چیتچت در سن زوم

ساعت 9:27 صبح بود، سه دقیقه تا جلسه ی مانیتور و زوم روزانه. من می خواستم در اوایل ورود به این، امیدوار به ترویج نوع مکالمه غیر مستقیم (بخوانید: “chitchat”) است که می تواند بسیار ارزشمند و در عین حال آنقدر در این دوره کار از خانه فاقد.

اولین افرادی که برای یک کنفرانس تلفنی به صورت آنلاین به آن ها می رسه، با هم دیگر در ارتباط هستند. با پیوستن افراد بیشتر، مکالمه کند می شود. تا زماني که 12 يا 13 ام فرد برسه، بحث متوقف ميشه. در عوض ما به چشم های یک دیگر از اتاق خواب، آشپزخانه و اتاق نشیمن ما تا زمانی که میزبان جلسه می رسد نگاه.

من برای صحبت های غیر مستقیم ارزش قائلم و خانم. بسیاری از ایده های خوب می تواند از آنها آمده است. آنها دوستی ها را تقویت می کند و تیم می سازد. به عنوان سردبیر هفته نامه مانیتور، من انتخاب کردم که نسخه های مجله را به همکارانم در اتاق خبر تحویل بدهم وقتی جعبه مسائل به آنجا رسید. بعضي وقتها من يه مجله رو روي ميز خالي ميذاشستم اما گاهی اوقات آن را به مناسبت به تعریف نویسندگان در داستان های خود را، صحبت با افرادی که من معمولا با آنها تعامل نیست، و یا حتی متوقف و – اگر آن را خوب به نظر می رسید به قطع – بپرسید که چگونه آن را رفتن بود، آنچه که آنها بودند. گاهی اوقات من شناور ایده: “اگر ما با استفاده از پوشش های داخل جلو و پشت هفته نامه برای ایجاد یک پوستر؟” “نظرت در مورد اينکه بخش “اُپ اد” رو برگردوندي چي فکر ميکني؟ “اگه ما کل مسئله رو به عنوان کتاب طنز انجام میدادیم چی؟” (نگران نباشید: من حماقت آن یکی به محض اینکه من شنیده ام خودم آن را با صدای بلند می گویند.) ارتباط در حال حاضر خیلی عمدی است.

پسر بزرگ من در توسعه کسب و کار برای یک کارآفرین جهانی کار می کند. او یک تیم از راه دور — ساخته شده حتی بیشتر از این در حال حاضر ، با هیچ در دفتر او. ازش پرسيدم چطوري چيچت رو اداره ميکنه

پسرم يادداشت کرد که اون بهانه هاي بيشتري داره تا مکالمات معمولي رو به طور معمول يک يدونه چک کني اما وقتی من او را فشار داد مرا به حال یک پیشنهاد : شما ممکن است این تمرین تیم سازی من استفاده می شود زمانی که من رهبری آن سفرطولانی دوچرخه کمپینگ ، او گفت.

من وارد جلسه زوم روزانه مانیتور شدم و منتظر شدم. سه نفر دیگر به من پیوستند: یک کارآموز، یک عکاس، و یک طراح گرافیک. ما شروع به چت کردن کردیم. مدتی طول می کشه تا دیگران سر و کار شون پیدا بشه به این دلیل که یکی از ما کشف کرد، جلسه لغو شده بود. ناگهان يه فکري بهم دست داد قبل از اينکه بريم، گفتم، ميشه يه کاري بکنم؟ “گل سرخ، خار، جوانه” ورزش دوچرخه سواری پسر منه: به چیزی که از شِر (گل سرخ) خوشحالی، چیزی که تو را ناراحت می کند (خار)، و چیزی که مشتاقانه منتظرش (جوانه) می باشی، بگویی.

بعد از اينکه يه کم يودونه از طرف من شروع کرديم به همه تعجب ما، سه نفر از ما خار و گل سرخ یکسان بود: خار بار زندگی با همه گیر و تمام عدم قطعیت آن، محدودیت ها، و سرخوردگی بود. و گل سرخ؟ بودن در خانه با همسر، فرزندان، والدین. دو طرف بحران COVID-19 به همان اندازه در ذهن ما بزرگ بود. غيرمنتظره بود، اطمينان بخش، يکدست کننده.

-يه لحظه بود .

و به همین دلیل است که من عزم خود را برای نشان دادن در جلسات زوم فقط کمی زود تقویت شده است. حتی اگه معلوم بشه که یکی از اونا نیست

ترجمه مقاله

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im