عمه اموزش عکس فلسفه

من بزرگ عمه روت نیست نگاه بخشی از یک ماجراجو. با موهای سفید همیشه محکم دوخته به یک سیم پیچ های محافظه کار را فشار دهید تا بلوز و دامن بلند او نگاه هر بیت از schoolmarm او بود, آموزش ابتدایی کلاس برای دهه ها در آبشار نیاگارا, New York. از دیدن او در جوانی به معنای صرف شام در ساعت 4 بعد از ظهر تیز پل هاروی در رادیو و توجه دقیق به باغ کوچک طرح که در آن او ثبت شد در دفتر خاطرات او هر باقلا کندن از تاک. آن را سخت به تصور کنید که خود را در هر نقطه دیگری اما در پنجره آشپزخانه.

در عین حال به عنوان یک بازنشسته اموزش سوار ملکه الیزابت چندین بار و کاوش در اروپا تا حد زیادی در خود – تعهد کوچک برای یک زن تنها در 1950s. او به سادگی عاشق سفر هنگامی که او قادر به.

عمه روت همیشه آمد به خانه ما پس از این سرمایه گذاری با یک نمایش اسلاید. پدر من بنا روی صفحه نمایش در اتاق خانواده و پروژکتور whirred به زندگی, افشای هر ذره گرد و غبار در آن اتاق است. ما بچه های سامانه بر روی فرش به عنوان مادر پاریس (روت brother-in-law) و اموزش در آسان صندلی. پدر و کلیک بر روی دکمه بر روی پروژکتور را از راه دور و همه ما در خارج از کشور, مرتب کردن بر اساس.

وجود دارد, دوست داشتنی, مناظر دیدنی شهرها و روستاها از ایتالیا و من فکر می کنم, اتریش. بقیه فریم بودند از حیوانات او می خواهم مواجه می شوند: خیابان سگ و گربه و جوجه سنجاب بیشتر سگ و گاو در مرتع با کوه در پس زمینه – این ممکن است کلرادو. پاریس زیر لب در مورد تلف فیلم. پدر و مادر من باقی مانده مودب هر چند اسلاید بودند گاهی وارونه از تمرکز و یا شسته. پس از آن شما خود را در زمان در معرض فیلم به محلی پردازنده و امید برای بهترین.

من عاشق این اسلاید. آنها برانگيخته یک طرف این عمه من تا به حال شناخته شده وجود داشته و من هم ستایش حیوانات او در بر داشت به طوری شایسته گرفتن در فیلم است. من خم شدن سر به سمت (وارونه بیش از حد) چپ نگاه کردن و حتی بیشتر به عنوان دندانه دار کردن مقوا فریم آمد دایره کامل.

و پس از آن – باید – پدر خواهد سوئیچ پروژکتور لامپ خاموش و ترک فن رفتن برای چند دقیقه. من بعدها شنیدم این بود که کاملا غیر ضروری است که داغ لامپ نمی خواهد منفجر شود برای عدم گردش هوا. اما پس از آن هر پروژکتور صاحب من می دانستم که رعایت پروتکل یک whirring آخر فکر می کردم به زندگی طولانی از آنچه بود بسیار گران قیمت لامپ.

من تا به حال فکر می کردم از این اسلاید در سال, اما پس از بازنشستگی از dairy farming من بازگشت به خود من سفر lust رفتن به مکان های مورد علاقه در اروپا و کاوش در پارک ملی ایالت یوتا و کالیفرنیا و آریزونا کشف نیوزیلند – و اخیرا کمی زیبا اجیجیک در دریاچه چپلا در مکزیک است.

در اجیجیک من در زمان برخی از دوست داشتنی عکس هایی از دریاچه در غروب از شهر کوچک است colorfully تزئین گورستان در این کشور بعد از مرده جشن از گل سنگ فرش خیابان های دیواری و tortillerias باز خوی به خیابان. حیوانات بیش از حد: خیابان سگ نشسته و به راحتی در رستوران غرفه که در آن آنها اغلب با استقبال و تغذیه; گربه لولینگ بوده در گرم سقف کاشی; خروس آمد و رفت در سراسر حیاط; hummingbirds پادشاه پروانه ها و پلیکان کاملا سفید در برابر دریاچه سنبل-سبز آبی و آبی آسمان. قاب و پس از قاب اسب galloping تا سنگ فرش خیابان ها و prancing پایین سواحل است. من زیپ آنها را به خواهر و برادر من بدون فکر کردن به من انجام داده بود با عکس هایی از سوئیس گاو, نیوزیلند, گوسفند, نهنگ, مهر و موم, پنگوئن ها و پرندگان.

من هنوز هم خانواده قدیمی پروژکتور و تنها تا به حال به جای این لامپ یک بار در گذشته 40-چند سال است. خروج از این فن برای خنک آن شده اند باید کار درست را انجام دهید ،

نوه من شیفته خود من دیوار-پیش بینی نمایش اسلاید در سن بسیار جوان حرکت در محرمانه هاله ای از آن همه سحر و جادو از غیر دیجیتال صحنه های از سفر من قبل از لبنیات سال: جنگل های بارانی در پورتوریکو زندگی دریایی و زمین شناسی از باهاما, و بله, سوئیس – اسلاید است که اغلب به اندازه کافی از ویژگی های گاو.

پس از سفر به مکزیک در پاییز گذشته خواهر من در نهایت وارد با من: “شما می دانید, سو, شما را تبدیل به عمه روت.”

من اعتقاد دارم که او حق است. و مانند پدر که به من نشان می دهد کسانی که اسلاید من همیشه ترک فن برای یک یا دو دقیقه پس از خاموش کردن پروژکتور لامپ.

ترجمه مقاله

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>