گریه من محبوب کشور

قلب من غرق به عنوان من تو را دیدم ویروسی تصویری از یک کودک نو پا عمل کشیدن در تخت ورق عایقی خود را مادر مرده در مظفرپور ایستگاه راه آهن. کودک بیش از حد جوان به درک عظمت فاجعه ای که اتفاق افتاده است او اما سوزاننده صحنه استعاره ای برای gigantic بحران مهاجران در هند را تحمل کرده اند در طول این مستند.

مردان و زنان و کودکان در حال مرگ در قطار بوژی در بزرگراه ها از گرسنگی و خستگی در راه آهن و در تصادفات جاده ای—وجود بی پایان حماسه تراژدی وحشتناک بازدید بر مهاجران رفتن به خانه. آنها ساخته شده است و شهرهای بزرگ آن مترو و مراکز بلوارها و ballrooms در glitzy هتل پنج ستاره و تونی باشگاه است. آنها فرار خدمات ضروری به عنوان آنها به عنوان cabbies و rickshawallas, milkmen و روزنامه فروشندگان پیک پسران و یاران در محیط های اغذیه فروشی. فرار آنها از خدمات است که برخی از ما در زمان داده شده. در حال حاضر همان دندان در چرخ دور انداخته شده اند. ما باید یک نام برای آنها بیش از حد. مهاجران. میلیون ها نفر که ممکن است خدمت کرده اند اما ما تعلق ندارد. زمانی که ما به خود ما شهروندان مهاجر ما فورا طرد آنها. پس خود را در گرفتاری طول playan (مهاجرت) بازگشت به خانه های خود در روستاها و kasbas ضربه سرفصل اما این پدیده به نظر می رسد نرمال.

آنها زندگی می کنند در حاشیه پس از تولد. تماس با آن خود را خوب یا نقاط ضعف در سیاست هایی که هرگز آنها را قادر به تماس خود را واقعا حل و فصل. در روستاها آنها عمدتا کارگران بی زمین اجاره یا حاشیه کشاورزان است. پس از گرسنگی اغلب خیره آنها را در صورت در روستای آنها به شهر در جستجوی کار. در شهرستانها آنها زاغه در محروم افسرده shanties, کار, در, درهم و برهم, بخش خوردن اغلب در Bissis (خوردن خانه) و یا در هتل ها ارزان.

وضعیت بسیاری از کارگران مهاجر در نساجی شهر بیواندی—اغلب به نام منچستر آسیا—بدتر نیز به دلیل Bissis بسته شده است. دور از خانواده های خود این برچسبها کارگران آمد و در رحمت برچسبها صاحبان. آنها در ابتدا جان سالم به در همدردی از صاحبان آنها به عنوان مستند دوره افزایش یافته است و کار آمد برای متوقف اکثر صاحبان رها کارگران خود را. “برای چه مدت می تواند به ما خوراک این کارگران ؟ منابع ما محدود هستند و درآمد را متوقف کرده است” rued یاسین Momin یک دستگاه صاحب و مدافع در بیواندی به نظر من قبل از خروج از کارگران مهاجر آغاز شد. در حال حاضر نمودار که اجازه داده شده به از سرگیری عملیات با پایبندی اجتماعی فاصله گرفتن از هنجارهای وجود کمبود شدید کارگران به عنوان بسیاری را به سمت چپ برای صفحه اصلی.

قبل از Shramik قطار آورده بودند—خدمات ناکافی هستند–بسیاری از مهاجران راه می رفت به صورت مایل دردسر-پیاده و حتی کهنه کامیون ها و کامیون پس از پرداخت به طور نامتناسبی بالا کرایه. آنها braved آفتاب سوزان و تشنگی و گرسنگی را با خود عزیزان است. “آگار marenge bhi به apne لاگین ke راش mein marange (حتی اگر ما به مرگ ما را مرگ در میان خود ما مردم گفت:” مهاجران trudging از بزرگراه ها.

این هتک ابرو که ما آنها را مجبور به رنج می برند آشکار بود که بسیاری به شدت زنان باردار به هنگام تولد به نوزادان در راه خود به خانه. یک طرز فجیعی بد درمان به یمن سرفصل همچنین زمانی که جهان تو را دیدم یک زن کشیدن او چرخ کیسه از طریق شهرها و شهرستانها با کودک نو پا پسر خواب در چمدان. یک پسر بچه از روستای من در بیهار چپ بمبئی روی یک دوچرخه است. پس از paddling به مدت 14 روز و عبور از بسیاری از ایالت ها و شهرهای مختلف او رسیده ایجاد کرد. من لرزیدند در فکر چگونه می تواند او دست و پا زدن برای بسیاری از روز را که بزرگ فاصله ؟ دو پسر دیگر من ایجاد کرد هر دو کارگران مهاجر پرداخت 4500 تومان به هر یک راننده کامیون که در زمان چهار روز کاهش یافته است و آنها را در ولسوالی مقر از جایی که آنها گرفتار وسیله نقلیه دیگری برای رسیدن به این روستا است.

Penury نیروهای مردم را به خطرات. گرسنگی باعث می شود فرد مبتلا به شکستن قوانین بیش از حد. چگونه می تواند ما را فراموش نکنید تصاویر گروه از مهاجران مبارزه در میان خود به صورت بسته های مواد غذایی در راه آهن سیستم عامل? من هم دیدم برخی از مهاجران شکستن شیشه درب یک مغازه در راه آهن پلت فرم و بلند کردن بطری آب و نوشیدنی های دیگر. سعی کنید به گفتن این روح گرسنه که دزدی از مغازه جرم است. خالی belies کمی معنای موعظه و اخلاص.

و همه گیر انداخته است تا بسیاری از قهرمانان. بنابراین وجود یک کشاورز در نزدیکی دهلی نو است که صرف نزدیک به 70,000 تومان در بلیط های هوایی از 10 کارگر برای خانه سفر خود را. بسیاری از آنها حمایت اتوبوس برای کارگران فقیر ناامید به خانه برسد. سابق اقلیت’ رئیس جمهور در ماهاراشترا و BJP سیاستمدار حاجی عرفات شیخ به من گفت که او را به ترتیب 300 اتوبوس برای مهاجران سفر به خانه. چقدر او موفق باقی مانده است دیده می شود. پریانکا گاندی Vadra کنگره سعی کردم به ترتیب اتوبوس برای مهاجران اما موفق به پلیس گفت: بسیاری از وسایل نقلیه در لیست ارائه شده توسط او و دستیاران ندارد, تناسب اندام گواهی.

مردم بدون در نظر گرفتن طبقه و کیش آمد و رو به جلو به ارائه مواد غذایی و آب به مهاجران. وجود دارد بسیاری از قهرمانان گمنام که braved پلیس باتوم به ارائه کمک به فقرا. بسیاری بودند که ننگ و سرزنش برای گسترش coronavirus به پلاسما قبل از خروج از قرنطینه مراکز. بسیاری دیگر پیدا شد توزیع مواد غذایی بسته و بطری های آب در میان مهاجران در بزرگراه ها و ایستگاه های راه آهن. چنین حرکات را به این امید که همه از دست داده است هنوز.

اما به عنوان من نشسته با کمی دختر به خوردن شام امشب تصویر از کودک نو پا که در تلاش برای بیدار کردن مادر مرده در راه آهن پلت فرم در مظفرپور به نظر می رسید به عنوان یک پتک در کشور جمعی وجدان.

سلب مسئولیت : دیدگاه های مطرح شده در بالا هستند خود نویسنده.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>