“پاپا ادی FIP. او را مجبور به قرار دادن به بقیه به عنوان او در درد عمیق برای دو هفته گذشته و هیچ شانسی برای بقا فراتر از چند دردناک روز.”

من مبهوت, قلب شکسته, افسرده, افسردگی میکردم عصبانی, غمگین, همه در یک لحظه است که به دنبال. مرگ واقعی است و از آن می آید نشده است. اما نه به عزیزان ما و نه به کسی و نه حتی دیده می شود پنج ماه در این جهان است.

“Bete, آرام کردن و متوقف کردن گریه” به نوعی اولین کلمات بیرون آمد و از من فشرد ، اما من تا به حال برای پیدا کردن برخی از راه از امید. پس از همه شما نمی دهد مرگ به خزش فقط می خواهم که. “چه FIP? شاید یک نظر دوم که شما ذکر شد ممکن است کمک کند. ممکن است یک راه وجود دارد” من امیدوار بودم که حرف های من بودند که از جان گذشته به عنوان آنها را صدا.

عکس های اعتباری: Devanshu نرنگ

“FIP است که مانند یک ویروس است که به آرامی کشته شدن سیستم ایمنی بدن و همچنین اجازه می دهد تا مایع ساخت داخل بدن است که نشت بیش از همه. این باعث می شود بدن ضعیف و آنها جلوگیری از خوردن و درد عمیق در حتی در حال حرکت از یک مکان به مکان دیگر. در واقع مانند این است که آخرین مرحله از سرطان برای آنها. من می توانم مایع آزمایش از کالیفرنیا اما دکتر می گوید که هیچ امیدی وجود دارد و آن این است که FIP.” باید آن را گرفته و او را بیش از یک دقیقه می گویند این همه خود درد sobs.

درد را از قلب به دیگر در سرعت مافوق صوت است. به خصوص اگر برای یک دوست. دختر من بود گریه در اوهایو در حالی که از دیدن ادی در اعماق درد و اینجا در تورنتو, من نمی تواند کنترل جزر و مد از چشم من به عنوان قلب یافت می شود که تنها راه برای کاهش عمیق خفقان در داخل.

من تا به حال متوقف باور نوآورانه ترین خلقت انسان خالق آنها خدا را. خدا در جایی است که دلیل متوقف و باور آغاز شده برای انسان است. خدا چیزی است که آنها استفاده می شود به زندگی می کنند و حتی مبارزه و کشتن است. خدا پدر مادر, دوست فیلسوف و نگهبان در حالی که مراقبت از آنها را در زمان خوب و بد.

اما چگونه می تواند به چنین خدایی بود خیلی سخت? چگونه می تواند او را جوان نوپای زندگی می کند که هنوز به شکوفه تا ظالمانه در حالی که در همان زمان دادن زندگی سالم به دیکتاتورها شیاطین در قالب انسان و حتی بدن زندگی سبزی زندگی مقیم وقت خود را برای سال ها بدون هیچ دلیل ؟ چگونه می تواند برخی از متولد شدن در خانواده های فقیر به دنیا لنگ و كور و كر مبتلا به اوتیسم و یا با ده ها از دیگر مشکلات در حالی که دیگران لذت بردن از زندگی عادی متولد شدن در خانواده ممتاز?

و آیا این توضیح به نقل از سرنوشت تئوری تبلیغ توسط برخی از ادیان. من بیش از حد پدر و پدر هرگز نمی تواند یک قاضی که می خواهد فرزندان خود را با دادن آنها درد و یا شکنجه آنها در بیماری پر بدن. هیچ یک از پدر یا مادر خود را دوست دارد کودکان صرف نظر از حماقت و نمی خواهد بعد از رفتن آنها در زندگی است. این سطح از ظلم و ستم نمی تواند وجود داشته باشد در پدر و مادر است.

“شما که نظر دوم و مایع تست شده و من با عجله به شما در حال حاضر و ما را به مبارزه با هم و نجات ما ادی. شما قوی باشید و من خواهد بود در اوهایو توسط امشب.” من ترک جلسه بود که من حضور و با عجله به جمع آوری همه چیز و به من همسر همراه به عنوان من می دانستم که این درد را باید ترک آن زخم در قلب او بیش از حد.

بله ادی بود دختر من بچه گربه که او تا به حال به تصویب رسید و چند ماه به همراه یکی دیگر از بچه گربه او را در خیابان پیدا چارلی. بله, من می دانم که برخی از شما می تواند به درک درد یک فرد می تواند برای این کودکان. پس از همه, ما آنها را حیوانات خانگی -سگ و گربه و خرگوش و پرندگان و ما نمی توانیم به احساسات مشابه برای آنها را به عنوان انسان است.

اما برای یک نفر مثل من که دارد امتیاز از این کودکان gracing زندگی ما متفاوت است. من دختر و پسر به تصویب رسید و یک گربه سیاه به نام ایرا زندگی با من و او بوده است my soulmate از بعد او به زندگی من. او را دوست دارد من و خانواده ام بدون قید و شرط و دوش خیلی دوست دارم در ما که ما هرگز نمی تواند پرداخت. او برداشته شده من از دل تنگی, از, افسردگی, از, اضطراب, زمان بی حد و حصر. هنگامی که در شب از او می آید و قرار می دهد سر خود را بر روی بازوی من و استوار به آرامی در انتظار من به نوازش او را با آغوش من و سپس بر انجام شوخ طبع دم خود را و خواب کاملا; من در واقع لذت بردن از برخی از شاد ترین لحظات زندگی من است. ایرا نیست مانند فرزند من است اما من پسر دوست داشتنی ترین روح برای همه ما در خانواده ما.

و ادی من ملاقات کرده بود فقط یک بار قبل از در فرد و نه یک روز گذشت زمانی که ما از دیدن او شاد جهش در ویدیو چت با دختر ما. او ادی جریان الکتریکی که نمی تواند استراحت در یک مکان و نیاز به حرکت مداوم در حالی که بازی و به اشتراک گذاری عشق خود را با دختر من. وقتی که دختر من را از رسیدن به پشت در اتاق کار, Eddie تا به حال به صعود بر روی شانه او و سپس استراحت وجود دارد و سر لب به لب او برای نشان دادن عشق خود را و یا فقط اقامت و خر خر کردن به صدای بلند فریاد – من شما را دوست دارم و تو مال من. برای همیشه لطفا برای!

و برای دیدن فرزند من در خیلی درد بی حرکت و آرام در رسیدن به اوهایو یکی از بدترین لحظات زندگی من است. ادی اره ما و من او را در آغوش و نوازش او و در عرض چند دقیقه ما می دانستیم که ما و خانواده است که او در من و من در اینجا به ماندن با او و او را از این درد.

ما سعی کردیم همه چیز. ما را از نظرات دیگر دامپزشکان و هنگامی که ما احساس وجود دارد که می تواند راه را در تورنتو اگر مایع نتایج آمد منفی, ما همه با عجله به تورنتو پس از دو روز همراه با ادی. پس از همه, او فرزند ما بودند و ما در مبارزه برای زندگی خود را نجات دهد.

پس از آن آمد که تاریک لحظه برای ما هنگامی که پزشکان در نگاه مایع گزارش و گفت که هیچ راه دیگری وجود دارد و آن ادی را باید به استراحت قرار داده است تا او در درد عمیق خواهد شد و در غیر این صورت تنها زندگی می کنند از طریق چند دردناک روز.

من یاد یک چیز به وضوح در طول آن چند روز و لحظه هایی که من صرف با ادی. عشق است مقدار زیادی از قدرت. در حالی که ادی در درد که ما می توانیم در چشم تیره و در عین حال زمانی که او بود در آغوش ما وجود دارد یک حس آرامش و شادی در آن احساس می شود. و با وجود او و دولت او را به طور مداوم نشان می دهد عشق خود را به ما purring از زمان به زمان در حالی که دست زدن به ما و یا فقط خیره در ما با آن چشم مهربان.

و در اینجا من در بیمارستان بود همراه با همسر و دخترش به euthanize او با یک دوز تزریق که برای اولین بار مواد مخدر او و پس از یک ثانیه خواهد بود که در پایان سفر خود در این جهان است. بدون آن ممکن نیست. نمی توان آن را, اما آن اتفاق می افتد. ما نشسته بودند در آن اتاق در حالی که دکتر انجام شد پزشکی آماده است. ادی آغاز شده در حال حرکت در اتاق نگاه ما او را با عمیق چشم مهربان. به عنوان اگر او بود گفت: این خوب است که او ما را دوست دارد و او می داند. و ما دوباره دیدار خواهد کرد و او را منتظر است که بعد از مراسم.

دکتر آمد و از من خواست برای برگزاری ادی در دست من به عنوان او شروع روند. من نشسته مانند یک سنگ. من نه می تواند حرکت یک اینچ است. من حتی نمی تواند حرکت دست من است. و سپس سد پشت سر هم. من گریه و گریه بیاختیار. من قرار بود به حمایت از دختر من و همسرم در این زمان که خود را در اشک و در اینجا من ضعیف ترین از همه آنها را. چرا یک کودک خردسال مانند ادی و چرا من بود که در پایان عمر خود را در سفر و تا به حال هیچ دلیل بیشتر به زندگی می کنند ؟ من نمی تواند آن را انجام دهد. من نمی توانستم اجازه ادی بروید. من هرگز خواهد شد.

آن را به من شجاع دختر وجود داشته باشد با ادی در آخرین لحظه و به او همه عشق است که او مورد نیاز است. یک مادر و شجاعت و قدرت و عشق را به توان با کودک حتی در چنین دوران دشوار و انتقال به او که عشق خود را قوی است و این یک زندگی است که فقط یک لحظه در ابدیت و ما دوباره دیدار خواهد کرد. ادی رفته بود با چشم باز با لبخند به دنبال مادر خود را در دوست داشتن اسلحه.

جهان متوقف شد برای من و برای هر سه ما است. آنها شجاع و فوق العاده ای نشان داد, شجاعت و عشق است. من ضعیف بود و کاملا در هم شکسته.

چیزی شکست درون من آن روز است. من را دیده اند مرگ و میر در زندگی و درگذشت پدر دست من چند سال به عقب. اما آنها زندگی خوب زندگی می کردند و در پایان سفر خود را و فهمیدم که روح تا به حال برای رفتن به فرم جدید فرم زندگی است. اما ادی فرزند من بود و خیلی جوان است. چه ساخته شده خالق انسان او را چنین تغییر شکل بدن ؟

من می دانم که در حال حاضر آن است که همه علوم. خدا فقط یک اذعان است که علم نمی تواند, توضیح عنوان نشده است. اما بدن ما, این, هوا, این, فضا, زمین, آن است که همه شیمی و فیزیک و زیست شناسی و مخلوط است. آنچه که از اهمیت روح است که وارد بدن می شود و تعریف می کند وجود خود را و ما را قادر به ارتباط با یکدیگر است. و پس از آن جریان از بدن یک به دیگری برای پیدا کردن آن روح در یک بدن.

ادی از بین رفته است. و من پیشنهاد او good bye. من هرگز خواهد شد. به عنوان ما یک قرار ملاقات گذاشتن به زودی به اندازه کافی در زندگی یکی دیگر از فرم. درست soulmates هرگز ترک. آنها فقط به یک مسیر انحرافی برای دیدار دوباره. Dasvidaniya ادی! ما شما را دوست دارم برای همیشه لطفا برای.

سلب مسئولیت : دیدگاه های مطرح شده در بالا هستند خود نویسنده.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de