ورود uske husn ka jadu samajhte hain jise
Woh به hai meri nigahon ka اثر kahna استفاده از
(که فکر می کنم مردم سحر و جادو است از زیبایی او
به او بگویید که به این دلیل است که از راه من به او نگاه کنید)

من هرگز فکر نمی کردم اردو شاعر Abdul Ahad Saaz (1950-2020) را مانند این. مجبور به ماندن در خانه با توجه به کشنده Coronavirus ترساندن بسیاری از Saaz دوستان از جمله شما واقعا نمی تواند حضور در تشییع جنازه او روز گذشته است. خجالتی و آرام مرد Saaz خداحافظی به ما در این روز که تنها صدای ما شنیده بود و سکوت. آن روز ما در هند مشاهده شده “junta مقررات منع رفت و آمد”. یکی از Saaz مجموعه است به نام ” Khamoshi بولو Uthi (سکوت صحبت کرد)”. زندگی نمی تواند تقلید شعر در بیشتر غمگین, افسرده راه است.

مرگ بزرگ است در زمین. آن را نیز فراهم می کند فرصت را به یاد بیاورید و منعکس کننده. من به یاد داشته باشید زمانی که من او را ملاقات نمود اول ولی یک قسمت است که به وضوح حک شده در ذهن من است. در اوایل 2000s ما آغاز شده بود یک سری به نام “rediscoveries” در بمبئی نسخه از هند اکسپرس. هر هفته ما را به یک شخصیت معروف از زمینه خود و او را/او را به معروف او امد و شد زیاد در این شهر است. این افراد مشهور را به یاد زمان او صرف وجود دارد و بحث در مورد مردم آنها ملاقات حوادث آنها شاهد. من “کشف” بسیاری از مکان ها در شهر با چند شخصیت شناخته شده. بنابراین من در زمان Shobhaa ده به چور بازار فیلمساز Prakash Jha به فیلم شهر Dalit شاعر و سیاستمدار Namdeo Dhasal به عربی خندقها در بمبئی مرکزی که در آن او تا به حال دوران کودکی خود را صرف. و بسیاری از دیگران است.

Abdul Ahad Saaz تا به حال برنده ماهاراشترا اردو جایزه اسکار و من درخواست او را به نشان می دهد محل که در آن من می توانم او را به این ستون. او پیشنهاد کرد Maktaba جامع کتابفروشی در محمد علی جاده ها است.

من به وجود چند دقیقه قبل از زمان ثابت. چادری در نیمه پیراهن و شلوار های bespectacled Saaz بود که کمی خمیده راه می رفت در لبخند. فروشگاه کتاب شاخه ای از Maktaba جامع انتشار بخش از جامع Millia دانشگاه اسلامی دهلی نو است. یک زاییده افکار Dr Zakir Hussain این Maktaba ایفا کرده ستارگان نقش مهمی در حفظ و ترویج زبان و ادبیات. در طول جامع سپس VC Mushirul حسن سلطنت و یک شایعه بود که جامع برنامه ریزی شده بود به بسته Maktaba را در بمبئی شعبه دارد. برخی از ما روزنامه نگاران جوان در زمان بر خودمان وظیفه برای متوقف کردن این “قتل” یکی از نشانه های معروف و موسسات بمبئی است. ما دعوت اشاره کرد فیلم ترانه سرا و اردو نویس حسن کمال به Maktaba و صحبت در مورد اهمیت آن. کمال سحاب به یاد می آورد که چگونه امثال علی سردار Jafri, Kaifi Azmi, Majrooh Sultanpuri و Sahir Ludgianvi خواهد آن را ببینید. بیش بی پایان فنجان از این چای های ادبی افسانه می خواهم در مورد زندگی و نامه. داستان ما از Maktaba برجسته مرگ و میر در برخی از پیشرو اردو و انگلیسی روزنامه ها فرستاده جامع دولت به tizzy. Rakhshanda جلیل که به طور خلاصه به من آموخت فارسی در دانشگاه اسلامی علیگر (AMU) بود با عنوان رسانه ها و ارتباطات بخش از جامع ، روز بعد او صادر روشن در اردو و انگلیسی که جامع تا به حال هیچ برنامه ای برای بستن هر یک از Maktaba شعب. بر خلاف وجود یک طرح برای بهبود آنها. Maktaba زنده و لگد زدن.

مانند حسن کمال, Saaz تا به حال خاطرات Maktaba. او ملاقات بسیاری از معروف اردو شاعران و نویسندگان در اینجا. او به من گفت که چگونه او می خواهد به صرف ساعت در اینجا مرور از طریق صفحات از کتاب های شعر. او تا به حال یک مزیت پیاده روی در هر زمان و از آنجا که او پس از آن زندگی می کردند و مشغول به کار در فروشگاه کتاب در مجاورت.

شعر اشتیاق او نه لزوما منبع خود را از زندگی. او به دست آورده نان خود را از طریق یک Clothshop او در همکاری با گجراتی هندو. او یک بار به من گفت که کسب و کار او شریک بود و کاملا تعاونی به او اجازه داده او را به باقی می ماند وجود ندارد از این فروشگاه اغلب به حضور mushairas در هند و خارج از کشور.

یک بار Saaz خانواده و دوستان برگزار شد یک تابع در خود hounour در یک مدرسه در Bandra. جاوید اختر بود مهمان رئیس و او صحبت پوستی مورد Saaz و شعر او. بسیاری از سال پیش Sahitya Akademi دهلی نو برگزار شد جشنواره شعر در بمبئی. شاعران مختلف زبان های هند دعوت شدند. جشنواره کاهش یافت و در رمضان. من تو را دیدم بسیاری از مسلمانان در میان کسانی که تا به حال صف در ناهار ضد. Saaz quipped:” Aaj kaun kaun rozedar hai uska hisaab هو jayega (امروز از آن تصمیم گرفته خواهد شد که همه روزه). هر چند مترقی در فکر Saaz شد یک مسلمان مؤمن بود.

زمانی که اردو مرکز به رهبری مدافع زبیر Azmi تاسیس شد و از آن زد در ابتدا از دو اتاق در یک شهری مدرسه مخالف Mugha مسجد در Dongri برخی از ما جشن آن است. متاسفانه BMC کردم اتاق خالی و Azmi تا به حال به آن را برای خود کوچک در یکی از متراکم خیابان های باریک در Madanpura. Saaz بود در میان بازدید کنندگان به طور منظم به اردو مرکز در Dongri. این مرکز تا به حال حتی برگزار می شود یک زن و شوهر از نسخه های سالانه Bhendi بازار lietary جشنواره که به نمایش اخلاق فرهنگی Bhendi بازار نشان دهنده. Azmi بود تا ساختمان کتابخانه بیش از حد. من نمی دانم چه اتفاقی افتاد که پروژه است.

یک بار من تو را دیدم Saaz بازدید از اردو مرکز با یک کیف پر از کتاب. “داداش زبیر, یه چند kitabein hain. Apni کتابخانه mein rakh lo (برادر زبیر این برخی از کتاب های کتابخانه خود را).

این فصل انبه. Saaz گفت: شاعر Mirza Ghalib بسیار علاقمند بود و انبه. شاگردان خود را ارسال خواهد Ghalib انبه وجود دارد و یک داستان جعلی که برخی حتی ارسال بطری شراب پنهان کردن آنها را در داخل mangoe سبد. “من نمی باید انبه به من بدهید. من کتاب” گفت: Saaz.

یک بار Saaz در زمان برخی از ما به درمان naaz-ریز ریز کردن در یک رستوران در Bhendi Bazzar. هنگامی که او به من به نام دعوت برای این درمان خاص من نیست بگویم.

من نمی می گویند هیچ دلیل یکی از حسرت های زندگی من این است که هنرمند بزرگ M F حسین دعوت کرده بود من برای پایا و نان را چند بار به یک Colaba رستوران و من نگه داشته و به تعویق انداختن.به متعصبان ما مجبور پیکاسو به زندگی در خارج از کشور در تبعید و در آنجا درگذشت.

من افتخار Saaz درخواست و همراه او به رستوران. تازه از تنور های نان-مرغ ریز ریز کردن همراه با برش های پیاز و نوع ترشی با ادویه طعم عالی. من هرگز فرصت دیگری به همراه Saaz به کتابفروشی یا naan-فروشگاه ریز ریز کردن.

Saaz شجاعانه جنگیدند دیابت برای چند دهه. او در نهایت متمایل به خارج است. استراحت در صلح Saaz داداش.

Maut se کیسکو rushtgari hai
Aaj woh kal hamari baari hai
(که معاف از مرگ
امروز از آن است که او فردا از آن خواهد شد ما)

سلب مسئولیت : دیدگاه های مطرح شده در بالا هستند خود نویسنده.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im