قوی بی باک, badass اسب شاخدار

در دوران کودکی من وقتی که من خواندن داستان Prometheus ایجاد مردان من هرگز نمی دانستند که در آن زندگی من را تغییر دهید.

پرومته سپرده شد با این کار از مجسمه سازی انسان از خاک رس به جمعیت زمین است. او پر از غم و اندوه به عنوان او آنها را به زندگی در غارها در شرایط پر از بدبختی از آنجا که هیچ آتش وجود دارد.
او رفت و به درگیری مستقیم با زئوس و هنگامی که زئوس نکردن آتش او را نافرمانی او را به سرقت برده و آتش از آسمان به عنوان یک هدیه به مرد است. زئوس فرمانروای کوه المپ تا به حال هیچ دلسوزی برای مرد و او تحت مجازات برای این جسارت و جنایت به پرومته.

پرومته زنجیر به کوههای قفقاز که در آن یک عقاب به خوراک بر خود همیشه در حال بازسازی کبد است. از آن ساخته شده من متوجه ظرفیت احیا کننده کبد در مراحل بعدی زندگی.

داستان من است از ثروت به ژنده پوش. کسانی که بی عاطفه بستگان…وقتی که من نیاز به آنها بیشتر…ترشیده آنهایی که توطئه و محروم و خرگوش تبدیل دم و فرار از ترس من ممکن است از آنها بخواهید برای کمک به من و یا stand by me. خانواده است که در مورد خون و پیوند آن را در مورد مایل به نگه داشتن دست خود را هنگامی که شما به آنها نیاز دارید بیشتر.

ما همه آشنا با عبارت “جعبه پاندورا”. از خشم زئوس دستور ایجاد “پاندورا” که باز یک صندوق آوردن به جهان درد, بیماری ها, بیماری بدبختی و همه چیزهای مضر و بسته آن را ترک امیدواریم در داخل.

ظرف چهار ماه از یک عمل جراحی مغز که پدر من فرار در سراسر هند در جستجوی مناسب بیمارستان من تا به حال عجیب و غریب علائم و عروقی تومور تشخیص داده شد در کبد اما با توجه به عدم وجود پول آنها رها شود. این تومور رشد و نکردم کبد در راه است که پیوند تنها راه است.

Devi پارواتی مجسمه یک پسر به نگهبان درب کاخ او. زمانی که لرد شیوا تلاش برای ورود او سوار او را به عقب و همه خدایان است. در حالی که گانش درگیر شد در دوئل با لرد ویشنو خدای شیوا نقل مکان کرد به آرامی از پشت و برش گانش سر با نیزه سه شاخه. لرد شیوا توافق را گانش به زندگی و اینده او الوهیت. لرد شیوا آیا اولین mytho-تاریخی پیوند و Ganesha آورده بود به زندگی بازگشت.

پس از عمل جراحی پیوند پروردگار شیوا اعتقاد بر این است که با توجه گانش اکسیر بنوشید. یکی نمی تواند کمک کند گمانه زنی اگر این بود که برخی از معجون حاوی ضد رد دارو.

اما من نمی ناامیدی نگه داشته و به دنبال امید و من امیدوارم که در میان مردم به من با هر گونه خون اوراق قرضه. من جان سالم به در برد نقطه عطفی پیوند کبد با وجوه به دست آورد و با کمک های مالی.

من مبتلا به یک بیماری نادر von Hippel-لینداو یا VHL. آن است که یک فرم ژنتیکی سرطان است. VHL بیماران نبرد یک سری از تومور در طول زندگی خود. VHL ممکن است رخ دهد در تا 10 ارگان های بدن نیز این امکان وجود دارد که از اعصاب و غدد تومور.

پیوند کبد نیاز سیستم ایمنی بدن را سرکوب کرد به طوری که آن را رد مثل هر پاتوژن. سرکوب کننده های ایمنی داروهای گران قیمت هستند زندگی-صرفه جویی در مصرف داروها. من در داروهای سرکوب کننده سیستم ایمنی برای زندگی است.

امروز ما آگاه هستند, کبد فعال ترین ارگان در بدن با قدرت به بازسازی خود پس از بخش های زیادی از آن حذف شده است. کبد به طور معمول حتی پس از هفتاد درصد از آن حذف شده است و می تواند به رشد به اندازه عرض چند هفته ارائه شده باقی مانده سی درصد سالم است. در نتیجه زندگی فرد می تواند اهدای کبد از محبت و بازگشت به زندگی عادی در یک ماده از روز. این موجب صرفه جویی در زندگی بيماران مبتلا به بيماری مزمن کبدی. پیوند کبد بی خطر است و ممکن است با توجه به این منحصر به فرد

پدر من جان به زودی پس از پیوند من و زن عمو در زمان خانه ما از ما و ما مانده بودند بی پول و بی خانمان. پس از آن بود که واقعی من زمان سختی شروع شد و ما تا به حال دو انتخاب …مرگ یا حفظ زندگی.

نه تنها ما مواجه تکان دهنده فقر که در آن ما نیست که پول برای مواد غذایی روز بعد اما من به دست آورد MDR – TB زندگی در خانه های نخ نما و تغییر خانه هفت بار hounded توسط صاحبخانه.

مغز من به معنای واقعی کلمه تغییر در ترکیب شیمیایی وقتی که من درک frightfulness و چیز عجیب و غریب از من عرق بیماری طولانی و بزرگتر آن پیامدهای اقتصادی.

زمانی که در فقر و شما در صورت پزشکی embarrassments این تحقیر درخواست کمک مالی و جسمی رنج می برند که همیشه وجود دارد پول نگرانی برای مواد غذایی و داروها و اجاره.

زندگی در شپشو تنگ خانه من رو بسیاری از اعمال محبت بسیاری از اعمال جنون, اما نمی, با صدای تلپ افتادن به پایین. خارش و یا خاراندن بیماری های جامد را از توجه دولت و اما در مورد بسیاری از پر سر و صدا, پیشنهادات, زمزمه مشاوره به من انتقاد من چهره خندان.

من تومورهای مغزی هستند نادرترین آنهایی که از 1902-2013 تنها 132 موارد گزارش شده در سطح جهان است. یک شخص اظهار داشت: پس از او را دیدم تصویر اسکن مغز من تومور
“شما باید بیشتر تومور در مغز از مردم شپش در مو.”

من گفت: من نمی توانم زندگی فراتر از چند ماه. به زودی به عنوان بی شماری تومور ادامه خواهد داد به گسترش خواهد تحت فشار قرار دادن مغز و نخاع و باعث فتق و فشرده سازی تنفسی مراکز. برای هفت سال گذشته من سعی کردم به جستجو برای هر کسی که با من نوع از تومورهای مغزی, اما تا به حال من ناموفق بوده اند.

یکی از کسانی که تومور نشسته بالای من عصب بینایی در مغز باعث می شود من تا حدی کور.
آن را گرم و اکتبر روز صبح هنگامی که در یک خلق و خوی شاد من نشستم با یک کتاب که از آبی چیزی برافروخت در سراسر چشم راست من. وجود دارد lancinating درد به عنوان اگر زنده الکتریکی کابل برگزار شد و در برابر چشمان من, گونه, فک و دندان. آن را به مدت چند ثانیه تا چند دقیقه اما آن را دشوار است به نگه داشتن چشم راست من باز است. من تحت MRI اسکن و تشخیص داده شد با دو جانبه نورالژی عصب سه قلو, همچنین شناخته شده به عنوان “خودکشی بیماری” دلیل آن است که بیشتر درد مشقت بار شناخته شده برای بشر است.
من به اندازه کافی خوش شانس برای دریافت یک cyberknife با کمک crowdfunding فقط قبل از این مستند. این کاهش درد اما من آن را در سمت چپ بیش از حد است که در حال بررسی است.

در صورت عدم وجود سیاست های دولت در دادگاه پا کرده است به منظور توسعه یک قانون و ارائه درمان برای یک بیماری نادر تنها lysosomal سازی بيماران مبتلا به اختلال حمایت از دولت است.
جایی که در قانون اساسی به من داده شده حق زندگی می کنند اما من در حال تکذیب کرد.

من با زندگی من شصت و هفت ساله است و او به من مراقب. ما تنها درآمد هفت هزار روپیه بازنشستگی و در این بحران همه گیر ما روبرو هستند بسیاری از موانع: نه من درمان در زمان مناسب, مواد غذایی مناسب و همچنین با اجاره, قبض آب و برق اما من اعتقاد دارم که خدا ساخته شده است من با برخی از پایان خوب در ذهن و تماشای بیش از من و خرابه زندگی من خواهد شد طبقه بندی شده اند توسط او.

من می خواهم ملموس ردیابی موجود پس از من رفته است.

واقعا وجود دارد یک فرصت خوب برای گرفتن پیر با موهای نقره ای اگر من محترم بیماری می شود یک فرصت خوب برای درمان من پتانسیل متوجه هستند و نبرد با خودخواه مردم به پایان می رسد.

من یک اجاره نامه جدیدی از زندگی پس از پیوند کبد و هر سال من جشن روز را به عنوان زنده ماندن در شب. پس از پانزده جراحی از جمله دو cyberknife و دو پرتو درمانی احساس می کنم زندگی لذت بخش است. من یک بلیط یک طرفه به این دنیا اما من می کردم زندگی حشرات موذی – صرف اشکال خرد شدن زیر پا و یا داشتن کافی نیست عقل برای لذت بردن از خورشید poking آن شایان ستایش سر از پشت ابر…ستاره نکردم آبی روشن آسمان شب… یا grand صدای رعد و برق و با آن روح بیدار شدن از خواب و یا تماشای رنگین کمانی بازی رنگ از رنگین کمان.

من ممکن است اضافه کردن یک لمس اتمام

“وقتی که شما شنیدن hoofbeats فکر می کنم از اسب نه گورخر” …

در طب اصطلاح “گورخر” در اشاره به یک بیماری نادر و یا بیماری است. پزشکان در حال تدریس است که فرض کنیم که ساده ترین توضیح این است که معمولا بهترین بنابراین به عنوان نه به اطراف تشخیص بیماران با انواع ناآشنا بیماری ها هستند که بسیار بعید است. بیماری های شایع هستند آنچه پزشکان باید انتظار روبرو می شوند.

بسیاری از پزشکان به نظر می رسد فراموش” گورخر” وجود دارد و بنابراین تشخیص و درمان دشوار است برای کسانی که از یک بیماری نادر است.

در حالی که صرف ساعت در مقابل دارای آینه توصیف زخم از پیوند کبد و کلیه و سرطان هنگام فتق تعمیر که منجر به تاسف دبريدمان همه من می بینم در حالی که نگاه کردن به خودم در آینه قوی, بی باک, badass اسب شاخدار.

زمانی که زندگی کشویی از من
امید roused جنگجو در درون من
و من شروع به سفر

سلب مسئولیت : دیدگاه های مطرح شده در بالا هستند خود نویسنده.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de