اطراف محور. در جهل و غرور غالب در خود. روح می شود و غرق در آن است. آنچه واقعا وجود ندارد و به نظر می رسد وجود دارد. این یک خانه از کارت و هر بزنید از هوا می خرد آن است. این ترس تولد از خشونت است. خشونت و ترس خود را. این ترس می تواند به توسعه از دفاع به جرم. اگر ترس باقی مانده محدود به دفاع از خود به تنهایی و سپس در نهایت آن منجر به نامردی. همان ترس به نظر می رسد مثل شجاعت که از آن می شود توهین آمیز است. اما آیا این نامردی یا به اصطلاح شجاعت و ترس در حال حاضر در هر دو; و این که انگیزه برای هر دو. کسانی که خوب بکار بردن شمشیر و همچنین کسانی که نگه داشتن خود را در پنهان کردن هر دو نقل مکان کرد و با ترس است.

لازم است بدانید که چه ترس است زیرا او است که ترس هرگز نمی تواند غیر خشونت آمیز; و اگر یک مرد در ترس تلاش می کند به غیر خشونت آمیز او می شود صرفا یک ترسو نیست غیر خشونت آمیز. سابقه و تجربه ارائه قدرتمند اثبات این. اساس عدم خشونت است, شهامت و بی باکی. Mahavira و بودا در نظر گرفته اند شهامت و بی باکی به عنوان یک پیش نیاز ضروری برای عدم خشونت.

من که کل آگاهی انسان احاطه شده است و ساخته شده از ترس. آن است که همیشه در ذهن خود. این ترس هر چه بروز آن ممکن است اساسا ترس از مرگ است. مرگ بسیار نزدیک در تمام لحظات. آن می تواند در هر لحظه و از هر جهت. از این مرگ است که ممکن است در هر زمان و ترس طبیعی است. برای یک چیز, آن را کاملا نا آشنا و سپس ما کاملا درمانده قبل از آن است. ترس از ناشناخته ها و نا آشنا. زندگی حتی اگر آن غیر قابل تحمل است حداقل آشنا. مرگ حمل به ناشناخته. این ناشناخته می دهد ترس; و پس از آن ما هیچ کنترل بیش از آن. ما نمی توانیم هر چیزی را با آن. این ناتوانی را از بین می برد نفس ما از آن ریشه است.

نفس که توسعه ما گرفته بود برای زندگی به نظر می رسد به شکستن و نابود شده است. که به تنهایی ما بودن که به تنهایی ما بودند; و در نتیجه مرگ به نظر می رسد به پایان زندگی ما است. به ما چه ؟ بدن و ذهن و نفس اما شعله های آتش از مرگ به نظر می رسد به نوبه خود آنها را به خاکستر. از طرف دیگر و فراتر از آنها هیچ چیز به نظر می رسد باقی می ماند. پس چرا باید ما احساس ترس ؟

چگونه ما باید کنسول خود را ؟ در چنین یک حالت ترس طبیعی است و برای نجات خودمان از این ترس ما را آماده به انجام هر کاری و از این ترس به تنهایی چندین اشکال خشونت را از تولد. بنابراین ترس خود را به خشونت و شهامت و بی باکی است که عدم خشونت ، به رایگان از خشونت یکی را به رایگان از ترس; به رایگان از ترس یکی به رایگان از مرگ; به رایگان از مرگ یکی به خود می دانم.

با کمال تعجب من می دانم که دیگران; اما من نمی دانم خودم. چگونه مرموز است که من آشنا هستم با خارج و ناآشنا با خود درونی! این جهل از خود علت همه درد انجام بد و غیر رستگاری.

در مراقبه به نظر می رسد که آنچه قابل مشاهده است جاودانه است. توهم مرگ رفته است. با مرگ و ترس نیز از بین می رود و شهامت و بی باکی است به دنیا آمد. از شهامت و بی باکی عدم خشونت جریان می یابد.

خلاصه از Mahavira یا نابودی کل. اوشو بار بین المللی, حسن نیت ارائه میدهد اوشو Intertnaional بنیاد www.osho.com

سلب مسئولیت : دیدگاه های مطرح شده در بالا هستند خود نویسنده.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im