یک سفر هزار مایلی!

برخی از حوادث را به ما منعکس کننده عمیقا تغییر باورهای ما و تعریف ما دیدگاه. خوشبختانه تصدی من به عنوان یک معلم در یک حکومت دختران مدرسه (در دهلی نو) با توجه به مشارکت با آموزش برای هند (TFI) به من پیشنهاد های زیادی از چنین فرصت. در علاوه بر این به دانشگاهیان ما استفاده می شود به تمرکز بر روی جنبه های دیگر از توسعه جامع. این دانشجویان از یک محروم پس زمینه که منجر به نیاز به اطمینان حاصل شود بهتر سیستم عامل آموزش به صورت معنی دار رشد. آن را تبدیل به چالش کشیدن به دلیل منابع محدود و عدم مناسب محیط آموزشی. دانش آموزان اغلب در معرض عقب طرز فکر و “شما یک دختر بچه دانستن محدودیت های خود را” نوع نگرش در جامعه خود را. این چالش منجر به نیاز به این برنامه کمک هزینه تحصیلی به در محل.

یکی از وقایع است که به ما کمک کرد تا اطمینان این TFI مدل ملل متحد که برگزار شد برای همه دولت مدرسه کودکانی که مورد مطالعه تحت نظارت TFI تیم. در حالی که ما prepping برای این رویداد را انتخاب کردم 8 نفر (برای کمیته های مختلف) که قرار بود رقابت وجود دارد با دانش آموزان از مدارس دیگر اختصاص داده شده آنها را در این برنامه و آغاز تحقیقات با آنها کار می کنند. من انتخاب نازم (تغییر نام) برای بشر سازمان ملل متحد کمسیون حقوق (UNHRC) و دستور کار برای همین بود که “تجاوز به حقوق”. در حالی که این فرآورده ها با دیگر دانش آموزان آغاز شده و آن را دشوار است به همان می گویند برای نازم به دلایل متعدد. اول از همه او را یک دانش آموز کلاس هشتم, کاملا بی اطلاع از آنچه در نظر بود, گی, همجنسگرا و غیره ایستاده بود. ثانیا با تمام بی گناهی او بیش از حد بود ندانسته و ناخودآگاه مقاومتی یا بیایید می گویند به طور کامل غافل از این “حقایق” از جامعه است. برای او چنین امکانات هر دو غیر موجود و غیر طبیعی به حداقل می گویند. در آن زمان بحث های متعددی را برای او به جذب ایده و از آن آگاه باشد. یک کودک است که هنوز هم نسبتا بسیار پذیرش; مشکل واقعی نهفته است با بزرگسالان و بنابراین شروع شد ما سوم و احتمالا بزرگترین چالش است. هنگامی که من تا به حال یک بحث کامل با نازم در مورد دستور کار و ابراز تمایل من به دنبال پدر و مادر او اجازه اجازه می دهد تا او را برای چنین بحث او مطرح شده و او دست در تسلیم است.

“من فکر نمی کنم که شما همیشه قادر به متقاعد کردن آنها bhaiya!” او استدلال کرد. “آنها هرگز به من اجازه می دهد به شرکت اگر شما به آنها بگویید در مورد موضوع” او اضافه شده است.

با وجود همه مثبت, من می دانستم که حق با او بود. من تا به حال کار شده است برای بیش از یک سال در جامعه شده و به خوبی آگاه از محدودیت های ما در دست ما است.

“پس من باید با اضافه کردن نام خود را به کمیته و سپس؟” من پرسیدم نمی دانستند چه باید بکنید بعد.

“او متوقف شد و گفت:

“Bhaiya, من می خواهم به خواندن در مورد آن. من فکر می کنم من می خواهم به تحقیقات با شما به دانستن بیشتر و من نمی خواهم این فرصت را از دست. می تواند ما نیست لطفا بحث در مورد این موضوع با پدر و مادرم و فقط اجازه دهید آنها را می دانیم که وجود دارد بحث رقابت در محل؟”

من نمی دانم که آیا آن را درست انجام دهد اما به دنبال این اعتقاد در چشم او من را به آن توافق و شروع به آماده شدن برای مون.

آماده سازی به خودی خود یک چالش کشیدن روند. آن استفاده می شود بسیار دشوار است برای اوقات فراغت برای آموزش دانش آموزان با توجه به محدود ساعات مدرسه. علاوه بر این او تنها دانش آموز رقابت. وجود دارد 7 نفر دیگر به عنوان به خوبی و هر یک از آنها مورد نیاز مشابه راهنمایی. بنابراین آنچه که ما را به اطمینان حاصل شود به طور منظم بحث تمرین و پژوهش این بود که من فرستاده آنها مربوط به مواد و لینک های مفید بیش از Whatsapp و به طور خلاصه مورد بحث محتوا و روز بعد در مدرسه است. پس از تحقیقات مواد می تواند به ابرو مطرح شده در چشم پدر و مادر و همچنین به دلیل در دستور کار خود درگیر حساسیت من تا به حال بسیار آگاه در مورد محتوای هر مقاله و یا لینک ویدیو که من به اشتراک گذاری. ما prepped در چنین محدودیتهایی برای بیش از یک ماه و در نهایت در روز از این رویداد او عملکرد بهتری نسبت به بسیاری از رقبای دیگر و برنده “بالا Commendation” (2 جایزه).

وجود دارد مطلقا هیچ واژه ای برای بیان نوع عاطفی rollercoaster ما هر دو از طریق رفت و سپس بازگشت. هر دوی ما احساس ضعف با شادی و غرور و افتخار است.

به عنوان ما از محل برگزاری با تمجید من به او و پرسید: اگر او می خواهم به اشتراک گذاشتن با پدر و مادر دستور کار بحث در حال حاضر. او لبخند زد و گفت:

“Bhaiya, من فکر نمی کنم وجود دارد هر گونه نیاز برای آن.”

“چرا ؟ آیا شما آنها را می خواهید به دانستن در مورد آنچه شما آموخته ام و چقدر مهم است این مسئله است؟”

“Bhaiya, من شناخته شده اند آنها را برای سال. من می دانم که آنها به معنی خوب است اما شاید آنها هنوز آماده نیست برای آن است. یا شاید من به اندازه کافی به آنها را به درستی درک کنند. احتمالا در آینده یک بار من را بزرگتر و بهتر در تبیین افکار من, من نشستن و بحث در مورد آن با آنها.”

“خوب است که به طور کامل خود تماس بگیرید اما من آرزو می کنم من می توانم به آنها بگویید که دختر خود را تکامل یافته به عنوان یک فرد برای من است.”

“Bhaiya, من می دانم آنچه من آموخته اند در طول این یک ماه سفر است. من به خوبی آگاه از پیشرفت من. من آموخته اند که برخی از دیدگاه های جدید و من در حال حاضر درک کنند که من نیاز به اطلاعات بیشتر. من می دانم که شما آنها را می خواهید به افتخار من اما در اینجا من احساس افتخار می کنم در حال حاضر. من فکر می کنم این چیزی است که مهم است. بعد از همه, آن را به یک سفر هزار مایلی و در اینجا است که اولین قدم من!”

“بله, آن است.”

سلب مسئولیت : دیدگاه های مطرح شده در بالا هستند خود نویسنده.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de