‘خاک آمریکا’: فراتر از بحث ناقص اما مربوط رمان

“خاک آمریکا” به احتمال زیاد خواهد شد به چالش کشیدن به عنوان خوانده شده برای هر دو داستان است که آن را می گوید و همچنین اختلاف آن تولید شده است. (ما به عنوان خوانده شده داستان در اینجا.) جانین کامینز’ پرفروش ترین رمان برای اولین بار دریافت شده با ستایش اما پس از آن بحث های اطراف آن به سرعت تفویض شدید به بحث در مورد تخصیص بودجه و به حاشیه راندن لاتین نویسندگان. این بحث حیاتی و عقب افتاده. ناشران به مدت طولانی نادیده گرفته مکزیکی زنان نویسندگان به خصوص و زمان بحث تساوی نیاز به توجه به این واقعیت است.

در این روز پس از انتشار آن هر چند سرفصل را تهدید به تحت الشعاع قرار دادن کار به عنوان یک قطعه از ادبیات و آنچه در آن ارائه می کند. با موضوع مهاجرت مسلط اخبار ما با بمباران آمار اما باید کمی حس انسان درگیر است. در شرایطی مانند این هنر می تواند محبت و همدلی است که اجازه می دهد تا ما را به دیدن ما مشترکات. هر چند ناقص این کتاب پر است که درجه اعتبار ساقط است.

رمان باز می شود به طور چشمگیری با, بزرگ, شاد, خانواده, جشن quinceanera یک 15th, جشن تولد که خاموش است توسط یک تگرگ گلوله. لیدیا و جوان, پسر, لوکا هستند تنها بازماندگان. لیدیا کتاب فروش های محلی می داند ویرانی به قصاص برای او روزنامه نگار را در معرض محلی کارتل مواد مخدر. او همچنین می داند که او و پسرش امن نیست تا زمانی که آنها باقی می ماند در مکزیک است. تنها امید خود را برای بقا در حال فرار از شمال به مرز.

آنچه در پی تعلیق داستان زندگی و مرگ داستان ماجراجویی که در آن لیدیا باید تشخیص دهد که کدام مسیر را و به چه کسی اعتماد به. او هم برای غمگین از دست دادن خانواده اش به خصوص شوهرش. هر اندیشه باید باقی می ماند متمرکز شدن خودش و پسرش با خیال راحت از طریق هر روز.

ایشان است و نه انفرادی سفر. دیگران رو شبیه شرایط بحرانی به اشتراک گذاری منابع و ارائه پوشش – حتی یک اندازه گیری از گمنامی – به عنوان لیدیا تلاش برای زرنگ تر بودن از کارتل. او شروع به درک که معمول labels تعیین است که “دیگر” تغییر و گاهی اوقات به طور کامل ناپدید می شوند. در حالی که او همواره دیده می شود و خودش را به عنوان تحصیل کرده و یکی از “آنها” از جمله تفاوت های دیگر اعمال می شود. هر کدام در راه خود را در تلاش برای رسیدن به یک هدف مشترک – برای فرار فعلی خود را متزلزل شرایط و امیدوارم پیدا کردن چیزی بهتر است.

چند خوانندگان در حال رفتن به شخصا با شناسایی این داستان در مورد یک کوره در رفته و فرار به کشور دیگر. اما اکثر هر کس را پیدا خواهد کرد یک نگاه اجمالی از تجارب مشترک از زمانی که زندگی روزمره را در یک فلش به عنوان نتیجه رویدادی فراتر از یک کنترل. بسیاری از دانستن زمان نیاز به ماندن کاملا متمرکز روی یک هدف واحد تلاش می کند که اجازه می دهد زمان برای سرند به دلیل احساسات به نظر می رسد مانند یک لوکس در شرایط شدید. شناخت این اشتراکات ممکن است کمک به ساخت پل ها در یک بحث سیاسی است که می تواند به شدت به استفاده از مدنی مکالمات در اطراف مهاجرت.

آیا این طرح بیش از حد ساده سازی برخی از مردم و بسیاری از مواقع به عنوان منتقدان استدلال می کنند ؟ بله. مکزیکی نویسندگان و خوانندگان که هفته هاست در این موضوع باید گفت و صدای خود را ارائه بینش ارزشمندی.

اما این استدلال رد نمی محاسن این کتاب است. بلکه آنها برجسته نیاز به کتاب های بیشتری در مورد این مسئله آنهایی نوشته شده توسط مکزیک و آمریکای مرکزی و نویسندگان. آنها در خارج وجود دارد, اما آنها نیاز به برخی از وجدان حفاری برای پیدا کردن. ستاره شمال برای کمک به شناسایی آنها را برای جستجو کردن هشتگ #OwnVoice.

چند پیشنهاد:

“هر کس می داند که شما بروید خانه” توسط ناتالیا سیلوستر

“شیطان در بزرگراه” توسط لوئیس آلبرتو Urrea

“چلیپا” توسط ژان گرررو

“کودکان از زمین” توسط Marcelo هرناندز Castillo

“خانه خود را در میان غریبه ها” توسط Jennine Capó Crucet

برای خوانندگان به سادگی گذر “خاک آمریکا” به دلیل اختلاف خواهد بود یک فرصت از دست رفته.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im