A world of Godmen lovers

چرا جهان خدامردان را دوست دارد؟ به دنبال راه حل های آسان برای برنامه های زندگی، مردم توسط ترفندهای مورد استفاده توسط خدامردان و زنان خدا پیشه وری فریب خورده است. آنها ادعا می کنند که به معنای واقعی و هدف از زندگی می کنند.

رسانه ها، پلیس و مقامات افشای اغلب خدامردان جعلی، آن را در ایمان کور همگروهی که نمی تواند ترفندهای wily از conman را درک تکان دهنده است.

چه چیزی پیروان این فروشندگان ایمان را می کِشد؟ چرا مضطرب شده است که به این باور برسه که انسان مسیر سریعی به سمت خدا و سعادت داره؟ درست مثل يه ميگ شرابه که قدرتشون رو منحرف ميکنه مردم قربانی ضعف های خود هستند. افراد با ایمان راسق به درون خود، ارزش ها و اعمال خود نیازی به انتقال خود به دیگری نیست.

با این حال، انسان ها تمایل ذاتی عمیقی برای ارتباط با کسی یا چیزی دارد. همچنین می خواهند ارزش خود را نشان دهد. همه می خواهند یک معنا و هدف از زندگی داشته باشد. آنها آرزو دارند که یک خود منحصر به فرد داشته باشد و وجود خود را اثبات کند.

این است که این اضطراب درونی است که توسط باباها، ماتاس، پیر بابا، باباس، باباس، کشیش ها، گوروها، و مادران و غیره مورد بهره برداری قرار گرفته است. بودن بخشی از یک فرقه، دره، درگه، جماعت، جماعت و غیره، حس قابل تجسسی معنا و امید را به توده های گیج و حریص می سپارد. ارتباط با فرقه ای به شما همراهی و هویت می بخشد. همچنین آنها نقد در مورد نادان و خرافات مردم و فروش نیمه پخته جیان که کمک می کند تا امید رفتن بالا با وعده ای از بهشت و رستگاری.

حالا این خدامردان نیز به عنوان کانالی بین سیاستمداران و مقامات عمل می کنند. پیروان آنها از شبکه خود برای دریافت مساعدت استفاده می کنند. در واقع باباها، ماتاس، پیرس بابا، کشیش، گورو، مادران و غیره پیوندهای قوی برای شبکه مانند سازمان های غیردولتی و جامعه مدنی هستند.

تغییر مذهب نیز یک صنعت بزرگ در هند است. برخی از پیر باباها، کشیش، و غیره نیز در این کسب و کار تبدیل درگیر هستند.

اين خدايان تمام ياورات رهبري رو دارن آنها رهبران خوب، مدنظر قدرتمند و خوب در ترفندهای فریب دادن. آنها عشق و نگرانی نشان می دهد، و کمک به پیروان نیازمند خود و همچنین در کار اجتماعی مانند سازمان های مردم نهاد. سیاست مداران از بانک های رای گیری آنها را می نوازد.

آنها خرد جمعی، روان و نشان دادن معجزات و tidbits خوش بینی مانند مادر ترزا استفاده می شود نشان می دهد. جهل مردم آنها را به این سرزمین خدا توهم بار جذب می کند. باباها به اندازه کافی باهوش هستند که توده ها را به پیروان تملق می دهد و به طور دسته جمعی هیپنوتیزم می کند.

…آخرین نمونه مولانا سعادت و زکیر نایک است.

مردم بدون هدف و جهت روشن هستند. آنها همیشه در تلاش برای کمک به کسی. خدايان ثابت مي کنن که آسون ميشه مثل بوروکرات هاي فاسد براي تجاوز به نا امني هامون

در این دنیای مادی، مردم از نزدیکان و عزیزانشان قطع می شود. بنابراین، آنها در چنین جماعت، satsangs و jamaats آرامش و comport. به همین دلیل است که همه به دنبال کسی فراتر از دایره خود را. متاسفانه احساسات و ترس های آنها توسط کون گوروها گرفته می شود تا در مورد شان پر شود.

نویسنده سرشناس رون هابارد یک بار به شوخی گفت: «اگر می خواهید پول بزرگی در بیاورانید، باید دین را شروع کنید.» چند سال بعد هابارد یک دین از خود ‘کلیسای ساینتولوژی’ آغاز کرد که نزدیک به دو پیروان لاخ از جمله ایوانجلیست های بزرگ تام کروز و جان تراولتا داشت. هابارد ثروتمند و با نفوذ شد و به بدنامی اشاره ای نکرد.

این تقریبا در مورد همه خدامردان درست است. برخی از آنها صرفا مردان جبهه برای گروهی که با مهارت آنها را از پشت عمل. زاکیر نایک یکی از این نام هاست. مدل کسب و کار او از آن روزبی گناه از دو سال 1990 تکامل یافته است، شاید قبل از زمانی که آن را فقط در مورد minting سریع، باک آسان بود. با پول همه چيز مياد

داستان های خدامردان هندی همه به خوبی شناخته شده است. رون هابارد درس ي خوبي در کار فرقه است هابارد به عنوان یک تکه تکه کننده دین سازمان دهی شده بزرگ شد. او فلسفه ای به نام دایانتیک ابداع کرد. او مردم را تشویق می کرد تا حقیقت درونی را از طریق مشاهدات خود درک کنند، به جای اینکه هر خدایی را تعقیب کنند.

فلسفه ترکیبی زیرک از گنوستیک و بودیسم باستان بود، همراه با مسیحیت، فروید، تائوئیسم و نیچه، یک دوز هیپنوتیزم اضافه کرد که هابارد متخصص آن بود. کتاب او در مورد دایانتیک در لیست پرفروش ترین های آمریکا برای بیش از یک سال بود. اما بعدش اون به مشکلاتي برخورد که ورشکستش کرد و نتونست از خودش محافظت کنه

این درآمد خدامن یک صنعت بسیار سودآور اما غیر قابل مالیات مانند سازمان های غیر دولتی است. مثل هابارد، خدامردان هندکه دین را سازماندهی می کنند تا مالیات ها را نجات داده و مزایای دیگری به دست بیاوشند. هنگامی که امپراتوری او به دلیل دخالت در اعمال مجرمانه سقوط کرد، هیچ قدرتی نمی توانست از او محافظت کند. کلیسای او به عنوان “کسب و کار، اغلب به اعمال جنایی داده شده، و گاهی اوقات به عنوان یک مذهب masquerading” در سطح قرار داده شد.

به سوی پایان عمر، هابارد در مخفی گاه عمیقی قرار داشت، مانند اچاریا راجنیش و زکیر نایک، کلیساخود را با کنترل از راه دور کنترل می کرد و صدها میلیون دلار در سال بدست می داد. هنگامی که او در سال ۱۹۸۶ درگذشت، کلیسای او رسماً اعلام می کند که «بدنش به مانعی برای کارش تبدیل شده بود و تصمیم گرفته بود بدنش را رها کند» تا تحقیقات خود را در سیاره ای دیگر ادامه دهد. داستان آشنا و صدادار است، مردم در هند هم می شنوند. داستان آشوتوش ماهاراج اینطور یه.

پیروان هابارد با درخشانی بر او فیلم می ساخت، استاد، با بازی فیلیپ سیمور هافمن، که به تنگی از دست رفته برنده جایزه شیر طلایی جشنواره فیلم ونیز در سال 2012 در زمینه های فنی جزئی. …پیرو بابا رام رحیم اینسون هم فیلم ساخته، رسول.  Aasa Ram Bapu, Baba Ram Pal, Bishop Franco Mulakkal, Ashu Maharaj (نام واقعی Aasif Khan), Zakir Naik و غیره برخی از نام های سرزنش شده در این کسب و کار هستند.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im