خلاقیت – محصولی از هوش یا پشتکار ؟

افسانه ای بزرگتر از افسانه ای که خلاقیت، شلیک هوش است وجود نداره. شخص خلاق نیاز به هوشمندی ندارد چرا که هوش همیشه به خلاقیت منجر نمی شود.

ممکنه به نظر من يه کم غير منطقي باشه، اما دلايل قوي اي دارم که از بيانيه ام حمايت کنم. برای توضیح دیدگاه من، من باید به حالت فلاش بک تغییر دهید تا کمی از زندگی اولیه ام را به یادآور شود.

من بچه ای بسیار بی میل، خجالتی و درون گرا در طول روزهای مدرسه ام بودم. نه در میان توپچی ها و نه در میان قطره چکان—فقط یک دانشجوی متوسط رتبه. یادم هست، آنقدر از خودم مطمئن نبودم که هر گونه سخنان منفی در مدرسه ام مرا ویران می کرد.

یک بار در کلاس سه، معلم من در یک تناسب خشم و خشم فرود سیلی کامل خون بر روی صورت من و مارک من -nikamma- در مقابل کل کلاس. من تمام شب گريه کردم و وجودم رو نفرين کردم مادر دوست داشتنی من سعی کرد به من انگیزه اما من حاضر به رفتن به مدرسه. با پافشاري اون، من موافقت کردم که با بي ميلي زيادي برم. آن روز روز یک برنامه فرهنگی بود.

در آن روز یکی از همکلاسی هایم در صحنه جلوی سالن بسته بندی شده اجرا کرد و بعد از اجرایش یک دور بزرگ از تماشاگران دست و پا می زد. اون تشويق تيک تيک و لگد به چيزي درون من بود در درون خودم يه وتر زد من هم همین را برای خودم می خواستم. اما برای یک تکاپو باید استعداد داشته باشيد. حالا، برای این که در مورد استعداد پنهان خود را می دانم استعداد در خود است. من آنقدر به آن تشويق مرا واداشت که در مدرسه ام شروع به شرکت در عملکردهاي سالانه کردم. اگرچه متوجه شدم اما از آنجا که آنها همه چیزهای بیتی آن مانند آواز خواندن در یک کر، حلق آویز کردن یک گروه موسیقی در اطراف گردن من و یا پانسمان مانند یک دختر با رژ لب گچ بر روی لب من، من هرگز نمی تواند توجه مورد نظر است که ذهن من همیشه هوس. با این وجود، استقامت من برای اجرای هرگز محو نمی شود.

در طول روزهای دانشگاه، آن بچه خجالتی پنهان بی میل یک علامت در دانشگاهیان ساخت و در صحنه به حدی سرت می زد که حتی در رویاهایم من معلمان، سیاستمداران و بازیگرانم را تقلید می کردم و از سالن دانشگاه جمع می کردم. هر دور از تشويق بعد از اجرام جواب مناسبي به مجموعه ي ريشه دار من داد، و منو نيش زد، در اعماق داخل. اگرچه من نردبان های اطمینان را در حال پوسته پوسته شدن بودم، اما مجموعه پنهان من محکم در درون من قرار گرفت و صادقانه، من هرگز نمی خواستم به ترک cudgels از این پیچیده عمیق مبادا من در دام مجموعه برتری سقوط، و در این راه مسدود تکامل من.

جمع کردن من و خلاصه کردن این که در بالا به اشتراک گذاشته و فرو رفتن در بیانیه باز از قطعه من، من همیشه یک باور راسخ بود که من به طور سنتی به معنی واقعی کلمه هوشمند نیست. این ممکن است صدا pompous و تلاش برای ایجاد فروتنی اما حقایق حقایق. من عاشق ایجاد نه به دلیل هر گونه هوش ژنتیکی و یا ذاتی بلکه به دلیل این واقعیت است که من بارهای پشتکار.

در زمان ها، پشتکار، یک برداشت ناقص از هوش را به مخاطب می دهد اما واقعیت زمانی باقی می ماند که شما یک عمل را تکرار می کنید، یک هنر، هنر، یک سرگرمی، یک مراسم مذهبی، شما تمایل به نزدیک تر شدن به هوش با یا بدون هوشمندی. پشتکار می تواند ما را به سمت هوش بدنبال داشته باشد اما هوش همیشه منجر به پاپایداری نمی شود.

در واقع دلایل خلاقیت با افراد مختلف متفاوت است. برخی از آنها فوق العاده باهوش هستند اما هرگز در کشف استعداد خود را مدد. برخی کمتر باهوش هستند اما با تلاش مکرر استعداد نهفته خود، آنها صیقل خلاقیت خود را.

خلق بهترین خلق است زمانی که شما با شور و حرارت عشق به ایجاد. رومئو در عشق مطلق با خلق خود را، ژولیت خود را، اما از خلق خود را انتظار نیست، ژولیت خود را، به شما عشق بازگشت. روزی که انتظار داشته باشی ژولیت تو رو دوست داشته باشه، تو تمایل داری قدرت خلاقانه ات رو از دست بدی. ژولیت شما، خلق پرشور شما ممکن است شهرت، قدرت یا پول به شما نمی دهد اما در اعماق وجود شما ثروتمندترین مرد با احساس غنی ترین خواهد بود.

فراموش نکنید، هوش شما را می توان از طریق درجه برای دوره بسیار کوتاه جشن گرفته اما خلاقیت خود را یک جشن طولانی زندگی است. ممکن است یا نه ممکن است شما جایزه اما پاداش آرامش ذهن با هر خلق شما ایجاد شده است فراتر از محدوده بیان از طریق کلمات.

به سمت پایان، من باید اضافه کنم که در صورت هوشمندی یا فکر کردن به خودتان هوشمند، بیشتر بر روی پافشارى تمرکز کنید تا هوش فرضی شما. فقط به هوش ت نشيد

از هوش خود بیشتر به عنوان یک هوش استفاده شده استفاده می شود کمتر استفاده کنید، اغلب به نوبت استفاده کمتر.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im