علیگر Numaish ‘خانه شادی’

‘به اتصال مردم به افراد دیگر و زمانی که همه مردم را متصل کنید آنها را در نهایت پیدا کردن عشق با هم”.

به پیاده روی در خروجی زمستان overhearing مردم در گفتگو اغلب با خود به ندرت با دیگران احساس جریان یک شهر کوچک زندگی است که نه تنها مبهم اما این یک درمان است. جریان است حرمت من فکر می کردم. همانطور که من راه می رفت و عمیق تر در داخل numaish بعد از پارکینگ خودرو که همواره یک کار بسیار نیرومند در علیگر numaish .

این وابسته اواسط شهر علیگر مشغول است با بهره گیری از انتظار ترین رویداد از شهر است که علیگر numaish این روز است. من به عنوان حرکت بیشتر به سمت کوچه های باریک از numaish عمدتا زنانه خرید هیون من سوار بر یک سفر به زمین هرگز از نوستالژی. دختران بازدید از این مکان خود را برای خرید محصولات منحصر به فرد این پسر کثیری آسمانی در این محل برای بسیاری شناخته شده است ،

اوه کلان شهر اگر شما باید متکبر و مغرور مراکز خرید شهرهای کوچک خود را فروتن Melas. مردم از هر طبقه و کاست و عقیده یا مذهب می تواند به جمع شدن در یک مکان و از آن لذت ببرید. جهان معروف علیگر numaish شد incepted راه بازگشت در سال 1880 برای نواب به منظور تسهیل آنها را برای اسب خود را نشان می دهد و به نمایشگاه ثروت خود و شیوه زندگی است که شهادت به این شعر Ek سلام saf mein khade ho gaye محمود-o-Ayaz Na koi banda raha aur na koi بنده نواز (ترجمه ) “سلطان و در یک فایل در کنار هم ایستاده بود. پس هیچ بنده بود و نه استاد هیچ چیز را با آنها تقسیم کنید.

روستاییان از روستاهای دور مشتاقانه منتظر این سالانه با شکوه رویداد ساکنان شهرستان را نا امید نیست و همچنین. برای بازدید علیگر numaish است که باید به طوری که یکی می تواند احساس و زندگی جریان زندگی نیز درک آنچه که اهمیت تنوع فرهنگی چیزی است که ماهیت همزیستی با هماهنگی است. Hullad بازار از numaish یکی paragon از آن است.

فقط با مراجعه به این خشن و بی ادب و پر از ذوق و پر انرژی و جایی است که قلب گرم شدن کره زمین برای من به خاطر دیدن چهره های خندان در سراسر استرس منفجر یاخوردکننده. درخشان چراغ دکوراسیون مغازه ها تنور چای های Halwa paratha است که نه تنها لذت بخش اما استرس منفجر یاخوردکننده. به دنبال بیشتر در مردم از موارد به معنای numaish مبهم است. این خناس تو بستنی فروشنده غرفه بسیار بزرگ و زیبا است که می تواند اجرا برای پول به ایتالیایی, خانه مد. پاپ کورن فروشنده بود به مراتب پشت سر نیست هر چند. در میان این همه یکی می تواند بشنود تبلیغات پخش شده در numaish رادیو: ساری suhag – ساری suhag صرف hathon mein nau nau choodiyan hain…” این تبلیغات خواهد آمد به توقف ناگهانی و گوینده می گفت: ek ladka jiska naam monu hai aur usne laal kameez aur neeli nekar pehni hui hai numaish mein kho gaya hai, jis kisi ko مایلی wo usey اتاق کنترل pahucha دی. تینگ تانگ”.

اگر چهره شاد و منکوب که در طرف اشتباه از شانس من روحانی, مخفی نگاه اجمالی در خسیسانه لباس رقصنده از تنوع را نشان می دهد من یک گناهکار. این نقطه فروش منحصر به فرد از numaish شما نام آن را به شما آن را دریافت کنید. اگر گوش دادن به پر سر و صدا دعوت از Jhanda هتل و Nazeer هتل نماینده فروش است کسل کننده, overhearing مکالمه صاحب Nazeer هتل و septuagenarian مشتری یک درس به اقتصاد است. “کاهش قدرت خرید و قیمت های گزاف از محصولات به طور جدی تقلیل روح بیش از قرن رویداد گفت: بزرگ, پیر مرد تاجر”.

بعد از خوردن کباب paranthas های ما حرکت به سمت سالن به تماشای برخی از زنده و اجرای تئاتر از این هنرمند جوان. سالن شد و مربا بسته بندی شده و رقص (سما) عملکرد قدرت بسته بندی شده. در حالی که من راه می رفت به سمت پارکینگ من فکر کردم چه زیبا نمایشگاه Ganga Jamuna Tehzeeb که من فقط گوش مون Kunto Maula در Krishnajali مجتمع علیگر numaish.

در حالی که رانندگی من فکر کردم برای اتصال مردم به افراد دیگر و زمانی که همه مردم را متصل کنید آنها را در نهایت پیدا کردن “عشق” هم به عنوان من تماشا وسط کلاس و سواری پشت در روروک مخصوص بچه ها خود را با سه تا از بچه ها حمل سه بالن spiritedly. من تعجب می کنم که کسانی که بالن بودند tricolour.

سلب مسئولیت : دیدگاه های مطرح شده در بالا هستند خود نویسنده.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im